pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
لحظات رهایی ختم ساغر
مجید منتظر مهدی
خدمتتون عارضم در جلسات پیشین مقدماتی را گفتم اعم از این که چای خوب چیست و چگونه باید دمش کرد. همه‌ی این حرف‌ها برای این بود که به مسئله‌ی نوشیدن برسیم.

من و هومن و جرج اورول و باقی قضایا

دوستی دارم به نام هومن که بچه‌ی خوبی است، ولی در امر چایی اهمال‌کار است. در زندگی‌ام هیچ‌وقت بدون صبحانه از خانه خارج نشده‌ام و در نتیجه هیچ‌وقت بدون چایی روز را شروع نکرده بودم تا این که یک روز با جماعتی مسافرتی رفتیم و این هومن شد رهبر گروه. صبح با یکی دیگر از عمو‌ـ‌بی‌خیال‌های جمع تصمیم گرفتند که برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها صبحانه را حذف کنند و در غایت به این نتیجه رسیدند که آب‌میوه به جماعت بدهند. خلاصه اصرارهای بنده کارگر افتاد و آقایان راضی شدند که یک صبحانه‌ی جمع‌وجور بدهند و باز با اصرار من شیر کاکائو جزو صبحانه شد. پیش خودم حساب کردم کاکائو کافئین خون ما را سرپا نگه می‌دارد. بله بنده تا به حال روز را بدون چایی شروع نکرده بودم و نمی‌دانستم چه بلایی ممکن است سر یک معتاد چایی بیاید. خلاصه چشمتان روز بد نبیند: تمام روز از زور سردرد قرص پشت قرص انداختیم بالا ولی بی‌فایده. تا این جای ماجرا نتیجه می‌گیریم اگر معتاد چایی هستید یا شده‌اید، بهتر است با چایی شوخی نکنید. بعد از این ماجراها هومن لطف کرد و لینک نوشته جرج اورول، یک فنجان چای عالی، را زیر نوشته اول گذاشت و طلب بخشش کرد. من هم هر چند با همه‌ی روایت اورول همراه نبودم، با نوشته حال کردم و هومن را بخشیدم. تا این که چند روز پیش توی مترو، همین هومن برای ما متخصص چایی‌دم‌کردن شد و به روش من اشکال گرفت. همه‌ی این‌ها را نوشتم که به خوانندگان گرامی گوشزد کنم برای من شاخ نشوند؛ چون کلاً هیچ‌کس را در این مورد آدم حساب نمی‌کنم. هومن! این‌ها برای ثبت در تاریخ نوشتم. رضا! این دفعه را بی‌خیال تو شدم ولی دیگر تکرار نشود.

دسریات

حالا سؤال اصلی این است که چایی را با چی بنوشیم. جواب فقط قند است و لاغیر. یعنی شکلات و کیک و شیرینی هیچ‌کدام جایگزین قند نیستند. توجه کنید این‌جا منظور دقیقاً چیزی است که قرار است در آنِ واحد با چایی در دهان مخلوط شود؛ و گرنه همه‌ی این‌ها جزو دسرهای محبوبند.
اما در مورد قند یک پیشنهاد بکنم: در ظرف قند کمی هل بریزید تا قندها بوی هل بگیرند. عجیب این است که حس نوستالژیک چایی با این کار ساده چند ده برابر می‌شود. راستی، در مورد قند حبه لازمه فحش و فضیحت راه بندازم یا براتون جا افتاده که در حکم چیه؟
دسرهای چایی بر دو دسته‌ی شور و شیرین تقسیم می‌شوند. شورها نقش پیش‌وند را دارند و شیرین‌ها نقش پس‌وند. بله در واقع شورها نقش اشتهازا (apéritf) را دارند. پیشنهاد مرفهانه آجیل شور است. اگر می‌گویید پول نداریم، تخمه را برای چنین شرایطی تولید کرده‌اند. ترجیح من در میان تخمه‌ها مرمری (همان‌هایی که انگار تخم کدو را باد کرده‌اند) است. نشد؟ چیپس که هست! به خصوص چیپس ذرت و علی‌الخصوص تنوری. حالا که شور را خوردید، تشنه‌تان است و نیاز مبرم به چایی دارید. خلاصه چایی اول را که نوش جان کردید، نوبت شیرینی می‌رسد. ترجیح من شیرینیِ به‌ـ‌آغوش‌ـاسلام‌ـ‌بازگشته‌ی گل‌محمدی است. لطفاً دست از عمله‌بازی بردارید و بی‌خیال شیرینی تر شوید: خامه و چای؟ بله، بعد از میل‌کردن شیرینی نوبت چایی دوم است. انصافاً روی دست این فرمول وجود نداره؛ پس یک لطفی کنید پیشنهاد جدید ندهید که به خدا شاکی می‌شم.

