pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
کلیپس وزان با وزش تغییرات
امیرحسین هاشمی
زندگی همه‌ی ما پر از تغییرهایی است که خیلی‌هایشان از کنترل ما خارجند. اگر این تغییرات به صورت تدریجی رخ می‌دادند، افراد می‌توانستند کم‌کم خودشان را با شرایط جدید وفق دهند و مشکلی پیش نیاید. اما به خاطر بعضی مسائل، خیلی از این تغییرات ناگهانی رخ می‌دهند: فقیری که پولدار می‌شود، گمنامی که معروف می‌شود، آخونددوستی که ضد رژیم می‌شود، شاگرد آخری که شاگرد اول می‌شود، دختردبیرستانی‌ای که کشته‌مرده‌ی سهراب سپهری بوده و حالا، با آشنا شدن با پدیده‌ی اینترنت، اسم یوسا و پروست از دهانش نمی‌افتد، آدم مذهبی‌ای که اعتقادش را به خدا از دست می‌دهد و...
به خاطر علت‌العلل بودن اقتصاد، ما فقط برای مورد اول کلمه داریم: تازه به دوران رسیده (یا نوکیسه)؛ یعنی کسی که از یک طبقه‌ی اجتماعی و فرهنگی پایین، به خاطر شرایط آشفته‌ی اقتصادی ناگهان ثروتمند شده. مسأله این‌جاست که خیلی از تغییرات دیگر، به واسطه‌ی تحولات اقتصادی رخ می‌دهند. بیهقی در مورد بوبکر حصیری و پسرش از زبان خواجه احمد حسن می‌نویسد: «... سطبر شده است و او را و پسرش را مالِ بسیار می‌جَهانَد.»

رفتارها و ویژگی‌های مربوط به خرده‌فرهنگ‌ها آن‌قدر ظرافت و پیچیدگی دارند که نمی‌شود آن‌ها را با تمرین و پشتکار یاد گرفت. همان‌طور که برای زبان‌آموزی دوره‌ی بحرانی وجود دارد، فرایندهای مربوط به اجتماعی‌شدن را هم تا مدتی می‌شود یاد گرفت و بعد از آن، باید فکر بعضی چیزها را از سر بیرون کرد. اکثر تغییرات، جایگاه فرد را از یک حوزه‌ی فرهنگی و اجتماعی، به حوزه‌ای دیگر می‌برند که با آن آشنایی درونی ندارد. نداشتن آشنایی درونی باعث می‌شود که فرد، قضیه را در مورد بعضی چیزها شور کند.

کسی که تغییری از این دست را تجربه می‌کند، باید آماده‌ی پرداخت این هزینه باشد که تا آخر عمرش هم همه همان‌طوری نگاهش کنند که قبلاً می‌کردند (و حتی بدتر. مثلاً در مورد مسائل مذهبی: یهودی‌هایی که مسلمان شده‌اند، مسائل مالی که نیازی به مثال ندارد و...). فرزندان این آدم‌ها کمی وضعشان بهتر می‌شود و بعضی از ظرافت‌ها را یاد می‌گیرند. وضع نوه‌ها از فرزندان هم بهترست؛ و چند نسل بعد احتمالاً چیزی از رفتارهای دوره‌ی قبل از تغییر به چشم نمی‌خورد. هزینه‌ی بعضی از تغییرات خیلی سنگین است. رنج و فشار ناشی از تغییر، به این قیمت که چند نسل بعد اوضاع برای کسانی که آن‌ها را نخواهیم دید هموارتر شود...
باید خوب بررسی کرد که ارزشش را دارد یا نه.

[این متن‌ها با آوردن مثال هم جذاب‌تر می‌شوند و هم بهتر فهمیده می‌شوند. اما مشکلات مربوط به سوءتفاهم باعث می‌شوند نتوانم مثال بزنم.]
نظرات (۸)