|
|||
مهاجمان فضا سفر پیدایش: صفر و یک |
| آریا بخششی |
«ریاضیات زبانیست که خداوند با آن جهان را نوشت.»[گالیله]
قبل از متن:
«… حالا به غیر از اینها ریچاردسون نابغهی فیلسوفْ اخلاق گند عجیب دیگری هم داشت. او بیشتر اوقات خسته و بیحال بود. شاید هم خودش را به خستگی میزد. گاهی در این حالت خموده چیزهایی میگفت که هیچکدام از دوستهای نزدیکش نمیفهمیدند. عقاید احمقانهای داشت که فکر میکنم به آن حرفهایش بیربط نبود: راجع به پایان دنیا، راجع به حملهی اشیای ناشناخته. راجع به مثلث برمودا. هر وقت راجع به اینها حرف میزد، برای لحظاتی کاملاً به وجد میآمد. یادش میرفت که قبلش چه حالی داشته.
یکبار حوالی سالهای ۱۹۷۰ با او در یکی از کوچههای بوستون قدم میزدیم. ماهیفروشی را دیدیم که از حوالی میسیسیپی آمده بود و ادعا میکرد که یک ماه پیش به همراه چوپانی درتگزاس بشقابپرندهای را به چشم خودش دیده است. ماهیفروش احتمالاً از سر سادهدلی یکی از آن هواپیماهای بی ۵۲ را در تاریکی شب دیده و خیالاتی شده بوده. من که پاک خندهام گرفته بود ولی جیمز حسابی جدی بود و با او به دقت صحبت میکرد و این بیش از هر چیز دیگری مرا به خنده وامیداشت.
او حتی مقدار زیادی پول به آن ماهیفروش داد؛ برای اطلاعاتی که در اختیارش گذاشته بود.
آن روز بعد از آن صحبت جیمز خیلی خوشحال به نظر میرسید...
خدا بیامرزدش. ای کاش خدا آن روزها را دوباره برای ما بیاورد. نمیدانم چرا هیچوقت او را درست و درمان درک نکردم...»
آندره آرمسترانگ، از مجموعه خاطرات، ۱۹۸۰
قبل از من:
ویدئوگیم در سال ۱۹۷۱ به عنوان یک رسانهی سرگرمکنندهی تجاری و در اواخر دههی ۷۰ و اوایل دههی ۸۰ در امریکا، ژاپن و اروپا به عنوان یکی از پایههای اصلی و مهم صنایع سرگرمکننده مطرح شد.
صنعت ویدئو گیم در ۱۹۸۳ افتی اساسی پیدا میکند. اما دو سال بعد در ۱۹۸۵ دوباره خود را احیا کرده و تا کنون به مدت دو دهه و اندی سال پیشرفتی چشمگیر و روبهرشد میکند. تا جایی که در حال حاضر تنها رقیب صنعت سینما محسوب میشود. سینمایی که تا مدتها از لحاظ تجاری بیرقیب بود.
واژهی ویدئو در ویدئوگیم در واقع به هرگونه دستگاه پخش شبکهای اطلاق میشود. اما به خاطر همهگیرشدن واژهی ویدئوگیم و سختی جایگزینکردن واژههای جدید برای آن، واژهی ویدئو در آن شامل هر نوع دستگاهی که قابلیت پخش داشته باشد میشود.
من:
مدتهای زیادیست که دیگر کاملاً به این نتیجه رسیدهایم که سهم علم در پیشبردن هنرها غیرقابل چشمپوشیست. تصحیح میکنم: پیشبردن در اینجا ناقص است: گاهی وجود علم آنقدر الزامیست که رسانهها و هنرهای جدید را نمیشود بدون آن تصور کرد و علم نه تنها تأثیرگذار و یا کاتالیزور که به نوعی زیربنای آنهاست.
آنطور که من دستگیرم شد، هنوز توافقی سر اینکه اولین ویدئوگیم را چه کسی ساخته وجود ندارد و این احتمالاً به سختبودن تعریف مشخص از آن بستگی دارد؛ به خصوص آنکه آن اوایل احتمالاً کسی نمیدانسته این جریان به کجا خواهد انجامید.
بنابراین طبق تعریف چند فاکتوریای که ارائه شد، هر اولین بازیای در یک فاکتور مشخص پیشرو بوده و اولین آنها هم که اینجا آمده، به ناچار شناختهشدهترین بازی سرگرمکنندهی قدیمیست.
متن:
. قدیمیترین بازی الکترونیکی سرگرمکنندهی شناختهشده توسط Thomas T.Goldsmith و Estle Ray Mann بر روی یک تیوب پرتوهای کاتدی (شکل سادهای از سیستم مانیتورهای امروزی) در سال ۱۹۴۷ ساخته شد.
