pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
خربزه آی لاو یو جک
شایان جاهد
برای من همیشه یکی از عجیب‌ترین صحنه‌های فیلم‌های هالیوودی، صحنه‌هایی است که معمولاً آخر فیلم است و در آن دو بازیگر اصلی در میان مردمی که دورشان حلقه زده‌اند درباره‌ی رابطه‌شان حرف می‌زنند و دست آخر با خوشی همدیگر را می‌بوسند و –از همه تکان‌دهنده‌تر اینکه- کسانی که دورشان جمع شده‌اند تشویقشان می‌کنند. احساس من این است که چنین چیزی یا باید کمدی بی‌رحمانه‌ای باشد که شخصیت‌هایش را تحقیر می‌کند، یا کابوس... اما تا آنجا که به نظر می‌رسد به عنوان واقعیت، به عنوان رفتار طبیعی نشان داده می‌شود.

در بچگی، همیشه ترجیح می‌دادم دیده نشوم. ترجیح می‌دادم مثل روح، مثل دانای کل در فضا حضور نامرئی داشته باشم. وقتی مثلاً در مدرسه مجبورم می‌کردند کاری کنم که باعث می‌شد همه نگاهم کنند، به احمقانه‌ترین شکلی سعی می‌کردم از آن موقعیت فرار کنم؛ مثلاً دستم را روی گلویم می‌گذاشتم و در حالی که سعی می‌کردم صدای سرفه درآورم به شخص مورد نظر نگاه می‌کردم تا مرا از آن کار معاف کند. از خواندن انشا زیاد خوشم نمی‌آمد. توی جشن‌ها و این جور کارها که همیشه عده ای خیلی راحت و مسلط شروع می‌کردند کمک کردن، من گوشه‌ای می‌ایستادم و اگر کاری به دستم می‌دادند، معمولاً کسی بین کار می‌آمد و می‌گفت: چرا داری این‌طوری می‌کنی؟ بدش به من...
الآن خیلی همه چیز فرق کرده. ولی هنوز نشانه‌های این ترس از دیده شدن توی رفتارم هست. این را بیشتر وقتی می‌فهمم که فیلم کارهای خودم را می‌بینم. آن‌وقت متوجه می‌شوم که مرتب مرددم که با دست‌هایم چه کار کنم، سرم همیشه پایین است، دستم با ریشم بازی می‌کند و توی جیبم می‌رود و در می‌آید و خلاصه کلی حرکت اضافه دارم که آدم‌های دیگر ندارند.

حالا می‌توانید بگویید که چون من در یک سری مهارت‌های اجتماعی ناتوانی دارم، به نظرم رفتار معقول بقیه غیرعادی می‌آید. اما اگر این طور است، کسی بیاید و به من توضیح دهد چرا مردم باید چیزهایی را قاعدتاً باید توی آشپزخانه و اتاق خواب بین خودشان حل کنند، به بقیه اعلام کنند؟ چرا فکر می‌کنند برای بقیه جالب است که جک و سارا برای فلان کار چه نقشه‌ای دارند؟ یا اصلاً یک نفر، چرا باید روی فیس‌بوک یا 360 یا هرجای دیگر هی بنویسد که من الان در فلان حالم... چرا یک لحظه از اینکه همه‌ی احساسات لوسشان را به همه نشان می‌دهند خجالت نمی‌کشند؟
شاید این یک توهم باشد ولی من فکر می‌کنم یک فرهنگی هست، که سعی می‌کند به مردم بقبولاند شما در همه حال باید خودتان را ابراز کنید. چیزی برای خجالت وجود ندارد. شما هرقدر فکرهایتان لوس، مسخره یا احمقانه باشد، دیگران حق ندارند به ان بخندند یا تحقیرش کنند، چون آن‌ها فکرهای شما هستند. چون ابتذال حق شماست.
نظرات (۸)