Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
در صورت بسته‌بودن گیشه سینما بهمن
شایان دادبین
اگر استفاده از یک سالن سینما در جشنواره‌های بین‌المللی را معیاری برای ارزش‌گذاری بدانیم، سینما بهمن –بر خلاف مختصات جغرافیایی غیر جشنواره‌ای‌اش– «سینمای خوب» نام می‌گیرد.
تقریباً بی‌دلیل تعصب خاصی بر سینما بهمن دارم؛ نه خاطره‌ای به‌یادماندنی از آن دارم، نه فیلم ویژه‌ای در آن دیده‌ام و نه هیچ نکته‌ی دل‌انگیزی که بتواند علاقه به یک سینما را تحریک کند در آن به چشمم خورده. ولی اگر بخواهم برای این علاقه دنبال دلیل بگردم، به این موارد می‌رسم:

۱) گوشه‌ی شمال شرقی میدان بی‌نظیر انقلاب . . .
گفتن از ویژگی‌های کمیاب میدان و خیابان انقلاب و لذت‌هایی که از راه‌رفتن‌های بی‌هدف و باهدف در پیاده‌روهای دو طرف این خیابان برده‌ایم، تکرار مکررات است و از حوصله‌ی نویسنده و خواننده‌ی این نوشته خارج. اما ذکر این نکته ضروری است که این مسیر از پر دانشجوترین، پر شهرستانی‌ترین، پر بیکارترین، پر خلاف‌کارترین، پر ترافیک‌ترین، پر تاکسی‌ترین، پر پیراشکی‌ترین، پر کتاب‌ترین و پر رفت‌وآمدترین مناطق این شهر لعنت‌شده است.
وجود ۶ سالن سینما در حاشیه‌ی میدان، خود گواهی است بر اهمیت حضور این پدیده‌ی فرهنگی در این ناحیه‌ی استراتژیک از شهر. (و چه‌کسی سینمادوست تر از دانشجوی شهرستانی بیکار؟) و اینکه نگارنده از بین این سالن‌ها بهمن را به‌عنوان سالن برگزیده برگزیده و از آن می‌گوید، نشان از برتری محسوس و دلبری ملموس آن دارد.

۲) آرامش غیرمنتظره و سیاه و سفید . . .
کسانی که آرامش را در کافی‌شاپ‌های ونک به بالا می‌جویند (و همگان آگاهند که اینان از دسته‌ی دوستان نجاست‌لازم هستند) وقتی از همهمه‌ی میدان انقلاب وارد سینما بهمن می‌شوند، هر چند که به روی خود نمی‌آورند، مجذوب آرامش محیط می‌شوند؛ آرامشی که می‌گویند در برابر شلوغی انقلاب به‌وجود آمده، ولی نباید از عوامل تأثیرگذاری مانند میز و صندلی‌های ساده و بی‌تکلف، آب‌خوری داغون، بوفه‌ی به‌دردنخور و مهمتر از همه دریچه‌ای که از فروشگاه سیاه و سفید به سالن انتظار باز می‌شود گذشت.
بدون اغراق سیاه و سفید از بهترین و «جنس‌جورترین» فروشگاه‌های فرهنگی تهران است. چه بسیار موسیقی فیلم‌هایی که در زمان انتظار برای ورود به سالن تاریک و دوست‌داشتنی سینما (از ورود افکار مستهجن به ذهنتان جلوگیری کنید که بیشتر اوقات تنها به سینما می‌روم) از پشت شیشه دیده‌ایم و به دلایل گوناگون مادی و معنوی قادر به خریدن نبوده‌ایم؛ چه بسیار آلبوم‌های روز موسیقی که همچنین . . .
وجود جایگاه عرضه‌ی محصولات فرهنگی در جوار مکان‌های فرهنگ‌خیز مانند سالن‌های سینما و تئاتر و . . . از نظر موقعیت‌سنجی اقتصادی بسیار حائز اهمیت است که علاوه بر نمونه‌ای که ذکر شد، فروشگاه قرن ۲۱ در کنار سینمای لعنت‌شده‌ی فرهنگ و کتاب‌فروشی واقع در سالن انتظار تالارهای سایه و چهارسو در مجموعه‌ی تئاتر شهر را به یاد می‌آورم (پذیرای یادآوری‌تان در زمینه‌ی موارد مشابه هستم).

۳) وضعیت زانو . . .
یکی از بهترین و لذت‌بخش‌ترین تجربیات انسان، دیدن فیلم در حالی ‌است که زانوی فرد پشت‌سری فشار مداومی بر پس کله‌ی او وارد می‌کند. (به خود نبالید اگر بیماری مرا مازوخیسم تشخیص داده‌اید؛ آگاهم!)
چنین لحظه‌ی تکرارنشدنی و نابی را فقط و فقط در سالن شماره‌ی ۲ سینما بهمن می‌توان تجربه کرد. پس فرصت را از دست ندهید.


اما اگر بخواهیم منصف باشیم و فقط از نکات لذت‌بخش ننویسیم و کمی هم بر این سالن سینما خرده بگیریم، به این موارد برمی‌خوریم:

۱) اسلام در خطر است . . .
تفاوت جای نشستن پسر و دختر و خانواده را فقط در این سینما دیده‌ام. (کماکان پذیرای یادآوری موارد مشابه هستم!) هنگام خرید بلیت از گیشه با این پرسش‌ها روبرو می‌شویم که «همه‌تون پسرید؟» یا «همه دخترید دیگه؟» و . . . که به نظر من درخور یک مکان فرهنگی که جوانان به شکل گروهی و اکیپی (بخوانید گلّه‌ای) از آن استفاده می‌کنند، نیست.

۲) امکانات فنی . . .
بسیار پیش آمده که هنگام پخش فیلمْ مسئول سالن را خواسته‌ام و از واضح‌نبودن تصویر بر پرده شکایت کرده‌ام. حالا شنیده‌نشدن صداها و تهویه‌ی نامناسب هوا و راحت‌نبودن صندلی‌ها و کمبود فضای دست‌و‌پا (نجاست عالم به افکار مستهجن‌تان) و نازیبایی سرویس‌های بهداشتی و هر مورد دیگری که اگر یادآوری کنید پذیرایم، بماند!

پیش از پایان باید از همه، به‌ویژه سردبیر گران‌قدر، به خاطر عدم حضور چند هفته‌ای‌ام در این ستون پوزش بخواهم که دلیلی جز کمبود امکانات فنی خودم و رایانه‌ی خانگی‌ام نداشت. امید است همکاری‌ام قطع نگردد. (یا به عبارت دیگر قطعش نگردانند!)

و در پایان سپاسگزارم از پدر و مادر عزیزم که مشوق من بودند برای نوشتن این نوشته و همچنین جمهوری اسلامی که نام این سینما را از کاپری به بهمن تغییر داد.

تا ببینیم سر انجام چه خواهد بودن . . .
نظرات (۴)