pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
پلک سنگین آش‌رشته
معین فرّخی
«ما در عصر بازآفرینی زندگی می‌کنیم. تصاویری که از جهان بیرون در ذهن ما نقش بسته است، کم‌تر حاصل مشاهدات شخصی خود ماست. به عبارت دقیق‌تر: مسلماً ما آن تصاویر را به چشم خود دیده‌ایم، ولی نه در جای اصلی. ما به کمک دستگاه‌های گوناگون از دور می‌بینیم، از دور می‌شنویم، از دور خبر می‌گیریم. لازم نیست از این دهکوره بیرون رفته باشیم تا طنین صدای هیتلر را همچنان در گوش خود احساس کنیم، شاه ایران را از سه متری بشناسیم و بدانیم بادهای موسمی بر فراز هیمالیا چه زوزه‌ای می‌کشند یا در عمق هزار متری دریا چه خبر است. این چیزها را امروزه روز هر کسی می‌تواند بداند. آیا به این ترتیب من در عمق هزارمتری دریا بوده‌ام، یا روی اورست (مثل سوییسی‌ها) ایستاده‌ام؟ قضیه‌ی زندگی درونی آدم‌ها هم از همین قرار است. امروزه روز هرکسی می‌تواند از خیلی چیزها با خبر باشد. لعنت به شیطان، من چطور می‌توانم ثابت کنم که با خواندن آثار یونگ به غریزه‌ی آدم‌کشی خود پی نبرده‌ام، که مارسل پروست حسادتم را به من نشناسانده است، که اسپانیا را همینگوی، پاریس را ارنست یونگر، سوییس را مارک تواین، مکزیک را گراهام گرین به من معرفی نکرده است، که با خواندن آثار برنانو پی نبرده‌ام از مرگ می‌ترسم، که با مطالعه‌ی آثار کافکا احساس به مقصد نرسیدن خود را کشف نکرده‌ام و بسیاری چیزها را از توماس مان نیاموخته‌ام؟ بله، لازم نیست آدم این آقایان را به چشم دیده باشد، هریک از ما از طریق گفته‌های آشنایانی که خود در عالم انتحال سیر می‌کنند، تصویری از آن‌ها در ذهن داریم. چه دوره و زمانه‌ای! این‌که اره‌ماهی دیده‌ای، این‌که با یک زن دورگه عشقبازی کرده‌ای دیگر چیزی به حساب نمی‌آید. چه‌بسا همه‌ی این چیزها را در یک بعدازظهر در یک فیلم مستند دیده‌ای، و صاحب فکر و اندیشه بودن، وای خدای من، در این دوره و زمانه به ندرت آدم هوشمندی پیدا می‌شود که فقط از یک نفر تقلید کند. این‌که کسی دنیا را برای مثال فقط و فقط از دریچه‌ی چشم هایدگر ببیند نوعی تشخص به حساب می‌آید. ما در دیگ هفت‌جوشی شناوریم که در آن تقریباً همه چیز پیدا می‌شود، دیگ هفت‌جوشی که عناصر آن به شیوه‌ی الیوت به بهترین وجهی با هم مخلوط شده‌اند، طوری که ما از همه چیز سر در می‌آوریم، و همان‌طور که گفتم نهایتاً حتی روایتمان از دنیای ملموس هم به چیزی نمی‌ارزد.»

اشتیلر، ماکس فریش، ترجمه‌ی علی‌اصغر حداد، نشر ماهی
نظرات (۴)