Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
مهاجمان فضا ماهی‌فروش ساده‌دل
آریا بخششی
مطلبی بلند برای این شماره تدارک دیده بودم ولی ترجیح دادم برای بعدی باشد و این شماره را اختصاص بدهم به «نکاتی چند درباره‌ی این ستون».

دفعه‌ی پیش خیلی کم راجع به ستون صحبت کردم. گفتم بد نیست حداقل سنگ‌های خودم را با آن وا بکنم. بدون اولویت و طبقه‌بندی می‌روم سراغ نکته‌ای که با شروع نوشته یادم می‌آید؛ یعنی بلندبودن مطالب و گیری که ملت سر آن دادند. باید بگویم این ستون ایجاز سرش نمی‌شود و مطالبی که می‌شود حول‌و‌حوش این داستان گفت آنقدر زیاد است که به نظرم برای سه‌هفته‌نامه موجزبودنشان مسخره است. اگر دیگر خیلی مسأله‌ی چشم و نور و مانیتور دارید، نظر من این است که نوشته را در طول سه‌هفته خرد کنید؛ ولی چون خودتان هم می‌دانید که این همه آش دهن‌سوزی هم نیست که بخواهید از این کارها بکنید، پس از خر شیطون پایین بیایید و یکباره بخوانیدش. از حالا بگویم قرار نیست کوتاه بنویسم چون فایده ندارد.

دیگر گیرم سر این بود که مطالب را چه شکلی جلو ببرم. احتمالاً ترکیبی از همه‌ی گزینه‌های ذکرشده در شماره‌ی قبل خواهد بود تا جایی که به پایداری برسد. مثلاً فرض کنید همینجوری یک بازی را معرفی می‌کنم؛ بعد که در مورد ویژگی‌هایش صحبت می‌شود، نیاز به توضیح راجع به سبک یا رویکرد یا جایگاهش در آن سبک می‌شود و آن‌ها می‌شوند موضوع‌های بعدی، ولی سعیم را می‌کنم که پله‌پله جلو بروم. اگر در این‌باره نظری دارید خوشحال می‌شوم. (از این‌که آن نظر را دارید.)

دیگر آن‌که این‌که چرا من دارم این ستون را می‌نویسم تقریباً از عجایب است؛ چرا که من هم مثل شما. من هم مثل خیلی‌های دیگر از بچگی فقط با گیم حال می‌کردم و همچنان می‌کنم. اگر این‌کاره بودم برای خودم بودم و اگر هم عوایدی داشته مبارکم ان‌شاءالله؛ ولی تا وقتی که در این زمینه کاری نکرده‌ام و جایگاهی در هیچ‌جایش ندارم، تقریباً مساوی با هیچ‌کاره‌ام. قرار نیست این‌جا چیزی نوشته شود که حالت تئوری‌بافی داشته باشد و ایده‌ای مطرح شود به قصد کن‌فیکون.
بعضی‌ها هستند که چنان از چیزی بنام گیمربودن صحبت می‌کنند انگار که مثلاً کسی از تخصص در آب‌خوردن حرف بزند. اگر معنی گیمر کسی باشد که زیاد بازی می‌کند، این نه کار است و نه هنر. اگر دنبال مصداق کاری‌اش بگردیم آن game tester است که در ایران معنی ندارد؛ چون صنعت گیم وجود ندارد. کارش هم این است که چون زیاد بازی کرده و سوراخ‌سنبه‌های موجود و محتمل هر ژانر بازی را خوب می‌شناسد، بازی‌های در آستانه‌ی بیرون‌آمدن را تست و نقد می‌کند.

پس شما فرض را بر این بگذارید که من هیچ‌کاره‌ام و این ستون هم شانسی به من محول شده و کاری که قرار است بکنم اینست که فقط اطلاعات را از این‌ور و آن‌ور گیر بیاورم و اینجا بگذارم. به‌علاوه‌ی مقداری چاشنی از خودم که سعی می‌کنم آنقدر زیاد نباشد که شخصی شود.
با نوشتن در این ستون تنها خواستم هم خودم بیشتر از قبل در معرض پیگیری‌اش باشم و هم اینکه کلاً حرکتی باشد برای صحبت در مورد رسانه‌ای که هنوز به آن صورت به تاریخ نچسبیده و تغییرات کنونی‌اش محسوس است و هیبت کلی‌اش را می‌شود دید.

تا بعدی

نظرات (۲)