pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
سه‌ی شب عمو جنگلی
حامد اوصانلوی
به نام خدای هیچ

این شماره پس از اندکی وقفه قصد معارفه‌ی گروه مورد علاقه‌ام را دارم که جدا از این ارادت شخصی آن را بسیار مورد ستایش می‌دانم چه از بعد یک گروه موسیقی در دوره‌ی خود و چه اثرات آن بر جریانات نو این هنر مردمی.

با تمام دشمنی دیرینه‌ام با گرو‌ه‌های انگلیسی و مردم استعمارگرش باید بپذیرم که گروه انگلیسیست تا اندکی از نفرت مرا بکاهد. نام آن - استفاده از واژه‌ی چندش‌آور «اسم» آن هم هنگامی که واژه‌ی دوست‌داشتنی و بومی نام را می‌توان بکار برد بر هیچ عزیزی نمی‌پسندم - «JethroTull» است. این بار برای آشنایی دوستان پسر و دخترم در این ستون در نظر ندارم کلی‌گویی کنم؛ با هم از یک آلبوم آن لذت برده و در میان آن گروه را ارزیابی می‌کنیم.

نام آلبوم «Storwath» است که در تاریخ 1979 آزادسازی شد. اگر در جست‌و‌جوی تاریخ‌چه هستید متن زیر را نخوانید؛ ما در اندیشه‌ی نقد آلبوم هستیم. نخستین رویداد هیجان‌انگیزی که قلبتان را در همان آغاز وادار به نواختن می‌کند استفاده‌ی فراوان گروه از سازهای بسیار کم‌یاب در آثار راک است به ویژه ساز‌هایی نظیر فلوت، کلاورنت و به نگاره‌ای چکیده‌ی سازهای بادی. شاید صداهایی شبیه بانجو، پیانو، ویولون، گیتار کلاسیک و... هم بشنوید. در آلبوم به دو آهنگ بسیار زیبا به صورت بی‌کلام (instrumental) که خود نماد روحیه‌ی سازنده‌های اثر است. شما بدون درنگ خواهید پذیرفت این نمی‌تواند حرکت یک گروه صرفاً تجاری باشد، گروه در طول سالیان کار هنری خویش تا به امروز رو به بسیاری از کارهای تجربی آورد که اوجش در آلبومی به نام «Thick as a brick» بود با آهنگ هایی با 24 دقیقه زمان، که در خود آن به سادگی چندین بخش به صورت آهنگ‌هایی جدا قابل تجزیه است. این گرایش گروه را همچنین می‌توان از لابه‌لای زمان نسبتاً طولانی آثارش دریافت که به نظر می‌رسد آهنگ‌ساز به اثرش به عنوان یک شخصیت که حق زندگی آزادانه دارد زمینه‌ی جولان‌دادن به انواع قالب‌ها به همراه تکنوازی‌های بسیار از هر ساز، گیتار بیس، فلوت، لید گیتار و... را بدون مرز می‌دهد. چه گاهی آهنگ به سادگی «Home» زود و ساده به پایان می‌رسد و گاه مانند «dark ages» نگاره‌ای دگرگون را می‌آفریند. هر چند می‌توان المان‌های آهنگ‌سازی آنان را در نهایت با چند واژه‌ بیان کرد: ملودی‌محور نه ریتم‌محور: برای درک ساد‌ه‌ی موضوع در طول شنیدن آهنگ حس می‌کنید نمی‌توانید با یک ریتم ثابت با آهنگ ضرب بگیرید بر خلاف بسیاری گروه هایی که شمابا یک لالا کردن ساده می توانید آهنگشان را شبیه‌سازی کنید؛
تغییر ریتم‌ها و ضرب‌آهنگ: آهنگ‌ها بسیار تغییر سرعت و اوج و فرود دارند چیزی که شما سال‌ها بعد در گروه‌های متال به اصطلاح پیشرو با مودلاسیون‌های (تغییر از یک گام به گامی دیگر) زیاد دیده‌اید. باز برای درک ساده‌ی موضوع دقت کنید برای مثال در آهنگ‌های گروه کاملاً شناخته‌شد‌ه‌ی متالیکا به سرعت، سرعت آهنگ عوض می‌شود، با تقریبی می‌توان آن را مدلاسیون نامید. حالا برای درک آن با این آلبوم به آهنگ «Old Ghosts» گوش‌کنید؛
استفاده‌ی گسترده از سازهای متنوع که فضا اثر را از یک نواختی درآورده و به گونه‌ای ایجاد نوعی پرده‌ی نمایش خیره کننده می‌کند؛
موسیقی محوری نه صدا محوری که در بالا با اشاره به آهنگ بی‌کلام و آهنگ‌های بی‌کلام بسیار گروه در طول آلبوم‌هایش گفته شد. خواننده‌ی خوش‌صدا و توانای گروه در خدمت آهنگ است به نظر نمی‌رسد موسیقی در خدمت اوست یا او در خدمت آن همانند اپرا، بلکه آنان در کنار هم معنی می‌گیرند.

