pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
خربزه عاقبت‌به‌خیری
شایان جاهد
ان شاء الله همه عاقبت‌به‌خیر شویم. چرا؟ چرا عاقبت آدم مهم‌تر از بقیه زندگی آدم است؟

اولین جواب این است که چون عاقبت تو تعیین می‌کند که در آن دنیا تا ابد چه طور زندگی کنی. اما من فکر می‌کنم عاقبت تنها برای مؤمنان مهم‌تر از بقیه زندگی نیست. برای همه‌ی ما همین‌طور است. برای بی‌خداها هم مهم است که زندگی‌شان چطور تمام شود. چرا همیشه اینکه آخر فیلم چه می‌شود مهم‌تر است؟ چرا این‌طوری است؟ مگر وقت‌های دیگری که آدم زندگی می‌کند، به اندازه‌ی آخرش مهم نیست؟ مگر به همان اندازه از خوشی و ناخوشی، لذت و رنج نصیبش نمی‌شود؟

اگر ما هر شب که به خواب می‌رویم در خواب شکنجه شویم، ولی صبح که بیدار می‌شویم تنها چند خاطره‌ی شیرین به یادمان باشد این خوب است یا بد؟
شاید به نظر سؤال احمقانه‌ای برسد. هیچ‌کس دوست ندارد شکنجه شود. این سؤال را پرسیدم، چون در عمل ما همیشه برای چیزهایی که در زمانی نزدیک‌تر رخ داده‌اند و آن‌ها را بهتر به یاد داریم ارزش و اهمیت بیشتری قائلیم. و بعضی‌ها از این می‌گذرند و معتقدند چیزی که به یاد نماند مثل این است که هرگز اتفاق نیفتاده... و البته پر بیراه هم نیست. رنجی که آدم در لحظه می‌کشد، تنها در همان لحظه قابل درک است. بعد از آن تنها خاطره می‌ماند. اگر خاطره هم از بین برود... پس چه چیزی می‌ماند؟

اما اگر هیچ خاطره‌ای باقی نماند، اگر «آخر»ی در کار نباشد که آنجا بایستی به گذشته نگاه کنی... خب آخرش هم مثل بقیه‌اش می‌شود. اگر عاقبتی در کار نباشد، هر چیزی را فقط در همان لحظه تجربه می‌کنی و بعد خاطره‌اش کم‌کم محو می‌شود. آن وقت عاقبت آدم، یک روز است مثل بقیه‌ی روزهای زندگی‌اش. مثل همان روزی که توی راهنمایی گذرانده، مشق ریاضی‌اش را توی سرویس نوشته، سر کلاس فارسی یواشکی کلوچه خورده، زنگ نماز، وقتی آفتاب کج از پنجره می‌تابیده و بوی پای توی اتاق بوده مکبر شده الله اکبــــرهایش را با یک پیچ خاصی کشیده، توی خانه جودی ابوت دیده و شب خوابیده و یک ماه بعد کاملاً فراموشش کرده.
نظرات (۳)