pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
نجات‌یافتگان واقعه
مصطفی اوصانلوی
به نام خدا

من صرفاً یک بنده‌ی عادی خدا هستم که از اتفاقات غیرعادی این جهان اطلاعات موثق دارم و آن‌گاه که می‌گویم قربت یوم الحرب حتماً یک چیزی می‌دانم. دیروز در محدوده‌ی سوم ناحیه‌ی چهارم زنجیر درویشی جهانی در حال گشت‌زنی بودم که که یک شیطان‌پرست را دیدم که در الویه‌ی خودش ادرار می‌کرد و آن را به چند جوان می‌داد. وقتی به سمت او حرکت کردم تا جلوی جوانان را بگیرم که خام نشوند، ناگهان متوجه شدم که اصطلاحاً تو تله افتادم. فقط همین‌قدر بگویم که من از آن مهلکه جان سالم به در بردم اما آن سه نفر خیر.

و اما جنگ نرم. باید بگویم که من از اتفاقات بالا از قبل به دلیل خوابی که دیده بودم اطلاعات کافی داشتم و با تجهیزات کافی در لحظه حاضر شدم. درویش به من گفت که در آن لحظه از حمایت‌های او بیشتر از قبل هم برخوردار بودم. اما بشنوید از داستانی که مردی بدون آمادگی داخل چیزی شد و سرفراز بیرون آمد.

مدتی طولانی بود که با فردی به نام مجید آشنا شده بودم و در این روزهای طولانی به این نتیجه رسیده بودم که او انسان موجهی است. برای همین دایره‌ی ملاقات‌هامان را گسترش دادیم و او را سر سفره‌ی خودم نشاندم و با خانواده‌ام آشنا کرده بودم. مدتی که گذشت چند بار او را در خیابان با خانم خودم دیدم. خانمم گفت او را اتفاقی دیده و با هم همراه شده‌اند. خانمم را کتک زدم و قضیه حل شد. چند روز بعد او را از زیر تخت دخترم بیرون کشیدم و مشاجرات ما شروع شد. در آن لحظه ناگهان خون جلوی چشمم را گرفت و با چاقو به جان او افتادم. و در مجموع شصت عدد پنج تا کم ضربه به او زدم که البته می‌توانستم بیشتر هم بزنم اما نزدم. بعد هم زن و بچه‌ام را زنده‌زنده در آتش سوزاندم و بعد به صد و بیست و پنج زنگ زدم. مدتی در روستای پدریم پنهان شده بودم اما عذاب وجدان مرا وادار کرد که برگردم و خودم را معرفی کنم. این را هم بگویم که می‌توانستم ترکیه هم بروم و فرار کنم اما این کار را نکردم و حالا از ولی‌دم‌های مقتولین انتظار عفو دارم. چون خودم با پای خودم آمدم.
از این داستان نتیجه می‌گیریم که هرکسی که خربزه می‌خورد باید پای لرزش بنشیند. آن مرد اعدام شد.
نظرات (۴)