pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
خربزه کیت و ویلیام
شایان جاهد
از جمله مهمان‌های عروسی نوه‌ی ملکه‌ی انگلستان و نامزدش، دوست‌دختر و دوست‌پسر سابق آن‌ها بودند.

هر کس بعد از شنیدن این جمله یک واکنش ذهنی دارد. دسته‌ای احتمالاً این رفتار را مسخره می‌کنند، و آن را نشانه‌ای از ابتذال یا انحطاط اخلاقی می‌شمارند. دسته‌ی دیگری ممکن است از آن دفاع کنند و بگویند این خصوصیت جامعه‌ای است که اهل دورویی نیست. همه چیز شفاف و صادقانه است. رابطه‌ای بوده و تمام شده و حالا چیزی برای پنهان کردن در کار نیست. دسته‌ی سومی هم خواهند بود که می‌گویند درباره‌ی این اتفاق با توجه به فرهنگی که بر جامعه‌ی بریتانیا حاکم است باید قضاوت کرد. در یک جامعه ممکن است این رفتار شنیع، در جامعه‌ای دیگر بلندنظرانه، و در جامعه‌ی سومی معمولی باشد.

زمانی در جامعه‌ی ما کسی که بدون کلاه بیرون می‌آمد، مثل کسی بود که امروز بدون پیراهن بیرون بیاید. و کسی که ریشش را می‌تراشید از این هم کار زشت‌تری انجام داده بود. هیچکدام از ما امروز چنین معنایی برای این رفتارها قائل نیستیم. اما بیایید به تغییرات زمان خودمان فکر کنیم. موضع شما درباره‌ی ابرو برداشتن مردها چیست؟ به نظر من این کار خوبی نیست؛ اما احتمالاً نسل بعد از من این عقیده را به‌کلی غیرقابل درک خواهد دانست. مگر چه اشکالی دارد؟ فرق ابرو و ریش چیست؟

پریشب رفته بودم دیدن یکی از معلم‌های سابقم. وقتی که او با دوستم حرف می‌زد من پیامک جواب دادم و معلمم از این رفتار خوشش نیامد. چیز تازه‌ای نبود. چون قبلاً کلی درباره‌ی این چیزها با هم بحث کرده بودیم و هر بار هم به این نتیجه می‌رسیم که بهتر است حرفش را نزنیم. معلم من هم کلاه سرش نمی‌گذارد و ریشش را –غیر از ته‌ریشی پروفسوری- می‌زند. پس این طور که به نظر می‌رسد من و معلمم هر دو بی‌خود از ابرو برداشتن یا پیامک جواب دادن بدمان می‌آید. اما... یک جای کار اشکال دارد. همه چیز نباید نسبی باشد... نه؟ ما معمولاً رسم‌های جوامع وحشی را با این توجیه که فرهنگشان این است قبول نمی‌کنیم. دفعه‌ی بعد درباره‌ی این سؤال می‌نویسم که چه معیار ثابتی می‌شود برای این چیزها پیدا کرد.
نظرات (۳)