pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
سه‌ی شب گپی با تارانتیست
حامد اوصانلوی
شاید با تقریب بالایی بتونیم تارانتیست رو اولین گروه راک و متال ایرانی بدونیم که آن سوی فلات عزیز موفق شده کاری بده که مخاطب‌های غیر ایرانی رو راضی نگه داره... صرف‌نظر از غیرفارسی‌خوندن گروه، کارایی که ارائه داده در طول دوران نه چندان بلند گروه بعضاً باعث شگفتی شده و نشون‌دهنده‌ی شناخت بالای گروه از موسیقی راک و زیرشاخه هاست... خلأ شناخته شدن این گروه حس می‌شد. این بود که سعی کردم مصاحبه‌ای با آهنگ‌ساز (بیسیست، خواننده و به قول خودش tea maker) گروه انجام بدم. این شما و این آرش (جا داره تشکر ویژه‌ای از آرش بکنم که بی هیچ دردسری با کمال لطف مصاحبه رو پذیرفت. لازم به ذکره تارانتیست تا الان دو آلبوم رسمی و و تا جایی که من می‌دونم یک مجموعه‌ی غیررسمی منتشر کرده. برای آشنایی بیشتر با گروه به سایت www.tarantist.com یه سری بزنید. به امید موفقیت روزافزونشون).


سلام آرش جون و مرسی از این که قبول کردی مصاحبه رو... یه راست می‌رم سراغ پرسش‌ها. اگه نخواستی پرسشی رو جواب بدی بگو اونو بی‌خیال شم. دمت گرم!

برو بریم آقا...

آرش شنیدم تو یکی از مصاحبه‌هات با شبکه‌ای گفتی «از اول می‌دونستی گروه بزرگ خواهد شد». می‌خوام ببینم علت این که موفق شدنو چی می‌دونی؟

دیدی مثلاً آدم همیشه یه حسی داره که از پس انجام یک کاری بر می‌آد و کلاً واسه اون کار ساخته شده و همه‌ی علاقه و زندگیش انجام دادن اون کار هست؟ خوب اگه ندیدی که هیچی... بریم سؤال بعد... چی؟ الان که فکر کردی یادت اومد که دیدی؟ آها... آره خلاصه، پرونده‌ی مطربی ما هم یه چیزی شبیه اینه! یک علت دیگه‌اش هم تلاش و جون کندن بی‌حدوحصر اینجانب می‌باشد! هدفم از اول مشخص بود.

شما اولین گروه متال یا راک ایرانی هستین که آلبوم رسمی تو ایالات متحده منتشر کرده؟

به مولا نمی‌دونم. خیلی دوست ندارم بگم ما اولین گلابی در فلان باغ گلابی‌ها بودیم یا نبودیم چون اعتقاد دارم «با گلابی گلابی کردن نه آدم مطرب می‌شه، نه این بند تنبون واسه فاطی و برو بچه‌ها بند می‌شه»! هرچند که خیلی کارها رو همون‌طور که شما و بقیه می‌دونن «تارانتیست» واسه اولین بار انجام داده و این نهضت-پیشرفت همچنان ادامه خواهد داشت.

آرش جون یه سؤال صریح و کمیک... بچه‌مایه‌دار بودی؟ اگر بودی چقدر توی بزرگ‌شدنت مؤثر بود؟

والا بچه‌مایه‌دار اون‌جوری که فکرشو کنی نه! قشر متوسطِ آسیب‌پذیر بودیم (چون مردم تو ایران تحت هر شرایط قشر آسیب‌پذیر هستند. اگه نباشن که امورات یک عده نمی‌گذره که). همیشه سخت تلاش کردم و بر خلاف 99.99% خانواده‌های ایرانی، پدر و مادرم شدیداً منو حمایت و تشویق کردن و همچنان هم این کار رو می‌کنن که من راک و متال بزنم و روزبه‌روز بیشتر پیشرفت کنم. جا داره اینجا هم که صحبتش شد ازشون تشکر کنم و بگم که دوستشون دارم، چون اگه حمایت‌ها و تشویق‌های اونا نبود من جلال همتی هم نمی‌شدم (خدایی آهنگ‌های جلال همتی خیلی عالیه، من طرفدارشم و قصد توهین به خدابیامرز رو ندارم).