این بازی شبیهسازیای بود از ایدهی پرتاب موشک در جنگ جهانی دوم که شکل گرافیکیاش کاملاً ملهم از نمایشگرهای رادار موشکها در جنگ جهانی دوم بود.
در این بازی سیستم کنترل دیجیتالی وجود نداشت و برای هدایت از مداربندی آنالوگ استفاده میشد. تمام آنچه در صفحهی نمایشگر دیده میشد، یک نقطه بود (مشابه آنچه در رادار ها دیده میشود) و برای هدفها نیز صفحهای شفاف روی صفحه نمایشگر قرار میگرفت که هدفها روی آن به صورت دستی ترسیم شده بودند. چون در آن زمان قابلیت ترسیم توسط کامپیوتر فقط به صورت بسیار بسیار ابتدایی وجود داشت.
در پنجم می ۱۹۵۱ در فستیوالی در انگلیس، کامپیوتری به نام NIMROD معرفی شد. در این کامپیوتر پانلهایی از چراغهای کوچک برای ترسیم وجود داشت که روشن و خاموش میشدند. نیمرود منحصرا برای اجرای بازی NIM ساخته شده بود. بنابراین اولین نمونهی یک کامپیوتر دیجیتال بود که مشخصاً برای یک بازی ساخته میشد.
در سال ۱۹۵۲ Alexander S.Douglas اولین بازی کامپیوتری را ساخت که گرافیک آن دیجیتالی بود.
بازی OXO که برای کامپیوتری قدیمی به نام EDSAC ساخته شده بود.
در ۱۹۵۸ William Haiginbotham برای روز مخصوص بازدیدکنندگان لابراتوار ملی بروکهون که هر ساله برگزار میشد، بازی Tennis for two را ساخت.بازی از لحاظ مالی توسط سازمان انرژی امریکا پشتیبانی شد. Tennis for two از یک کامپیوتر آنالوگ بهره میبرد و نمایش تصویر آن به صورت سیستم وکتور بود که بر روی یک اسیلوسکوپ دیده میشد.
در ۱۹۶۱ چند دانشجوی دانشگاه امآیتی به نامهای Martin Graetz و Steve Russel و Wayne Wiitanen بازی Spacewar را برای کامپیوتر دک ساختند که مانند Tennis for two گرافیک وکتوری داشت.
در سال ۱۹۶۶ Ralph Baer کارش را بر روی ایدهی اولیهای که از سال ۱۹۵۱ در سر داشت ادامه داد. ایدهی Baer روی انتخاب دستگاه پخش تصویر متمرکز بود: او میخواست بازیای بسازد که بشود آن را با هر دستگاه تلویزیون خانگی بازی کرد.
در می ۱۹۶۷ نتیجهی تلاشهای Baer به بار نشست. او اولین بازیای را ساخت که سیستم نمایش آن شبکهای یا ویدئویی بود و همچنین اولین بازیای که بر روی هر دستگاه تلویزیونی قابل اجرا بود.
در ۱۹۷۱ Bill Pitts و Hugh Tuck اولین بازی کامپیوتری با سیستم سکهبندازی را در دانشگاه استانفورد ساختند. اینْ بازی نامآشنای Galaxy بود که بعدها چند نسخهی دوبارهسازیشده از آن ساختند.
تنها یک دستگاه از این نوع و برای این بازی ساخته شد.
دو ماه پس از این بازی Computer space توسط Nolan Bushnell و Ted Dabney به بازار آمد.
Computerspace اینبار اولین بازی با سیستم سکهبندازی بود که فروش تجاری کرد (همچنین اولین ویدئوگیمی که در دسترس عمومی قرار داشت. کامپیوتر اسپیس ششماه زودتر از اودیسه به بازار آمد).
هم Galaxy و هم Computerspace، نسخههای مختلفی بودند از بازی Spacewar .Bushnell و Dabney از یک دستگاه تلویزیون در یونیتی که بازی در آن اجرا میشد استفاده کردند.
بازی Pong نیز توسط این دو در ۱۹۷۲ به بازارآمد.
درمی ۱۹۷۲ Baer با همکاری یک کمپانی به نام Magnavox، کنسول Brown Box را با نام Odyssey به بازار فرستاد. Odyssey اولین کنسول خانگی ویدئوگیم بود.
در ۱۳ فوریه ی ۲۰۰۶ مدال ملی تکنولوژی توسط جرج دبلیو بوش به Baer اعطا میشود. به خاطر ایده و اختراع پیشگامانه و بیش از همه کمک به رونق اقتصادی ویدئوگیم.
در زیر عکسهای این ماجراها را میبینید.