گپ و گعده

از نیازهای مبرم برنامه چایی‌خوری هم‌صحبت هم‌دل است. یعنی همه این‌ها ذاتاً لذت‌بخش است ولی همراهی هم‌صحبت خوب مغتنم، تازه نه فقط یکی. یکی از لذت‌بخش‌ترین بخش‌های زندگی‌ام برنامه‌ی چایی بعدازظهر جمعه است. همه جمعند و باب صحبت باز، خوبی‌اش این است که صحبت بدون برنامه‌ریزی است و هدف بیشتر باهم‌بودن است.
البته نباید از صحبت‌های دو نفره صرف‌نظر کرد. بهترین صحبت‌های روشنفکری در همین مراسم چایی‌خوری دو نفره شکل می‌گیرد. از موسیقی آرام و دل‌نشین نباید غافل شد. من هیچ‌وقت بعداز ظهرهای زمستانی را که با همین امیرحسین در دفتر می‌نشستیم و با همراهی جانی کش کبیر گپ می‌زدیم فراموش نمی‌کنم. چیزی که خاطره‌ی آن اتاق تاریک را برایم حسرت‌بار می‌کند، عطر چایی، گپ و جانی کش است.

بیسکوئیت

از آن جایی که بر هر اصلی استثنائی وارد است بر اصل قند هم یک استثنا است: بیسکوئیت. البته فکر نکنید می‌خواهم پیشنهاد کنم به جای قند از بیسکوئیت استفاده کنید، چون وقتی قرار است چایی با بیسکوئیت میل شود، باید چایی را واسازی کرد. برای خوردن بیسکوئیت با چایی باید آن را در چایی فرو کرد و منتظر شد که خوب خیس بخورد و نرم شود و بعد به خندق بلا ارسال گردد. اما آن چه مهم است این است که چقدر باید بیسکوئیت را در چایی نگه داشت. خوب مثل هر چیز مهم دیگری فرمولی ندارد؛ فقط می‌توانم به این اشاره کنم که رابطه‌ی زمان خیس‌خوردن بیسکوئیت در چایی نسبت عکس دارد با دمای چایی و نسبت مستقیم با ضخامت بیسکوئیت. نمونه‌ی کلاسیک بیسکوئیت مناسب برای این عمل غیراصولی، پتی‌بور است؛ بیسکوئیتی که علی‌رغم کلمه‌ی «بور» در اسمش هیچ ربطی به کره ندارد. آهان خوب شد گفتم کره، بیسکوئیت‌هایی هست در فرنگ، در ظرف‌های شیک فلزی به نام «بیسکوئیت کَره‌ای دانمارکی» (گل‌محمدی) که بیسکوئیت شکری با طعم کره هستند و شخصاً بعید می‌دانم در میان تولیدات انسانی چیزی مناسب‌تر از این بیسکوئیت‌ها برای اجرای این مراسم باشد. در میان بیسکوئیت‌های در دسترس، پیشنهاد اکیدم بیسکوئیت سلامت کنجدی با طعم هل است.
در این آیین بالا‌کشیدن بیسکوئیت از لیوان چایی، درست مثل ماهی‌گیری، بخش اصلی عملیات است. سعی کنید بیسکوئیت را به حالت عمودی خارج کنید بدون این که به طرفین متمایل شود؛ چون اگر لنگر بیاندازد، احتمال سقوط بیسکوئیت در چایی بسیار زیاد است. اگر هم سقوط کرد غصه نخورید؛ حتی حرفه‌ای‌ها هم نمی‌توانند همه‌ی بیسکوئیت‌ها را سالم بیرون بکشند. راستی باید بدانید که کثافت‌کاری بخش جدایی‌ناپذیر این مراسم است؛ اصلاً به همین خاطر گفتم که برای انجام این عملیات باید چایی را واسازی کرد. پیشنهاد می‌کنم اصلاً هوس خوردن چایی با خمیر ته‌نشین‌شده‌ی بیسکوئیت را نکنید؛ اما می‌توانید محتویات ته لیوان را با قاشق چایی‌خوری نوش‌جان کنید. بله همان‌طور که متوجه شدید در این مراسم به جای استکان از لیوان دهن‌گشاد استفاده می‌کنیم، طبیعتاً برای سهولت در فروکردن راحت‌تر بیسکوئیت.

نعلبکی

کارکرد اصلی نعلبکی برای نریختن چای روی میز یا سطح زیر استکان است اما کارکردش در گفتمان راننده تریلی‌ای نقش کمک‌راننده استکان است. یعنی درست است که چایی باید در استکان ریخته شود؛ ولی باید در نعلبکی هورت‌کشان خورده شود. یک موقع فکر نکنید انتقال چایی به نعلبکی برای زودتر سردشدن آن است، چون اصلاً بعضی‌ها استکان را به عنوان وسیله‌ی انتقال چایی به دهن به رسمیت نمی‌شناسند. مادربزرگ من از جمله کسانی بود که همیشه خوردن چایی را در نعبکی به خوردنش از استکان ترجیح می‌داد. البته فکر نکنید این سنت منسوخ است، چون من خانم بیست‌و‌دو‌ساله‌ای می‌شناسم که عشقش خوردن چایی در نعلبکی است؛ هورت‌کشیدن را فراموش نکنید!

سیگار

بعضی خواسته بودند درباره‌ی پایه‌ی بلند یا کوتاهش بنویسم؛ اما از آن‌جا که یک شماره را به آن اختصاص خواهم داد، پس وجهی ندارد که این‌جا به آن بپردازم.
اِه اِه اِهه...

بالاخره این مسئله‌ی چایی هم ان شاء الله ختم به خیر.
نظرات (۶)