آهنگ‌سازی گروه تیمی هست یا فردمحور؟

تا الآن تقریباً همه‌چیز رو من نوشته‌م. چه آهنگ، چه کلام، چه تنظیم و... ولی بدم نمی‌آد که بچه‌ها بیشتر مشارکت کنن.

محور آهنگ‌سازیتون چیه؟ یعنی مثلاً حول یه سری کوردها و... کار می‌کنین بعد جهت‌دهیش می‌کنین یا یه ایده می‌دین بعد سعی می‌کنین اونو گسترش بدین؟

محور آهنگ‌سازی ما حول محور گشتاور نمودار کسینوس «ایکس به توان 2» و هم‌عرض با نقطه‌ی تلاقی 6 در محور «ایگرگ‌ها»، هم‌طول با نقطه‌ی تلاقی 6 در محور «ایکس‌ها» و هم‌بُعد با نقطه‌ی تلاقی 6 در محور «زدها» می‌چرخد. 666!

تو آلبوماتون چه کارای مجزا مثل انتی بنیامین و... چه آلبوماتون، به نظر میاد یکی دوتا کار قوی دارین و بعد سایر کارها افت می‌کنه... می‌خوام ببینم این حس منه یا سیاست گروه اینه؟

ما معمولاً سعی می‌کنیم همه‌ی آهنگ‌ها به بهترین حالت ممکن ساخته و تنظیم بشن. منکر قوی یا ضعیف بودن، ساده یا پیچیده بودن آهنگ‌ها و این تفاوت‌ها نمی شم ولی این‌طور هم نیست که یک فرمول داشته باشیم که مثلاً 6 تا آهنگ قوی یا گرخ داشته باشیم، 3 تا آهنگ فندکی و رمانتیک و 4 تا هم مِلـُو و ضعیف!

تفاوت سامانه‌ی صنعت موسیقی خارج ایران با ایران چیه‌؟ منظورم چیزایی به جز چیزای تابلویی مثل سانسور و غیره‌ست!

برادر دست رو دلم نذار که خونه!

آرش جون هیچ وقت اقدام کردین تو ایران آلبوم بدین یا نه؟ یه کم برامون بازش میکنی؟

ما همیشه کاری رو که دلمون خواسته انجام دادیم. امر و نهی و سانسور و مجوز و این چرت و پرت‌ها رو هم نه سرمون می‌شه نه قبول داریم. آلبوم‌هامون همیشه تو ایران واسه دوست‌ها و طرفدارهامون حاضر بوده، همین پاییز امسال (1389) هم آلبوم جدیدمون «دیستورتِد بِریِنز» توی ایران از طریق شرکت «زوروان رکوردز» منتشر شد که هم از طریق سفارش پستی از تمام ایران قابل تهیه هست و هم توی چند فروشگاه نظیر «بتهون» و «نشر ثالث» توی تهران در دسترس هست.

دقیقاً چه جوری خودتونو معرفی کردین به کمپانی انتشار کاراتون و اسپانسر (اگه اسپانسر دارین)؟

رفتیم دمِ در حجره‌ی کمپانی‌های لهو و لعب، گفتم بسمه تعالی، من گضنفر هستم، مطرب... بعدش اونا هم گفتن به به چه گل پسری، چه «راک استاری»، بیا این 15 میلیون دلار رو بگیر برو دوتا آهنگ بساز بیا... ما هم گفتیم چشم!

خودت خودتو ارتقا دادی یا استاد خاصی روت اثر گذاشته؟

یک استاد خوب داشتم که خیلی سال پیش، ذهنیتم رو نسبت به تـئوری موزیک عوض کرد؛ آقای عسکری‌پور. ولی بقیه‌ی چیزهایی که بلدم یا می‌دونم رو خودم یاد گرفته‌م.

درون‌مایه‌ی تارانتیست و کاراشو بخوای برامون باز کنی چی می‌گی؟

تا الان از حرف‌هام نفهمیدی که با چه آدم روانی‌ای طرفی؟ ولی جدا از شوخی، ما بیشتر از زاویه‌ی طنز تلخ (و بعضی وقت‌ها تمسخر) به محیط، اوضاع، شرایط، آدم‌ها و رفتارهاشون و در کل به این جامعه‌ی خنده‌دار و احمقانه‌ی بشریت نگاه می‌کنیم.

