Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
زمین رنج‌های دنیا - یک
علیرضا زارعی
تعداد کمی از مردم، دنیا را غیرقابل تحمل می‌دانند. بقیه فقط حرفش را می‌زنند و اگر همان موقع یک نفر به مزایای دنیا اشاره کند طرف او را می‌گیرند. نظر این دسته از مردم گاهی برای مدت کمی تغییر می‌کند. مثلاً به خاطر مرگ یکی از اطرافیان یا جنگ یا بدبختی‌های دیگر. اما وقتی اوضاع به شرایط قبل از آن اتفاق نزدیک شد، نظر آن‌ها هم به چیزی که قبلاً بود برمی‌گردد.

نمی‌شود مردم دنیا را به دو سه گروه تقسیم کرد. این نوع تقسیم‌بندی‌ها معمولاً دقیق نیستند، اما برای برجسته کردن تفاوت گروه‌های مختلف مردم به کار می‌آیند. تفاوت این دو گروه از مردم هم خیلی برجسته است: گروهی که اساساً با دنیا مشکل دارند و آن مشکل اصلی را قابل حل نمی‌دانند و گروهی که معتقدند دنیا جای بدی نیست و مشکل اصلی و اساسی زندگی‌شان جزئی‌تر از کل جهان است، مثلاً فقر یا ظلم و چیزهای دیگر.

دیدن آدم‌های دیگر -مثلاً در خیابان یا مترو یا هرجای دیگر– بعضی از افراد را آزرده می‌کند. چون آن‌ها به چیزهایی توجه می‌کنند که بقیه نمی‌بینند یا به نظرشان بی‌اهمیت است. مثلاً موقع دیدن کلیپی از یکی از خواننده‌های ایرانی، زمانی را تصور می‌کنند که چند نفر جمع شده‌اند تا این کلیپ را فیلمبرداری کنند. با تصور آن اوضاع و احوال، حرکات خواننده خیلی حقیرانه‌تر از قبل می‌شود: چند نفر در حال فیلمبرداری‌اند، خواننده به دوربین نگاه می‌کند و دست‌هایش را تکان می‌دهد و بعد سرش را برمی‌گرداند (هر حرکتی که توی کلیپ‌ها هست را تصور کنید). یا با دیدن پوستر فیلم افراطی‌ها، زمانی را تصور می‌کنند که کارگردان به گرافیست توصیه کرده که سر هر کدام از بازیگرها را جدا کند و توی یک نقاشی بامزه بگذارد. یا زمانی را تصور می‌کنند که اسم «افراطی‌ها» به ذهن کارگردان رسیده و...

این‌ها لزوماً ربطی به نگاه از بالا ندارد. با فکر کردن به جزئیات، رفتار همه‌ی آدم‌ها زیر ذره‌بین می‌رود. برای همین معمولاً حرکات همان آدم هم – که این جزئیات را دیده - به چشم خودش می‌آید. یعنی بیشتر اوقات زودتر از بقیه اشتباهات و نقص‌های خودش را می‌فهمد.

به هر حال، قضیه فقط توجه کردن به جزئیات نیست. دلایل خیلی بیشتری لازم است تا نظر کسی درباره‌ی دنیا این باشد. ضمناً این دیدگاه ربط زیادی به بدبختی ندارد. ممکن است خیلی از این آدم‌ها زندگی بدی نداشته باشند، اما چیزهایی اذیتشان کند که روی بقیه تاثیری ندارد. مثال زدن از شرایط مختلف، بیشتر از هر چیزی به ملموس شدن این موضوع کمک می‌کند. سعی می‌کنم در شماره‌های بعد بیشتر مثال بزنم و منظورم را برسانم. گرچه این، یک نظریه‌ی مدون و دقیق نیست و در درجه‌ی اول توضیح احساس‌هایی است که در بخشی از مردم دنیا، مشترک است.
نظرات (۷)