pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
۳۵ شناسنامه‌ها
حمیدرضا رفعت‌نژاد
ابتدا یک پوزش برای به تاخیر افتادن قسمت دوم مری و مکس،
و سپس توضیح این که متن زیر، بخشی از مطلبی است که درباره‌ی نقد«تیتراژ» جدایی نادر از سیمین در روزنامه‌ی جام جم چاپ شده است.

***



نگاهی به تیتراژ «جدایی نادر از سیمین»

جدایی نادر از سیمین، آخرین ساخته اصغر فرهادی است که در این ایام محور اصلی بسیاری از محافل سینمایی داخل بوده و استقبال مردم از این فیلم بسیار قابل توجه بوده است. منتقدان هم روی بسیار خوشی به اثر فرهادی نشان داده‌اند و تاکنون نقدهای بسیاری برای جدایی نادر از سیمین نوشته شده است.
تیتراژ ابتدایی جدایی نادر از سیمین، به اثر قبلی فرهادی (درباره الی) شباهت‌های زیادی دارد، تیتراژ هر دو فیلم بخشی از روایت داستان فیلم هستند؛ نه به مثابه یک مقدمه که صرفا فضای فیلم را به مخاطبش منتقل کند. در درباره الی... تصویر انداختن پول در صندوق صدقات، تصویر ابتدایی فیلم است که در ادامه متوجه می‌شویم که این تصویر متعلق به شروع سفر شخصیت‌های داستان است و از آن نمی‌توان به فضای کلی فیلم دست یافت، چون اصولا قرار نیست چنین اتفاقی بیفتد! فضای فیلم را روایت داستانش به عهده دارد و مخاطب را با خودش همراه می‌کند و بارها در طول فیلمنامه او را بالا و پایین می‌برد.

در جدایی نادر از سیمین هم همین اتفاق می‌افتد؛ تصویری از دستگاه کپی که شناسنامه‌های پرسوناژهای داستان را کپی می‌گیرد. از طرفی می‌توان آن را مانند درباره الی... بخشی از آغاز داستان دانست که البته کاملا از نظر زمانی منطبق با تمام داستان نیست و در حقیقت از نظر خط زمانی داستان، در اواسط فیلم اتفاق می‌افتد.

همان‌طور که به جز تیتراژ پایانی فیلم، در هیچ قسمت از آن از موسیقی استفاده نشده است، تیتراژ ابتدایی هم بدون موسیقی است و صدایی که شنیده می‌شود صدای هیاهوی محیط دادسراست. همین مساله رئالیستی بودن فیلم را افزایش می‌دهد و جنبه‌های ملودرام اثر را کم می‌کند.

این مساله که تیتراژ فیلم کاملا در راستای روایت داستان است، در مورد تیتراژ پایانی هم صادق است، تیتراژ پایانی محصول تعلیق و کشش در فیلمنامه است که تا به انتها طی کرده است. به طوری که مخاطب در برخورد با آن یک حس دوگانه دارد، از طرفی می‌خواهد تا پایان تیتراژ به تماشای آن بنشیند تا بلکه گره انتهایی فیلم گشوده شود و از طرفی فضای داستان این حس را برای او ایجاد کرده است که قرار نیست این مساله حل شود، اما باز به تماشای آن می‌نشیند و تمام سنگینی و تلخی بخش انتهایی فیلم، با زمان این پلان، که می‌توان آن را سکانس ـ پلان خواند، به بار می‌نشیند و این اوج موفقیت یک فیلمساز است که این مخاطبش را به دنبال خود بکشاند.

از طرفی دیگر مساله اصلی فیلم، حول درونیات پرسوناژها می‌گردد و سعی در واکاوی آنها در شرایط داستانی دارد، در حقیقت بیش از آن که عکس‌العمل‌های فیزیکی آنها مورد توجه باشد، تفکر آنها و تصمیمات ذهنی‌شان و درگیری‌های وجدانی آنها مورد توجه است و به همین سبب است که در ابتدا، هویت آنها نسخه‌برداری می‌شود، و این مساله به زیبایی تمام با نمایش کپی گرفتن از شناسنامه‌های آنان به تصویر در آمده است.

در آخر، باید گفت همان‌طور که در سینمای ایران، اثر فرهادی یک اتفاق بسیار مبارک تلقی می‌شود، تیتراژ آن هم از این صفت مستثنی نبوده و خلاقیت در اوج سادگی کارگردان را نشان می‌دهد. و برای امر ساخت تیتراژ یک خط مشی خاص و سبکی مستقل در سینمای ایران به‌حساب می‌آید.
نظرات (۷)