pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
نوح؛ جامانده از کشتی دیشب آقایان فروید و سارتر به خواب‌ام آمدند
محمّد میرزاعلی
«در صد سال گذشته جمله‌ی «اگر خدا نباشد همه‌چیز مُجاز است» به حدّی تکرار شده که اگر منبع آن، رمان «جنایت و مکافات»، ذکر نشود شاید کسانی گمان برند که جمله‌ای است از متون مقدّس...» - محمد قائد/ «ظلم، جهل و برزخیان زمین»
ــــــــــــــــــــــــــــ

فرض کنید یکی از هنرجویان رشته‌ی مجسمّه‌سازی -در عصر یک روز پاییزی- یقه‌تان را می‌گیرد و می‌گوید که قصد دارد از آیات مربوط به «سامری» و گوساله‌ی مصنوع‌اش، در کتب مقدّس، اصول مجسمّه‌سازی را اقتباس کند؛ یا مثلاً یک دانشجوی رشته‌ی کشتی‌سازی(؟) همین قصد را از داستان حضرت نوح برای رشته‌ی تخصّصی‌اش. دقیقاً چه فکری می‌کنید؟ دقّت کنید؛ فکر شما معمولاً نباید این سمت برود که صحت و حجیت کتب مقدّس را زیر سوآل ببرید (یا نبرید)، چون فی‌الواقع اصلاً اهمیتی ندارد؛ یک آته‌ئیست این قضایا را همان‌طور می‌بیند که یک موحّد. اِشکال به این حکایت‌ها، اشکالی معرفت‌شناسانه (/ روش‌شناسانه/ شناخت‌شناسانه) است. کدام عالم دین عاقلی -هر میزانی از تحجّر را هم که در او فرض بگیریم- پیدا می‌شود که به چنین منطق اپیستمولوژیکی قائل باشد؟ به عبارتی خود کتب مقدّس هم چنین شأنی را برای خودشان مفروض نمی‌دانند که حالا ما کاتولیک‌تر از پاپ شویم.
×

بگذارید بحث را از کتاب مقدّس اندکی تغییر دهیم. یک سوآل ساده؛ حدّ ترخّص یک اثر ادبی در پی‌ریزی اندیشه‌ی ما دقیقاً کجاست؟ می‌توانیم از یک رُمان، فلسفه بیاموزیم؟ شدنی‌ست که از یک فیلم، روان‌کاوی فرویدی آموخت؟... یا صورت مضحک‌ترش؛ می‌شود بر اساس یک اثر ادبی زندگی کرد؟ اگر می‌شود چه‌قدر، و اگر نه چرا؟ به‌نظرم سوآل قابل تأمّلی‌ست که من علی‌الحساب جواب «نه» به‌اش می‌دهم. اعتقادم این است که نه تنها نمی‌شود، بل‌که نمی‌شود.
انگیزه‌ی تحریر این نوشته از آن‌جائی شکل گرفت یکی از رفقا، بعد از دیدن Inception، با ژست و ادبیات خاصی بالای منبر فرویدشناسی -تنها با دیدن یک فیلم- رفته بود و تحلیل‌های جالبی در باب ساحت‌های سه‌گانه‌ی وجود انسان ارائه می‌داد. گمانم هفت- هشت ماه پیش هم یکی دیگر، بعد از خواندن «تهوعِ» سارتر، برای خودش اگزیستانسیالیستی شده بود از «تقدّم وجود بر ماهیت» می‌گفت و موقعی که پدر و مادرش در خانه نبودند، سیگار می‌کشید...
نظرات (۷)