pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
زمین حرف زدن
علیرضا زارعی
نظری وجود دارد که توانایی حرف زدن در انسان‌ها را در درجه‌ی اول مربوط به ویژگی حنجره‌شان می‌داند. یعنی حنجره‌ی حیوانات برای ادای کلمات اندام مناسبی نیست. آن‌ها می‌توانند صداهایی را از حنجره‌ی خود بیرون دهند، اما نمی‌توانند آن‌ها را طوری ادا کنند که به کلمه شبیه باشد. زمانی بعضی‌ها سعی کردند شامپانزه‌ها را مجبور به حرف زدن کنند. آن‌ها بعد از تلاش های طولانی موفق شدند به شامپانزه‌ها بفهمانند که «فنجان» به معنای ظرفی است که در آن چیز خوشمزه‌ای هست. شامپانزه‌ها توانستند شمارش را تا حدودی یاد بگیرند اما ساختن واژه‌ی فنجان برایشان ناممکن بود. بعد از این آن‌ها توانایی یادگیری بیشتری از خودشان نشان دادند. می‌توانستند از صورت مسائلی که پیش رویشان قرار می‌گرفت نتیجه‌گیری‌های منطقی انجام دهند، شماره‌ها را از هم تشخیص دهند و مفاهیمی مثل بزرگ‌تر و کوچک‌تر و همسان و ناهمسان را به درستی به کار ببرند. این‌ها نشان داد که ناتوانی آن‌ها در ادای ساده‌ترین کلمات ربطی به ظرفیت مغزی‌شان ندارد و این ناتوانی از نقص حنجره‌ی آ‌ن‌ها سرچشمه می‌گیرد.
حنجره‌ی نئاندرتال‌ها مثل بقیه‌ی حیوانات کمی بالاتر از گلو قرار داشت و به همین خاطر آن‌ها هم نمی‌توانستند حرف بزنند. مغز نئاندرتال‌ها از انسان‌های امروزی بزرگ‌تر بوده و مسلماً آن‌ها حرفی برای گفتن داشته‌اند اما قابلیت فیزیکی این کار برایشان وجود نداشته است. بعضی‌ها یکی از دلایل انقراض آن‌ها را همین موضوع می‌دانند. حنجره‌ی انسان‌های امروزی نسبت به حیوانات کمی پایین‌تر قرار گرفته و همین به آن‌ها امکان حرف زدن می‌دهد.

اگر تمام این حرف‌ها درست باشد نئاندرتال‌ها احتمالاً تلاش کرده‌اند تا چیزهایی را بیان کنند اما حنجره‌شان اجازه‌ی این کار را به آن‌ها نداده. آن‌ها در عصر یخ زندگی می‌کردند و برخلاف تصور همه، سیاه‌پوست و پوشیده از مو نبوده‌اند. حتی نئاندرتال‌ها بسیار طولانی‌تر از انسان امروزی زندگی کرده‌اند؛ آن‌ها صدها هزار سال روی زمین بوده‌اند و با خوردن لاشه‌ی حیوانات یا شکار آن‌ها غذایشان را تامین کرده‌اند. اما با همه‌ی این‌ها، آن‌ها نمی‌توانسته‌اند حرف بزنند.
به نظر من در نهایت معلوم نیست زندگی آن‌ها بدتر از ما بوده یا نه. سعی می‌کنم در شماره‌ی بعد بیشتر توضیح بدهم.
نظرات (۲)