Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
من این همه نیستم لوزا
اشکان خیل‌نژاد
« چه زشت است فروتنی به هنگام نیاز و ستم‌کاری به هنگام بی‌نیازی.» امام علی (ع)


با نگاهی ژرف‌انگارانه به معضلِ تنهایی در انسان‌هایِ امروزِ جامعه، چیزی که بیش از دیروز اذهان را سخت درگیرِ خودش کرده، امرِ بی بدیلِ «سردرگمی در رابطه» است. تا همین چند سال پیش، پدران و برادرانِ مهترِ ما، برای گریز از سردرگمی و تنهایی، خود را با اولین گزینه‌ی مناسبِ عاطفی سرگرم می‌کرده و فقط پس از چندین روز گشت‌وگذار در پارک‌هایِ عمومی و بعضاً مجالسِ خانوادگی، پایِ سفره‌ی عقد می‌نشسته و تا آخرین روزهایِ شیرین و نمکینِ زندگی، داروندار و عواطفِ کاذبِ خود را خرجِ زندگیِ مشترکشان می‌کردند. ما کهتران که نسل بعد از پدرانیم، تلاش در تکرارِ تجربه‌ها و مشق آنان در دنیایِ کوچک خود کردیم و با ایجاد رابطه‌هایِ عاطفی سعی در ایجاد آرامشی نسبی داشتیم که نسل‌های قبل از ما به‌سادگی آن را تجربه کرده بودند. ولی ما حتی با داشتن امکانات بیشتر و آزادی‌های فکری و اعتقادی نتوانستیم ذره‌ای در راه آن آرامش مطلوب گام برداریم و احساس تنهایی و فرسودگی در تمامِ وجود کرختِ ما رخنه کرده و فقط عادت باعث شده است که مدام خود و اطرافیانمان را در معرض آزمایش‌های مشابه و تکرارشده قرار بدهیم تا شاید این‌بار، این رابطه‌ی جدید بتواند اندک کمکی به روحِ آسیب‌دیده‌ی ما کند؛ ولی باز نتیجه همان تنهایی و سردرگمی است. نمونه‌های عینیِ دوستان کار را تا جایی کشانده که آن‌ها بر اثر بی‌اعتمادی از هرگونه رابطه‌ی عُرفی، دست به تجربه‌های متفاوت با جنس موافق می‌زنند؛ البته ناگفته پیداست این‌گونه اقدامات متهورانه نیز آرامشی طولانی در پی نخواهد داشت و اتفاقی گذراست.

آسیب‌شناسیِ پدیده‌ی فوق، یعنی تنهایی و سردرگمی، حتی هنگامِ رابطه با فردی که دوستش داری، با تمامِ پیچیدگی‌هایش کاری آسان است. برای شناساییِ این معضل به مثابه تمام آسیب‌شناسی‌های دیگر، ما نخست باید جُستاری تاریخی در زندگی بشر و بررسی نوع روابط در آن داشته باشیم:
نوعِ انسان از ابتدای آفرینش تا به امروز، در راه کامل شدن و تغییر دادن امور به نفعِ نیازهای زمانه‌اش به تکاپو افتاده و همیشه سعی در ایجاد هماهنگی در فرم و محتوای نیازمندی‌هایش داشته؛ برای مثال روزگاری بشر کوچ‌رو بوده و برای ارتزاق پا به هر نوع آبادانی‌ای می‌گذاشته است و به تبع آن، این نوع زندگانی انسان را مستلزم پذیرشِ انواع الارباب (خدایانِ متعدد) نموده. روزگاری گذشته و انسانِ یکجانشین برای حفظ وحدت و حمیت خود به یکتاپرستی و وحدانیت رو آورده و این‌چنین به مسیر تکاملی خود ادامه داده است؛ پس از آن، قرن‌ها گذشته و انسانِ قرون وسطایی با توجه به حس استقلال‌طلبی و حفظ مرزها، سعی در پیدایش فرقه‌های مذهبی و حتی گسترش و شیوع آن داشته و این اتفاقِ متغیر تا به امروز رسیده است که هر فردی بنا به فردیتِ خود دست به تشکیل نحله‌ای کاملاً شخصی زده و در زندگی خصوصیش بر اساس آن مکتب نیازهای روحیش را ارضا می‌کند.

