pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
کلیپس نوجوانی
امیرحسین هاشمی
در دوران نوجوانی، آدم همه‌چیز را خالص‌تر و شاید متعالی‌تر از دوره‌های بعدی می‌بیند. در این دوره، عقاید جدید به سرعت می‌آیند، مدتی با شدت بسیار زیاد در آدم می‌مانند، و به همان سرعت می‌روند و هیچ ردی از خودشان بر جا نمی‌گذارند. اعتماد به نفسی که آدم در این دوره دارد، باعث می‌شود همیشه از آن به عنوان یکی از بهترین دوره‌های زندگیش یاد کند. نوجوانی دوره‌ای است که آدم در آن خودش را مجزا و منحصربه‌فرد می‌بیند، فکر می‌کند تا آن سن شناخت خوبی از دنیا به دست آورده، برای نگاه جامعه به خودش هیچ ارزشی قائل نیست و...

بسیاری از کارهای کوچکی آدم‌ها انجام می‌دهند، معناهایی بیشتر از یک حرکت فیزیکی ساده دارد. اگر زندگی افراد را در خلأ در نظر بگیریم، انداختن گوشواره و بستن مو و پوشیدن شلوار پاره برای پسرها، هیچ ایرادی ندارد. اما شرایط پیچیده‌ی اجتماعی و فرهنگی، برای کارهای کوچک معناهایی عجیب و غریب درست کرده. مثلاً می‌دانیم که دید عمومی جامعه نسبت به این نوع کارها منفی است، و کسانی که این کارها را می‌کنند، خودشان را متعلق به دسته‌های خاصی از آدم‌ها کرده‌اند.

در نوجوانی آدم می‌تواند خیلی از این کارها را بکند، بدون آن‌که (به خاطر اعتماد به نفس حسرت‌برانگیز آن دوران) از درون، خودش را متعلق به دسته‌ی افراد دیگری بداند که این کار را می‌کنند: درست است که من لباس‌های پاره می‌پوشم و پیاده‌رو را با دوستانم بند می‌آورم، اما بین من و بچه‌باحال‌هایی که از این کارها می‌کنند هیچ شباهتی وجود ندارد. من بسیار خالص‌تر و عمیق‌تر از تمام افرادی هستم که کارهای سخیف انجام می‌دهند، هرچند در ظاهر مانند آن‌ها باشم.

کمی که می‌گذرد، آدم می‌فهمد آن‌قدرها هم که فکر می‌کرده اوضاع درونی نیست. کسی نمی‌تواند لباس پاره بپوشد و ادعا کند به گروهی که لباس‌های پاره می‌پوشند تعلق ندارد، چون این گروه دقیقاً با همین کار (پوشیدن لباس پاره) تعریف می‌شوند. کم‌کم دست آدم می‌آید که سلیقه‌های فرهنگی و سبک زندگی افراد، با همین کارهای کوچک مشخص می‌شوند و کسی که لباس پاره بپوشد، پشتش چیزهای دیگری می‌آید مثل رفتن به پاساژها و دید زدن مردم، علاقه‌ی شدید قلبی به آهنگ‌های ساسی مانکن و...
نوجوان‌ها در آن دوره‌ی طلایی هیچ اطلاعی از قدرت بسیار زیاد جامعه ندارند، و به همین خاطر است که از آن سن لذت می‌برند. شاید هم لذت نمی‌برند اما وقتی که برای همیشه آن دوره را از دست دادند، با تمام وجود درک می‌کنند آن موقع چقدر خوب بوده است.
نظرات (۱۳)