pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
تیغ روی شیشه غریبه‌بودن در جمع
امیرحسین هاشمی
بد نیست بگویم بیشتر مطالبی که قرار است در این ستون نوشته شوند، تجربه‌های شخصی من از آزارهایی است که در برخورد با دیگران دیده‌ام. و برای مقابله با فشار روانی این آزارها، تصمیم گرفتم انتقامم را از نوع بشر بگیرم و با آموزش آن کارها، افراد بیشتری را قربانی این رفتارها کنم.

اگر زیاد فلسفی نگاه نکنیم، غریبه‌بودن در جمع احساس عذاب‌آوری است. مثلاً وقتی بین افرادی قرار می‌گیرید که همه در یک دبیرستان بوده‌اند (و شما جای دیگری درس می‌خوانده‌اید). به‌ویژه وقتی که صحبت از خاطره‌های مشترک شود. شما به راحتی می‌توانید قربانی را به چنین فضایی بکشانید و این غریبه‌بودن را برایش ایجاد کنید. این بار که در جمعی بودید، به صورت تصادفی یک نفر را به عنوان قربانی انتخاب کنید و بین بقیه دنبال ویژگی‌های مشترک بگردید. برای تمرین، بعد از پیداکردن ویژگی مشترک، قربانی را در ذهنتان عوض کنید و ادامه‌ی ماجرا. وقتی در پیداکردن – و گاهی ساختن – ویژگی‌های مشترک متبحر شدید، بقیه‌اش بسیار ساده است. هر بار با قربانیتان در جمعی قرار گرفتید، ویژگی‌های مشترک بقیه‌ی افراد جمع را مرور می‌کنید و بین آن‌ها در مورد شاخص‌ترینشان بحثی را راه می‌اندازید. دقت کنید که این ویژگی مشترک لازم نیست چیزهای پیچیده‌ای مثل هم‌مدرسه‌ای یا هم‌دانشگاهی‌بودن باشد. مسائل پیش‌پا‌افتاده‌ای مثل عینکی‌بودن هم می‌تواند موضوع بحث باشد. از طرز پاک‌کردن سوراخ‌سنبه‌های عینک گرفته تا نوع شیشه و قیمت قاب و... این حرف‌ها.

فقط چند لحظه به تنهایی و سکوت قربانیتان فکر کنید؛ هنگامی که می‌بیند همه با آب‌و‌تاب مشغول صحبت از موضوع مورد بحث شده‌اند و تجربه‌های ریز و درشتشان را در مورد آن می‌گویند.
نظرات (۱۰)