پس از این المان‌شناسی بد نیست در حین گوش‌کردن به آلبوم به نوازنده‌ی درامز و ضدضرب‌ها و ترکیب‌های خیره‌کننده‌اش دقت کنید. نکته این‌جاست که او به گونه‌ای این چالاکی‌اش را به رخ نمی‌کشد که برای نمونه مانند گروه «Tool» به چشم آید به جای آن در خدمت کلیت کار است و یک کل زیبا را می‌آفریند. دقت چند باره‌ای نیز به گیتاریست لید گروه بکنید و استفاده‌ی به‌جایش از میزان‌های مورد استفاده‌اش و افکت‌های گیتارش که به زبان ساده می‌شود فاصله‌گذاری‌های بین هر بار زدن روی سیم‌های گیتارش و جنس صدای سازش. همین طور خواننده‌ی توانای گروه با صدای بازش و سبک ویژه‌اش در خواندن. به نظر می‌رسد او در حال یک اجرای تئاتر است تا خواندن هیجان صدای او را با هیچ نتی نمی‌توان نوشت بلکه به حس گرفتن خواننده مربوط است گویی او مشغول خواندن داستانی برای شماست. این هیجانش در فلوت‌زدن‌های استثنایی و معروف او نیز نمود دارد، به فلوت‌نوازی‌اش در میان آهنگ‌ها دقت کنید: او فلوت را به سبک گیتار الکتریک و پا‌به‌پای آن می‌نوازد و شما حس نمی‌کنید فلوتش در مایه‌ی یک ارکستر سمفونی گیر‌‌کرده است.

اگر همچنان به آلبوم گوش دهید حس می‌کنید که گویی فضای اثر شما را به یاد جنگل و شکار و رابین هود و... می‌اندازد. اما چرا؟

این گروه بزرگ از المان‌های موسیقی باروک یا به زبان ساده‌اش موسیقی بومی اروپا پیش از شکل‌گیری موسیقی کلاسیک و علمی شدن موسیقی بسیار در کارهایش بهره می‌برد به گونه‌ای که این مسأله امضای گروه است. حتی در ریش‌های جنگلی اعضای گروه و عکس‌های روی جلد آلبوم‌هایشان هم این دلبستگی را می‌توان دید.

هر چقدر من این گروه را دوست دارم به همان میزان مایلم کسی نظیر آهنگ‌ساز و خواننده‌ی پر عشوه‌ی گروه «کلد پلی» را کتک بزنم. کاری که به اصطلاح این جوجه راکر‌ها در قالب راک پیش‌رو با انواع صداهای مصنوعی کیبورد و سینتی سایزر می‌کنند گروه مورد بحث ما با ساز‌های زنده مدت‌ها پیش می‌کرد اما افسوس که در مسیر تجاری شدن پر عشوه و ناز می‌ماند و هنرمند می‌رود.

جدا از این گونه صحبت‌ها که تا حدی ناجوانمردانه می‌نمایاند، اثر این پیشرو یا به اصطلاح پروگرسیو بودن گروه «جثروتال» بر گروه‌های پس از خود و حتی متال‌های راک‌نخوان مشهود است که لارس اولریش دارمر نخراشیده‌ی متالیکا هنگام دریافت گرمی بلک‌آلبوم بگوید: «ما خوش‌شانس بودیم که امسال جثروتال آلبوم نداد» هر چند تمسخر نیز می‌تواند چاشنی موضوع باشد. اما این موسیقی‌محوری به جای کلا‌م‌محوری، این تغییر ریتم‌ها، این درامزهای بی‌بدیل و این استفاده‌ی چند‌سازی و تعلق خاطر به موسیقی کلاسیک بدون شک راه را برای بسیاری از گروه‌های پس از آنان روشن کرد. به زیباترین آهنگ آلبوم (از نظر من) گوش کنید.

در پایان باز آهنگی از خودم می‌گذارم که چندان پر انرژی نیست، قضاوتش با شما و باز مانند آهنگ پیش محصول بی‌انگیزگی دو سال پیشم است. ساعت دوی بامداد در کنار کانون فیلم دانشگاه با پیژامه‌ای به‌پا از خوابگاه بیرون آمده آفریده شد.

او رفت او رسید
من می‌گریم
خندید خندیدند
من می‌گریم
خواند خواندم خندیدند
من می‌گریم
برش لبخند پوزخند بر من
(من) می‌گریم
گرم با من سرد نیز هم
من می‌گریم
خندید بم غم پنهان
خون می‌خندم

{ او گریست
می گریم
پل زدم به او
شاد شد
پل ریخت
ماندم
من می‌گریم}

خورد خندیدند رفتند
من می‌گریم
زنجیریم حلقه‌ی اضافه‌م
می‌گریم
خوردیم رفتند مونده آشغالا و من
(من) می‌گریم
رفتند اون‌ها موندم تنها
من می‌گریم

{او گریست
می‌گریم
او رفت
ماه من
خورشید من
من تهی
شب
من می‌گریم}

می‌شینم رو جای خالیت
من می‌گریم
به جات می‌گم دوستت دارم
زهر می‌خندم
شیرینی بخند تلخم من
(من) می‌گریم
ماهم من رفتم خورشیدین
می‌گریم

سها حالا منو اشکیم تنها
بهت می‌گم دوستت دارم
نظرات (۱۱)