آینده‌ی تارانتیستو بدبینانه و بعد خوشبینانه چه جوری می‌بینی آرش جون؟

ما هدفمون پیشرفتِ بدون حد و مرز هست، حالا تا ببینیم چی می‌شه.

شما اولین گروهی هستید که اون‌ور با یه کمپانی خارجی آلبوم دادید؟

هیچ ادعایی در این مورد نداریم...

چه توصیه‌ای به بچه‌هایی که این‌ور دارن به شکل‌های گوناگون کار می‌کنن داری؟

خروج یک عده موزیسین از کشور، قربانی شدن و تحمل سختی‌های زندگی موزیسینی در یک محیط جدید و خارجی که توی سال‌های اخیر رواج پیدا کرده بود، برای آگاه‌تر شدن جامعه‌ی موزیسینی ایران لازم بود. یک عده قربانی شدن تا درِ اطلاعات و خیلی چیزهای دیگه بازتر بشه به روی جامعه. اگه زمانی که ما در حال کشف و اکتشاف بودیم یک نفر مثل من این راهنمایی‌ها رو به من کرده بود و تجربیاتش رو به من گفته بود، شاید خیلی تأثیر می‌تونست داشته باشه. به نظر من الآن بچه‌ها توی ایران باید وایسَن و جامعه‌ی هنری و موزیسینی جدید ایرانی رو بسازن. من و امثال من هم با تمام وجود حاضر به کمک و به اشتراک گذاشتن تجربیاتمون هستیم. ما باید موزیک جدید ایرانی رو از زیربنا بسازیم، صاحب سبک و کلاس باشیم و بعد از همه گیر کردنِ این فرهنگ در جامعه، شروع به صادر کردنش به دنیا بکنیم. این جریان در ایران ابتدا باید به بلوغ برسه، در غیر این صورت مثل کف خواهد بود بر روی اقیانوس. شرایط سیاسی و اجتماعی در ایران به زودی شاهد تغییرات بزرگی خواهد بود. ما بچه‌ها و موزیسین‌های ایران باید بایستیم و تحت هر شرایط میخمون رو به شدت و محکمی هرچه تمام‌تر به سینه‌ی فرهنگ و هنر این مرز و بوم بکوبیم و صاحب حق و کـُـرسی باشیم. همون‌طور که توی یکی از آهنگ‌های تارانتیست هم می‌خونیم که «ما به خودمون ایمان داریم، پس هیچ‌کس نمی‌تونه جلومون بایسته و باهامون مقابله کنه»!

راستی راجع به وکال اولیتون، چی شد که رفت؟ چی شد خودت تصمیم گرفتی بخونی؟

آدم بعضی وقت ها لازمه که بره گل بچینه... من ساز زدن رو خیلی بیشتر از خوندن دوست دارم چون اون‌طوری توی اجراها می‌تونستم توی دنیای خودم در اون لحظه گم بشم و لذت ببرم، در حالی که وقتی باید هم ساز بزنی و هم بخونی، مسئولیتت بیشتر می‌شه، حواست باید بیشتر جمع باشه که درست بخونی و بزنی، در نتیجه کمتر فرصت می‌کنی توی حالِ خودت باشی و توی افکارت گم بشی. گیتاریستمون خوب می‌خوند، واسه همین من ترجیح دادم که زرنگی کنم و خودم کمتر با این صدای گوش‌نوازم بخونم که توی کنسرت‌هامون بتونم تو دنیای خودم باشم. ولی خوب بعدش تصمیمِ کـُـبری عوض شد.

یه پرسش صریح. به نظرم وقتی بروتال می‌خونی صدات واقعاً خوبه! اما موقع خوندن عادیت که تو آلبوم آخری نمود زیادی داشت، چندان جالب نیست. به نظر میاد ملودی نمی‌خونی و بیشتر جمله رو صرفاً «می‌گی»... خودت قبول داری؟

صدای نکره که شاخ و دم نداره که برادر... البته این صدای عادی‌ای هم که می‌گی، در دست احداثه!