عکسی از کامپیوتر nimrod

بازسازی tennis for two به همان شکل اولیه

spacewar

دونفر در حال بازیکردن با brownbox، اولین کنسول خانگی ویدئوگیم.

یونیتی که بازی galaxy در آن اجرا میشد.

بازی pong که بعدها کمپانی آتاری با آن قرارداد بست.
***
منابع:
۱- ویکیپدیا
۲- www.gameinnovation.org
۳- www.pong-story.com
۴- مجموعهی خاطرات آندره آرمسترانگ، S.Fischer Publications
نظرات (۵)
قبل از متن:
«… حالا به غیر از اینها ریچاردسون نابغهی فیلسوفْ اخلاق گند عجیب دیگری هم داشت. او بیشتر اوقات خسته و بیحال بود. شاید هم خودش را به خستگی میزد. گاهی در این حالت خموده چیزهایی میگفت که هیچکدام از دوستهای نزدیکش نمیفهمیدند. عقاید احمقانهای داشت که فکر میکنم به آن حرفهایش بیربط نبود: راجع به پایان دنیا، راجع به حملهی اشیای ناشناخته. راجع به مثلث برمودا. هر وقت راجع به اینها حرف میزد، برای لحظاتی کاملاً به وجد میآمد. یادش میرفت که قبلش چه حالی داشته.
یکبار حوالی سالهای ۱۹۷۰ با او در یکی از کوچههای بوستون قدم میزدیم. ماهیفروشی را دیدیم که از حوالی میسیسیپی آمده بود و ادعا میکرد که یک ماه پیش به همراه چوپانی درتگزاس بشقابپرندهای را به چشم خودش دیده است. ماهیفروش احتمالاً از سر سادهدلی یکی از آن هواپیماهای بی ۵۲ را در تاریکی شب دیده و خیالاتی شده بوده. من که پاک خندهام گرفته بود ولی جیمز حسابی جدی بود و با او به دقت صحبت میکرد و این بیش از هر چیز دیگری مرا به خنده وامیداشت.
او حتی مقدار زیادی پول به آن ماهیفروش داد؛ برای اطلاعاتی که در اختیارش گذاشته بود.
آن روز بعد از آن صحبت جیمز خیلی خوشحال به نظر میرسید...
خدا بیامرزدش. ای کاش خدا آن روزها را دوباره برای ما بیاورد. نمیدانم چرا هیچوقت او را درست و درمان درک نکردم...»
آندره آرمسترانگ، از مجموعه خاطرات، ۱۹۸۰
قبل از من:
ویدئوگیم در سال ۱۹۷۱ به عنوان یک رسانهی سرگرمکنندهی تجاری و در اواخر دههی ۷۰ و اوایل دههی ۸۰ در امریکا، ژاپن و اروپا به عنوان یکی از پایههای اصلی و مهم صنایع سرگرمکننده مطرح شد.
صنعت ویدئو گیم در ۱۹۸۳ افتی اساسی پیدا میکند. اما دو سال بعد در ۱۹۸۵ دوباره خود را احیا کرده و تا کنون به مدت دو دهه و اندی سال پیشرفتی چشمگیر و روبهرشد میکند. تا جایی که در حال حاضر تنها رقیب صنعت سینما محسوب میشود. سینمایی که تا مدتها از لحاظ تجاری بیرقیب بود.
واژهی ویدئو در ویدئوگیم در واقع به هرگونه دستگاه پخش شبکهای اطلاق میشود. اما به خاطر همهگیرشدن واژهی ویدئوگیم و سختی جایگزینکردن واژههای جدید برای آن، واژهی ویدئو در آن شامل هر نوع دستگاهی که قابلیت پخش داشته باشد میشود.
من:
مدتهای زیادیست که دیگر کاملاً به این نتیجه رسیدهایم که سهم علم در پیشبردن هنرها غیرقابل چشمپوشیست. تصحیح میکنم: پیشبردن در اینجا ناقص است: گاهی وجود علم آنقدر الزامیست که رسانهها و هنرهای جدید را نمیشود بدون آن تصور کرد و علم نه تنها تأثیرگذار و یا کاتالیزور که به نوعی زیربنای آنهاست.
آنطور که من دستگیرم شد، هنوز توافقی سر اینکه اولین ویدئوگیم را چه کسی ساخته وجود ندارد و این احتمالاً به سختبودن تعریف مشخص از آن بستگی دارد؛ به خصوص آنکه آن اوایل احتمالاً کسی نمیدانسته این جریان به کجا خواهد انجامید.
بنابراین طبق تعریف چند فاکتوریای که ارائه شد، هر اولین بازیای در یک فاکتور مشخص پیشرو بوده و اولین آنها هم که اینجا آمده، به ناچار شناختهشدهترین بازی سرگرمکنندهی قدیمیست.
متن:
