pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
کلیپس حرف‌های بد
امیرحسین هاشمی
کسانی که تجربه‌ی تدریس داشته باشند، حتماً دیده‌اند که با گفتن بعضی از کلمه‌ها که در ظاهرشان چیز عجیبی وجود ندارد، همه‌ی کلاس (یا بخش زیادی از آن‌ها) می‌خندند. دایره‌ی این کلمه‌ها مدام در حال گسترش است. اگر تا چند سال پیش این دایره محدود به کلمه‌ی کردن (و حداکثر دادن) بود، حالا با شنیدن زدن، آمدن، رفتن، خوردن و... هم باید منتظر واکنش‌های بچه‌های باحال باشیم.

کمی کلمه‌های مختلف (مخصوصاً مصدرها) را در ذهنتان مرور کنید. کمتر موردی وجود دارد که نشود ازش معنایی زشت (هم) برداشت کرد. اما این برداشت‌ها فعلاً بالقوه هستند. همان‌طور که تا چند سال پیش مصدر آمدن در دایره‌ی کلمه‌های باحال‌پسند قرار نداشت، حالا هم «گرفتن» در این محدوده نیست. اما هیچ تضمینی وجود ندارد که چند سال دیگر موقع تدریس، این مصدر به زبان بیاید و بچه‌ها نخندند.

مفاهیم زشت پایشان را از گلیمشان درازتر کرده‌اند و به همان کلمه‌هایی که برایشان در نظر گرفته شده راضی نیستند. در محیطی مثل کلاس درس، به خاطر بعضی محدودیت‌ها کسی نمی‌تواند کلمه‌های رکیک را بر زبان بیاورد. به همین خاطر معناهای آن‌ها را می‌گیرد، روی کلمه‌های معصوم سوار می‌کند، و با بیان کردنشان موجی از شادی را وارد کلاس می‌کند.

واقعیت این است که خیلی از کسانی که به این کلمه‌ها می‌خندند (فرض کنید یک دانش‌آموز اول راهنمایی) هیچ اطلاعی از مفهوم کنایی آن‌ها ندارند. به عبارت ساده‌تر اصلاً فرق زن و مرد را نمی‌دانند که بخواهند به چنین چیزهایی بخندند. ولی کم‌کم به خاطر جو و اطرافیان، «یاد می‌گیرند» که این کار را بکنند. بعدتر که چشم و گوش این دانش‌آموزها باز شد، ذهنشان به صورت عنان‌گسیخته‌ای این فرایند را وارد کلمه‌های دیگر خواهد کرد. این همان وقتی است که می‌گوییم ذهن طرف کپک زده است؛ چرا که اگر با کلمه‌ها صادقانه برخورد می‌کرد، تکلیف مشخص بود و می‌شد فهمید که اگر مفعول فعلی از مصدر زدن را به کار نمی‌برد، منظور بدی ندارد.
نظرات (۲۶)