pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
سه‌ی شب گلوله‌ای برای ولنتاین من
حامد اوصانلوی
در مورد سر تیتر مقاله باید بیان کنم عنوان مقاله را به کسی می‌سپارم؛ بی هیچ اغراق. اگر یادش باشد مانند امروزی اگر... این شماره بد ندیدم مقداری به بررسی موسیقی روز بپردازیم. برای یک نمونه اشاره‌ای می‌کنم به کامنت‌های یکی از دوستان عزیز که دو شماره پیش بحث راجع سبک متال را به میان کشید. این خود انگیزه‌ای شد بر نگارش متن حاضر در ارتباط با آخرین آلبوم گروه «bullet for my valentine» به سال ۲۰۱۰ به نام «fever». سبک آلبوم به هر حال به معنی مطلق کلام نیو‌متال نیست اما گروه در دوره‌ی ۲۰۰۰ به بعد فعالیت جدی را آغاز کرده و در زیرسبک‌های نیو‌متال می‌نوازد و البته با المان‌های آشکاری از علاقه به متال سنتی دهه‌ی هشتاد یا به اصطلاح متال مدرسه‌ای. این‌ها برای خواننده‌ی آشنا احتمالاً سبک‌هایی نظیر «metalcore» و «melodic death metal» را در ذهن تداعی می‌کند که مورد اول قابل قبول است و مورد دوم بسیار دور از ذهن.

از بحث تاریخ‌چه‌ی آثار گروه گذر می‌کنیم؛ این صرفاً یک نقد اثر است. آلبوم کوششی است در راستای احیای متال دهه‌ی هشتاد با قالب نو. تأثیر آن را می‌توان در ریف‌های سازنده‌ی قطعات به طور محسوسی دید و در کنار آن تمایل گروه به گروه‌های متال‌کور دیگر را از روی وکال متمایل بروتال گروه به خصوص در قطعه‌ی «Pretty On The Outside» و یا افکت‌های دست‌ساز جیغ مانند گیتار - افکت ساده‌ای که از کشیدن سیم گیتار به سمت بالای فرت به طور ناگهانی پدید می‌آید و صدایی مثل ترمز خودرو ایجاد می‌کند - تلاشی جالب توجه اما به نظر نگارنده به بار ننشسته. به صورتی که در بسیاری از نقاط این اجماع نو و کهنه حالتی ناموزون ایجاد کرده. برای بیان نمونه‌ای کاملا‌ً محسوس وکال (خواندن) آهنگ‌هاست، به نحوی که به نظر می‌رسد تکلیف خواننده با خودش مشخص نیست. علاوه بر رنگ صدای نوجوانانه‌ی او و تلاشش برای آلترناتیو خواندن، اصرار دارد تا فریاد‌های سرد متال را در خواندن خود جای دهد و نتیجه: شما تصور می‌کنید عده‌ای دانش‌آموز نوجوان تلاش دارند با تلاش زیاد متالیکا بنوازند و بخوانند.

جدا از این موضوع آلبوم چند مدال افتخار خواهد برد. استفاده از افکت‌های وزن‌دار برای گیتار بیس حس حجم‌دار بودن افکت دیستورشن مورد استفاده در گروه‌های الترناتیو و نیو‌متال‌های آلترناتیو مانندی همچون آثار «Godsmack» در خدمت سرعت سبکشان، تجربه‌ی جالبی از آب در آمده؛ هر چند با استفاده از ضبط چند لایه - ضبط کردن چند باره‌ی هر نت و قرار دادن آن‌ها روی هم و در نتیجه ایجاد حس حجیم شدن صدا - گروه‌هایی قدیمی متال هم کمابیش به این فن کوزه‌گری واقف شده‌اند.

