pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
نوح؛ جامانده از کشتی روشنفکر، و آفتِ قیدهای تأکید
محمّد میرزاعلی
سیدّجواد طباطبائی در کتابِ ارزش‌مندش، «جدال قدیم و جدید» ×، در پانویس یکی از صفحات، چنین ‌می‌نویسد: «... هیچ‌چیزی در نوشته‌ی علی شریعتی درباره‌ی پروتستانتیسم وجود ندارد که ساخته‌ی خیالاتِ او نباشد...» [ص ۳۵]. و در صفحه‌ی بعد؛ «در همه‌ی آن‌چه در مقالاتِ سروش، در کتاب یادشده××، درباره‌ی «سکولاریسم» آمده است، هیچ مطلب جدّی و مفهومی ِ درستی وجود ندارد و هیچ خواننده‌ای که دستِ‌کم یک اثر تحقیقی درباره‌ی این مباحث از نظر گذرانده باشد، نمی‌تواند آن کلّی‌با‌فی‌ها را جدّی بگیرد...».
×
چامسکی جائی گفته بود که یک روشن‌فکر بایستی حتّی‌المقدور از کم‌ترین قیدهای تأکید در نوشته‌ها و گفته‌های‌اش استفاده کند؛ در واقع قیدهائی چون absolutely ،definitely ،never و غیره، برای نوشته‌ی یک روشن‌فکر، نوعی نقض ِغرض است؛ او کسی‌ست که اتّفاقاً برای مبارزه با جمود و جهل و دگماتیسم پا به عرصه‌ی تفکّر گذاشته است، که چنین قیدهائی متعلّق به چنان عوالمی‌ست. چامسکی چنین رفتاری را ازاین‌رو از یک روشن‌فکر غیرموّجه می‌داند.
از طرفی به‌نظر نگارنده، کاربرد چنین قیدهائی با یکی دیگر از وظایفِ روشنفکر، که «شکّ» است در تباین است. یک روشنفکر باید به مبارزه‌ی «بداهت» برود. درنظر یک روشنفکر، هر چیزی قابل درنگ و چالش است. روشنفکر، اساس ِ برهان‌های‌اش را نبایست از جائی وام بگیرد (= بنیان‌هایی را بدیهی فرض کند)، بل‌که بایستی کاخ ِ نظر را، خودش بنا کند. روشنفکر، زاده‌ و موجِد شکّ است؛ او بایستی در همه چیز شکّ کند×××. اساساً از همین روست که اغلب، روشنفکری در مقابل ایمان قرار می‌گیرد (چون ایمان، مقابل شک است). حال از چنین کسی که بناست در بدیهی‌ترین گزاره‌ها (ی عوام) شک کند، نامنتظَر نیست که مدّعای خود را با چنین بیانی بر عرصه‌ی کاغذ مرقوم کند؟

×××

بعدها، عبدالکریم سروش، در نوشتاری که در سایت‌اش منتشر کرد در جواب به آن سطور ِ طباطبائی نوشت: «... نويسنده‌ی تازه‌به‌دوران‌رسيده‌ای كه سخنانِ كهنه‌ی بسیار می‌گوید و عمری‌ست كه با هگل پا به گل مانده است، و تنها هنرش سرقت علمی از اين و آن‌ست، كتابی نمی‌نويسد كه در پيش‌گفتار يا پانويس آن، با چاقویِ زبان‌اش عقده‌ای نگشايد يا با كژدم قلم‌اش زهری نريزد. اكنون سال‌هاست كه چنین، زهرفروشی می‌‌كند و من خاموشی و خطاپوشی می‌‌كنم. و در سايه‌ی عافين و كاظمين می‌نشينم. امّا روزی که ديگِ غيرت بجوشد و جامه‌ی صبر بدرد و خامه‌ی تأديب نامه‌ی آن ناشسته‌ روی ناسزاگوی را سياه کند، «بانگ و فرياد برآيد كه مسلمانی نيست»...»

بماند برای نوشتار بعدی...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

× جدال قدیم و جدید / سیّدجواد طباطبائی / نشر ثالث / چاپ اوّل؛ ۱۳۸۷
×× منظور طباطبائی از کتاب یادشده؛ سنّت و سکولاریسم / ملکیان، سروش، کدیور، مجتهد شبستری/ مؤسّسه‌ی فرهنگی ِ صراط
××× مشهور است جمله‌ی «Des omnibus es dubitandum» ؛ یعنی «در همه‌چیز شک کن!».
نظرات (۱۷)