pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
۳۵ Mary & Max - Part 1
حمیدرضا رفعت‌نژاد



عمده‌ی تکیه‌ی فیلم بر روی شخصیت‌پردازی دقیق آن است. همچنین تعاریفی که از شخصیت‌ها ارائه می‌دهد تا از همان ابتدا بتوان با آن‌ها همذات‌پنداری کرد، خصوصا که دو شخصیت را همزمان با هم پیش می‌برد و سعی دارد تا هر دوی آن‌ها برای مخاطب قابل درک و ملموس باشند.

داستان در دو شهر مختلف و در دونقطه‌ی کاملا دور از هم اتفاق می‌افتد، یکی در استرالیا، و یکی در نیویورک، تضادهایی که میان این دو لوکیشن وجود دارد قابل توجه است، جدای از اجرای تکنیکی آن‌ها که در ادامه به آن پرداخته خواهد‌شد. استرالیایی که مری در آن زندگی می‌کند، در درجه‌ی اول، شهری است که اگر چه ساکنینش همه آدم‌هایی نسبتا خاکستری هستند، اما روابط مناسب و تعریف شده‌ای با یک دیگر دارند، بیشتر جامعه‌ی روستایی تعریف می‌شود. مانند این که مری تمام همسایه‌ها و مغازه‌های اطراف خانه را می‌شناسد و یا مامور حمل زباله مادر مری را می‌شناسد، اما از سوی دیگر مکس را می‌بینیم که در نیویورک زندگی می‌کند، یک شهر به تمام معنا، با تمام آشفتگی‌ها و مشکلاتی که ساکنینش درگیر آن هستند. به قول دیالوگی که میان سم و لایلا در فیلم Stay می‌گذرد که می‌گوید: اینجا نیویورکه، همه خسته‌اند!

نیویورک در مری و مکس هم دقیقا به همین شکل است، و اتفاقا سعی شده تا بسیاری از المان‌هایی که در سینما برای نیویورک تصویر شده، در این‌جا به یک‌باره به نمایش در آید. نظیر رنگ و نشانه‌های صوتی و یا گرفتگی هوا و از همه جالب‌تر که بار گروتسک فیلم را قدرت می‌بخشد، هنگامی است که چند تیر به تابلوی خوش‌آمدگویی نیویورک برخورد می‌کند، که در حقیقت نیویورک را میراث‌دار نیویورکی می‌داند که اسکورسیزی و لئونه و بسیاری دیگر از کارگردانان تاریخ سینما به آن عینیت داده‌اند و آن را به تصویر کشیده‌اند.

(ادامه دارد...)

imdb
نظرات (۱)