نوازندگی‌های گروه برای کسانی که به دنبال چند نوازنده‌ی قهار میان این گروه‌های به اصطلاح جک‌وجوان کیبوردمحور (نظیر تمام گروه‌های راک و متال عصر نو) می‌گردند یک هدیه محسوب می‌شود. درامر گروه تسلط مناسبی از خود به نمایش می‌گذارد. سلو‌های آهنگ‌ها هر چند «مارتی فردمن» را زنده نخواهد کرد اما شخصیت خاص خود را دارد و در راستای جریان موسیقی غالب روز بیشتر در خدمت کلیت آهنگ است و تک‌روی از جنس «ریچی بلک‌مور» و آهنگ در خدمت نوازنده جای چندانی ندارد؛ این خود نکته‌ی در خور توجهی است. تکنیک نوازنده‌ی گروه در تمام طول آهنگ و تأکید می‌کنم در تمام طول آهنگ نه در بخش سلوی بین دو تکرار‌شونده (به آغاز آهنگ «alone» گوش کنید) در کنار سلو‌ها واقعاً عرض‌اندام می‌کند - اگر به من خرده نگیرید و در جست‌جوی «مالمستین» نباشید، در عصر نوازنده‌هایی مانند گیتاریست گروه لیمب‌بیزکیت هستیم که اصولاً هیچ علاقه‌ای ندارم حتی نامش را بدانم - او افکت‌های گیتار را به‌جا و مناسب می‌شناسد و در نوع خود بسیار چابک‌دست به حساب می‌آید.

ساختار کلی آهنگ‌ها به علت اشباع در ایده‌آوری آهنگ‌ساز آسیب دیده است. مانند قطع و وصل شدن‌های بیش از حد آهنگ و یا ریتم‌های ناروان آهنگ تقریباً در نیمی از آهنگ‌ها، به طوری که شنونده به عنوان یک بیگانه‌ی کامل به آهنگ نگاه می‌کند. ترانه‌های آثار بعضاً پاشنه‌ی آشیل محسوب می‌شوند؛ آن هم با صدای نوجوانانه‌ی خواننده‌ی جوان - ضمن ابراز ارادت به نوجوانان لازم به ذکر است هیچ خصومت شخصی با این قشر نداشته و شخصاً به تازگی قدم از دایره‌ی آنان بیرون گذاشته‌ام. یک چشمه از این موضوع: « زیرا قلب تو از سنگ است/ تو می‌توانی بمیری و به تنهایی بپوسی» - (ترجمه‌ی ترانه از آهنگ «alone»).

به عنوان بررسی روند موسیقی متال در عصر موجود، فرای رجعت بزرگان متال به سبک‌های قدیمی‌ خود، این گروه قطعاً باید مورد توجه واقع شود. این که چرا این گروه‌ها آن حس اصیل را گم می‌کنند، بی‌شک فراتر از عیب ژنتیک به تغییر دیدگاه‌ها از فیلمی چون «راننده تاکسی» اسکورسیزی به «شهر گناه» رودریگز مربوط می‌شود. ما در عصری با المان‌های خاص خود هستیم و در پایان یک قرن قرار نداریم. پس خشم‌هایمان هم، احساسات غلیظ‌ترمان هم، با دهه‌ي هشتاد تفاوت دارد. اما این تجربه ثابت کرد استفاده از عناصر زیبایی‌شناختی آن دهه ممنوعیتی ندارد و می‌تواند نوید شنیدن اصوات زیبایی را در آینده بدهد.

از ۵
کلیت آلبوم: ۳.۵
آلبوم در مقایسه با آثار مشابه: ۴
خواندن (وکال): ۳
نو بودن: ۴
نوازندگی: ۴.۵
نقاط برجسته‌ي آلبوم:
Pretty On The Outside
Your Betrayal
Fever

به زیباترین آهنگ آلبوم (به نظر نگارنده) که یک‌دستی‌اش آن را در آلبوم پادرهوا ممتاز کرده (حتی خواندن خواننده) گوش کنید.
آهنگی هم از خودم ضمیمه شد؛ نظر بدهید.
نظرات (۱۶)