این سیر تکاملی نه تنها در مسائل مذهبی، بلکه در تمامِ امور بشری اعم از هنر، سیاست و حتی نژاد قابلِ درک است. اما در مورد روابط، جریان کمی پیچیده است؛ چرا که از همان ابتدای تمدن، انسان‌ها خواسته یا ناخواسته در یک بازه‌ی سنی محدود (با توجه به نیازهای روزگارِ خود) تن به ازدواج و در نهایت یک زندگی از پیش تجربه‌شده و ساده می‌دادند. جدا از این‌که این اتفاق، تداوم نسل بشریت را به صورت قانون‌مند دنبال می‌کرد، از لحاظ مسائل اعتقادی و سیاسی هم بر آرامش و عفتِ جمعی صحه می‌گذاشت و حتی در بعضی دوران مانند دوران نفاق و جنگ، این امر از جانب زمام‌داران تشویق می‌شد؛ و در همه‌ی مراحل زندگی بشر، حکومت‌های حاکم با قانون‌گذاری‌های خود سعی در حفظ این رسم دیرین داشتند.

اما در دنیایِ نو و روبه‌پیشرفت دهه‌های اخیر -که با اسلافِ پیشین خود بسیار مفارقت دارد- دیگر تَک‌گزینی در روابط پاسخگوی تمامِ نیازهایِ ابنای بشر نیست. شاید روزگاری محتوای عشق و عاطفه را می‌شد در فرم تَک‌گزینی تجربه کرد، اما امروزه با توجه به اَبرقدرت رسانه‌ای مولتی‌مدیا، زیاده‌خواهی سلایق و همچنین مشخص نبودن مرزهای انسانی و حتی نژادی و زبانی، برای محتوای عاطفه و رابطه نیاز به فرم‌های جدید و تجربه‌نشده است که بدون شک باید متفاوت با قالب‌های روتینِ گذشته باشد.
چگونه در این روزگارِ تخصص‌محور که در آن هر شخص فقط توانسته در بعضی از جنبه‌های انسانی و حرفه‌ای -آن هم به صورتِ محدود- کسبِ تجربه کند، می‌توان مدعیِ این امر شد که همگیِ ما از نقص عاری هستیم و فقط ما کامل‌کننده‌ی تمام نیازهای طرف مقابلمانیم؟ شاید انسانِ معاصر باید برای فرار از شکست محتوم در این نوع فرم تَک‌گزینی، دست به جریان خلاقانه‌تری بزند تا بتواند این ذائقه و التهاب و اشتیاق سیرناشدنی خود را که بی‌شک زاده‌ی سده‌ی اخیر است سیراب نماید. بدون تردید یکی از راه‌های مبارزه با این پدیده، انتخاب و جایگزین کردنِ فرم «روابطِ موازی» به جای فرم «رابطه‌ی تَک‌گزینی» است. برای مثال ما می‌توانیم برای هر نوع سلیقه و فضای اشتراکی زندگیمان، پارتنری تخصصی و منحصر‌به‌فرد برای آن بخش از سلیقه‌مان انتخاب کنیم؛ یعنی در حیطه‌های سرگرمی، کاری، جنسی، ورزشی، گپ‌وگفتی، مشورتی و... همراهی متخصص و کارآمد برگزیده و تمام بارِ این زندگانی را بر عهده‌ی یک شخص نگذاریم. شاید شخصی از دوستانمان باشد که بتواند از لحاظ عاطفی بر ما احاطه‌ی کافی و وافر داشته باشد، اما هیچ لزومی ندارد که در بقیه‌ی امور او بهترین گزینه باشد. از آن‌جایی که هر کَس نمی‌تواند کامل و آگاه مطلق باشد، ما نیاز داریم که در ابعاد زندگیِ روزمره‌مان روابط موازی را تجربه کنیم تا نه از ناکامل بودن پارتنر عاطفیمان نااُمید شویم و نه این‌که مدام در آرزوی شخص کاملی باشیم که هیچ‌گاه وجود خارجی ندارد.

به امیدِ روزی که آگاهی و عمل صادقانه به این جنس از روابط -روابطِ موازی- انسان‌های تکثرگرای دهه‌ی ما را به آرامشی مطلوب و نسبی در زندگیشان برساند تا به واسطه‌ی آن هیچ‌یک از طرفین با کلمه‌ی نامأنوس خیانت‌کار مورد خطاب قرار نگیرند.

إن شاءَ اللهُ تَعالی وَحدَهُ العَزیز
واَلحَمدُلِلهِ رَبِّ الَعالمین
وَالصّلاة علی مُحَمّد و آلِه و اَصحابِهِ اَجمَعین
هشتم شوال ۱۴۳۱
به قلم این بنده‌ی حقیر اشکان خیل نژاد
نظرات (۵)