برات چقدر مهمه که تارانتیست علمی آهنگ بسازه و رو اصول بره؟ اصلاً همچین چیزی تو گروه هست یا نه؟

به نظر من این که آهنگ در مرحله‌ی اول بر اساس احساسات و عواطف آهنگ‌ساز و در مرحله‌های بعدی تولید اثر، تا حدی بر پایه‌ی علم موزیک باشه خیلی بهتر خواهد بود تا اینکه همه‌اش تکنیک و خودنمایی و خوره‌بازی توش باشه و روح نداشته باشه. البته سلیقه‌ها متفاوت هست.

پرسش تخصصی از وکالیست یه گروه راک ایرانی که دوستش داریم: وقتی بروتال می‌خونی اساساً روی قاعده‌ی خاصی، مثلاً روی گامی می‌خونی یا نه؟

من مخلص همه‌ام... ببین آواز خوندن و مخصوصاً این سبک‌هایی که الآن مورد بحث ما هست، «علم» به حساب میاد. کاملاً قاعده‌مند و روی اصول و گام و نت... خیلی از بچه‌ها رو دیده‌م که فکر می‌کنن هرچی بیشتر و شدید تر عـر بزنی متال‌تره! در صورتی که این‌طور نیست. البته خودم هم یک زمانی دچار این جهالت بودم!

آرش آدم مذهبی‌ای هست؟ می‌تونیم بدونیم به مذهب خاصی اعتقاد داری یا نه؟

به نظر من این‌گونه اعتقادات کاملاً شخصی هست و باید شخصی هم بمونه. اصولاً بحث دین، مذهب و اعتقاد زمانی که از حریم شخصی آدم بیرون می‌آد و در جمع مورد بحث قرار می‌گیره، «تظاهر» خواهد بود. چون هر بقالی می‌خواد بگه ماست من شیرین‌تره، بیاین از ماست من بخورین. یک اعتقاد دیگه هم دارم که تفاوت بین دین‌های مختلف مثل تفاوت بین نسخه‌های مختلف سیستم عامل ویندوز هست. همه‌شون یه جورن... توی آهنگ «دیستورتِد بِریِنز» راجع به این موضوع و فشارهایی که برای به زور قبولوندنِ اعتقادات خود به دیگران توی دنیا وجود داشته و داره یه اشاره‌هایی داشتیم.

تو ایران خیلی سعی کردن جا بندازن هر کی متال‌کاره شیطان‌پرسته و از این داستان‌ها... باش موافقی‌؟

قبل از هرچیزی باید سطح سواد و شعور خودمون رو بالاتر ببریم و هیچ حرف یا فکری رو کورکورانه قبول نداشته باشیم. چرا که این کورکورانه عمل کردن‌ها باعث شد 30 سال از دنیا عقب باشیم.

علت پا نگرفتن راک رو برخلاف مثلاً رپ تو ایران چی می‌دونی؟

چون هرچی پا داد، پاشو نگرفتیم!

گروه یا آهنگ‌ساز و خواننده‌ای که تو ایران دوست داشته باشی کیه؟

لـُرد جعفر قلی!

من تو مجله بعضاً یه کار از خودم می‌ذارم تا خواننده‌ها نظر بدن. افتخاریه اگه نظر تو رو هم بدونیم، حالا هر چی که باشه.

چشم، گوش می‌کنم حتماً.

از این که وقتتو در اختیار ما گذاشتی ازت ممنونیم.

با کمال میل، ارادتمند همگی و ممنون از حمایت‌ها.

آرش- تارانتیست
اسفند 1389- هالیوود، کالیفرنیا.

آهنگ خودم

اشکشو تو مشتش می‌گیره
قلبش به گردنش آویزه
که می‌ره هرگز یادش نره
اشک از لای مشتش می‌ریزه

{این جا همیشه عصر
رویام سبکه، پره
با اشک روحم می‌پره
قلب تا ابد می‌تپه}

از بوده‌ها متنفره
مقصدی نیست، راه باهاش می‌ره
یه یکی نیست، نه! اون بهتره
دنبال چی بود؟ از یاد می‌بره
{

}
تو برای روحم سیاه‌پوشی
قلبم می‌تپه تو فراموشی.
نظرات (۱)