. قدیمیترین بازی الکترونیکی سرگرمکنندهی شناختهشده توسط Thomas T.Goldsmith و Estle Ray Mann بر روی یک تیوب پرتوهای کاتدی (شکل سادهای از سیستم مانیتورهای امروزی) در سال ۱۹۴۷ ساخته شد.
این بازی شبیهسازیای بود از ایدهی پرتاب موشک در جنگ جهانی دوم که شکل گرافیکیاش کاملاً ملهم از نمایشگرهای رادار موشکها در جنگ جهانی دوم بود.
در این بازی سیستم کنترل دیجیتالی وجود نداشت و برای هدایت از مداربندی آنالوگ استفاده میشد. تمام آنچه در صفحهی نمایشگر دیده میشد، یک نقطه بود (مشابه آنچه در رادار ها دیده میشود) و برای هدفها نیز صفحهای شفاف روی صفحه نمایشگر قرار میگرفت که هدفها روی آن به صورت دستی ترسیم شده بودند. چون در آن زمان قابلیت ترسیم توسط کامپیوتر فقط به صورت بسیار بسیار ابتدایی وجود داشت.
در پنجم می ۱۹۵۱ در فستیوالی در انگلیس، کامپیوتری به نام NIMROD معرفی شد. در این کامپیوتر پانلهایی از چراغهای کوچک برای ترسیم وجود داشت که روشن و خاموش میشدند. نیمرود منحصرا برای اجرای بازی NIM ساخته شده بود. بنابراین اولین نمونهی یک کامپیوتر دیجیتال بود که مشخصاً برای یک بازی ساخته میشد.
در سال ۱۹۵۲ Alexander S.Douglas اولین بازی کامپیوتری را ساخت که گرافیک آن دیجیتالی بود.
بازی OXO که برای کامپیوتری قدیمی به نام EDSAC ساخته شده بود.
در ۱۹۵۸ William Haiginbotham برای روز مخصوص بازدیدکنندگان لابراتوار ملی بروکهون که هر ساله برگزار میشد، بازی Tennis for two را ساخت.بازی از لحاظ مالی توسط سازمان انرژی امریکا پشتیبانی شد. Tennis for two از یک کامپیوتر آنالوگ بهره میبرد و نمایش تصویر آن به صورت سیستم وکتور بود که بر روی یک اسیلوسکوپ دیده میشد.
در ۱۹۶۱ چند دانشجوی دانشگاه امآیتی به نامهای Martin Graetz و Steve Russel و Wayne Wiitanen بازی Spacewar را برای کامپیوتر دک ساختند که مانند Tennis for two گرافیک وکتوری داشت.
در سال ۱۹۶۶ Ralph Baer کارش را بر روی ایدهی اولیهای که از سال ۱۹۵۱ در سر داشت ادامه داد. ایدهی Baer روی انتخاب دستگاه پخش تصویر متمرکز بود: او میخواست بازیای بسازد که بشود آن را با هر دستگاه تلویزیون خانگی بازی کرد.
در می ۱۹۶۷ نتیجهی تلاشهای Baer به بار نشست. او اولین بازیای را ساخت که سیستم نمایش آن شبکهای یا ویدئویی بود و همچنین اولین بازیای که بر روی هر دستگاه تلویزیونی قابل اجرا بود.
در ۱۹۷۱ Bill Pitts و Hugh Tuck اولین بازی کامپیوتری با سیستم سکهبندازی را در دانشگاه استانفورد ساختند. اینْ بازی نامآشنای Galaxy بود که بعدها چند نسخهی دوبارهسازیشده از آن ساختند.
تنها یک دستگاه از این نوع و برای این بازی ساخته شد.
دو ماه پس از این بازی Computer space توسط Nolan Bushnell و Ted Dabney به بازار آمد.
Computerspace اینبار اولین بازی با سیستم سکهبندازی بود که فروش تجاری کرد (همچنین اولین ویدئوگیمی که در دسترس عمومی قرار داشت. کامپیوتر اسپیس ششماه زودتر از اودیسه به بازار آمد).
هم Galaxy و هم Computerspace، نسخههای مختلفی بودند از بازی Spacewar .Bushnell و Dabney از یک دستگاه تلویزیون در یونیتی که بازی در آن اجرا میشد استفاده کردند.
بازی Pong نیز توسط این دو در ۱۹۷۲ به بازارآمد.
درمی ۱۹۷۲ Baer با همکاری یک کمپانی به نام Magnavox، کنسول Brown Box را با نام Odyssey به بازار فرستاد. Odyssey اولین کنسول خانگی ویدئوگیم بود.
در ۱۳ فوریه ی ۲۰۰۶ مدال ملی تکنولوژی توسط جرج دبلیو بوش به Baer اعطا میشود. به خاطر ایده و اختراع پیشگامانه و بیش از همه کمک به رونق اقتصادی ویدئوگیم.
در زیر عکسهای این ماجراها را میبینید.

