pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
سه‌ی شب راک ترک
حامد اوصانلوی
بررسی مسیر مورد نظر موسیقی عصیان، راک وزیرشاخه‌ها در کشور‌هایی جز کشور مادر یعنی نوعاQ جوامع صنعتی و غربی [بگذریم که ریشه‌هایش را باید بعضاً در آفریقا و آسیا یافت.] هدف این نگارش است. به سراغ کشور ترکیه می‌رویم. صرف‌نظر از دزدی هنری آن‌ها از مولوی. «shebnem ferah» به عنان زنی با سابقه‌ی دیرین در این موسیقی ستایش‌برانگیز است؛ آن هم در جوامعی چون شرق و یا کلاً در دنیایی که زنان در حال سازش هستند و برای این، موسیقی عصیان در میانشان چندان اوج ندارد. این آهنگ‌ساز و خواننده‌ی ترک در ترکیه به نوعی هویت موسیقی راک شناخته می‌شود که جای ستایش دارد. این متن در افق خود بررسی تاریخی موضوع را در نظر ندارد، هدف بررسی یک آلبوم از اوست.

همه‌ی ستایشمان از کار این آهنگ‌ساز نباید به معنی تحسین موسیقی او در نظر گرفته شود. شما قطعاً به عنوان شنونده‌ی کهنه‌ی موسیقی راک و زیر‌شاخه‌ها از شنیدن آلبوم دچار هیجان نخواهید شد (که این به معنی ناامیدی شنونده‌ی راک‌گوش‌نکن از آلبوم نیست، آنان می‌توانند بسیار هم دچار فوران آدرنالین شوند). آلبوم سال 2009 به نام «benim adim orman» است. آلبوم کوششی‌ست برای هماهنگی میان جامعه‌ی پاپ‌دوست ترکیه با المان‌های زرد هم‌چون جامعه‌ی ما در کنار موسیقی بنیان‌شکن راک. از این بُعد آلبوم شباهتی به متال ندارد، بیشتر شاید با احتیاط بتوان آن را به یک «hard rock» ساده نزدیک دانست. آلبوم از زمانِ زیاد آهنگ‌ها رنج می‌برد که این هم مانند راکر‌های سرزمین مادری‌مان زاده‌ی فرهنگ موسیقی پاپ است. آلبوم از دیستورشن در لایه‌های زیر آهنگ استفاده می‌کند و شما چندان شنونده‌ی یکه‌تازی درامز نیستید. تمام این‌ها به معنی پیروزی فرهنگ پاپ بر راک است. آلبوم نقاطی به‌یادماندنی دارد. آهنگ «eski» یک نمونه‌ی زنده (شاید هم مرده) است. نکته‌ی بعدی توانایی خواننده‌ در خواندن است: او به شیوه‌ای به‌بارنشسته صدای دل‌نشینش را با فریاد‌های متال هماهنگ کرده و این در حالی‌ست که مانند خواننده‌ای چون خواننده‌ی گروه «nightwish» به سوی سوپریمم‌خوانی یا به زبان عامیانه اپرایی خواندن نمی‌رود. ریتم‌ آهنگ‌ها بیشتر در مایه‌ی نواختن آژیری قابل پیش‌بینی‌ست که بسیار انر‌ژی قسمت‌های اوج آهنگ را می‌گیرد. حالا که می‌نویسم، به نظر می‌رسد تنها نکته‌ی خوب آلبوم خواننده‌ی آلبوم باشد؛ اما نباید از تکرار‌شونده‌های آهنگ و ملودی خط‌ وکال آهنگ چشم پوشید. این آلبوم بوی‌ تجاری بودن می‌دهد. قطعاً در جامعه‌ی مادرش این شکل پذیرفتنی‌تر از موسیقی نمونه‌ی آسیایی چون حتی «مترسک» کاوه‌ی یغمایی با همه‌ی انتقاد‌های ریز و درشتم به آن است. شاید اگر زمان آهنگ‌ها کم‌تر بود، خوشایندتر می‌شد.
این آهنگ‌ساز قابل ستایش است. چیزی نمانده بگویم، جز دعوت به شنیدن آهنگی از این ترک‌تبار.

یک ساخته‌ی خودم به نام «سم» را می‌گذارم. نظر دهید.

او جام را نوشید و مرد/ از لاله از یاس بود/ از مریم، مایع سرد/ عمر گل بود
بدنش را خاموش کرد/ معده‌اش از خون چو لاله/ صورتش چون یاس زرد گشت/ مرد و سپید شد چو مریم
سم...
ارتعاش سم در شیشه/ فرمولی از مرگ ریشه/ مرگ تیره در دو قطره... اشک در چشم
بدنش را می‌خواباند/ روح او را می‌فریفت و/ آن دو را از هم جدا کرد/ از زندانی اسیرش کرد
سم...
و سم گریست
نظرات (۳)