عکسی از کامپیوتر nimrod

بازسازی tennis for two به همان شکل اولیه

spacewar

دونفر در حال بازیکردن با brownbox، اولین کنسول خانگی ویدئوگیم.

یونیتی که بازی galaxy در آن اجرا میشد.

بازی pong که بعدها کمپانی آتاری با آن قرارداد بست.
***
منابع:
۱- ویکیپدیا
۲- www.gameinnovation.org
۳- www.pong-story.com
۴- مجموعهی خاطرات آندره آرمسترانگ، S.Fischer Publications
نظرات (۵)



سفر پیدایش: صفر و یک

گناهم چیه که نظری اینجا نیست؟
آریا جان گناهی نداری!
مطلب مفصل هست،وفهم دوستان ناچیز...
اصولا مطالب علمی در جامعه عوام ایرانی جایگاهی داره.اگه در مورد ماجرای یه تجاوز بنویسی یا در مورد ازدواج پیرمرد 60 ساله با دختر 9 ساله بنویسی،در شمار خوانندگان و نظر دهندگان تغییر اساسی را شاهد خواهی بود.
البته موافقم که خیلی بد شانسی آخه این هموطنان عزیز عکس دیلدو بدون شرح هم ببینن براش یه کامنت باید بزارن!!!!!!!!
صولا مطالب علمی در جامعه عوام ایرانی جایگاهی نداره.
به هر حال اگه مثل شما آدمهای خیلی کمی هم باشن که این مطلبو می خونن، من قطعاً باز هم به همین منوال ادامه می دم!
باعث لذت ماست مطالبت