|
|||
ضد یک نکتهی نچسب |
| امیرحسین هاشمی |
مثل افسانههایی که برای بعضی از اشعار کلاسیک فارسی میگویند، در مورد ترانههای زدبازی نکتهای وجود دارد که به همان اندازه ممکن است نچسب (ولی جالب) باشد.
در ترانههای مورد بحث این ستون (تابستون کوتاهه به بعد)، اعضای زدبازی چندبار از زبان شخص دیگری حرف زدهاند. بعضی از آنها در حد یک جمله بوده (بیا بریم یهراه دیگه)، ولی بعضی دیگر بیش از یک جمله و در نتیجه نیازمند قافیه. نکتهی جالبی که موارد قافیهدار مشترک است، سادهبودن قافیههای آنها نسبت به قافیههای معمولِ زدبازی است:
هی مایکل، اوه مای گاد!
چرا نداری تو آیپاد؟
[اوه مای گاد، تو آیپاد]
ساعت پنج زنگ نزن که جیمم
هر شب سالاد من رژیمم
همرنگ چشمامه جینم
حالا بیا سیکسپکتو ببینم
[که جیمم، رژیمم، مه جینم، ببینم]
میگه کوچولو به بابایی
بخون برام لالایی
نگران نمیشم، میدونم فردا با مایی
[بابایی، لالایی، با مایی]
در هر سه مورد، قافیهها سههجایی هستند. به مقدار نچسببودن این حرف کاری ندارم، ولی اگر آن را قبول کنیم و برخاسته از ناخودآگاه در نظر بگیریم، کاربردش خیلی موجه خواهد بود: هیچکس غیر از زدبازی نمیتواند قافیههای طولانی بیاورد، حتی شخصیتی در آهنگهای خودشان.
نظرات (۱۱)
در ترانههای مورد بحث این ستون (تابستون کوتاهه به بعد)، اعضای زدبازی چندبار از زبان شخص دیگری حرف زدهاند. بعضی از آنها در حد یک جمله بوده (بیا بریم یهراه دیگه)، ولی بعضی دیگر بیش از یک جمله و در نتیجه نیازمند قافیه. نکتهی جالبی که موارد قافیهدار مشترک است، سادهبودن قافیههای آنها نسبت به قافیههای معمولِ زدبازی است:
هی مایکل، اوه مای گاد!
چرا نداری تو آیپاد؟
[اوه مای گاد، تو آیپاد]
ساعت پنج زنگ نزن که جیمم
هر شب سالاد من رژیمم
همرنگ چشمامه جینم
حالا بیا سیکسپکتو ببینم
[که جیمم، رژیمم، مه جینم، ببینم]
میگه کوچولو به بابایی
بخون برام لالایی
نگران نمیشم، میدونم فردا با مایی
[بابایی، لالایی، با مایی]
در هر سه مورد، قافیهها سههجایی هستند. به مقدار نچسببودن این حرف کاری ندارم، ولی اگر آن را قبول کنیم و برخاسته از ناخودآگاه در نظر بگیریم، کاربردش خیلی موجه خواهد بود: هیچکس غیر از زدبازی نمیتواند قافیههای طولانی بیاورد، حتی شخصیتی در آهنگهای خودشان.
نظرات (۱۱)



یک نکتهی نچسب

جدی نچسب بودا :))
حالا شورش نکن... چرت هم نگفتم دیگه.
نه چسبید!
(این جمله بالایی رو بسته به دیدتون دو جور میشه خوند!...)
راستی ،مرسی...
یه تکته جالب دیگه در ضد بازی و مقایسه اش با شاعرای معاصر وجود داره اونم شباهتش به فروغه
فروغ اگه دوره ی دومش رو شروع نمی کرد معروف نمی شد درست مثه زد بازی ...
خب درست بود البته، ولی نچسب بود واقعن، یعنی چیز باحالی نبود زیاد
اگر فقط دوره ی دومه. در مورد این شعر زدبازی چه داری بگویی؟
زدبازی می مونه تا ابد مقدس
چون که کار ما سه تا دیوونه کننده است
این دقتت رو نمی کشم.
یه مثال دیگه هم پیدا کردم:
ادا و کرکترت که «من بی تو، مثل یه گولّهم بیکلت»
[من بی تو، لهم بیکلت]
امیر نکته سنجیتو عاشقم!!!!رییسی همیشه!
آو...
نمی دونم پس چرا همچين حسي كه گفته بودین به من دست نداد ...
به نظرم جدا از نقد شما كه بر اساس قوانين مكتوب و اين حرفا زده شده بود،بايد يه نگاهي هم از لحاظ سليقه اي انداخت ...
به نظر من اگر تو ي ريتم كلي و -به اصطلاح-هارموني پايه ي آهنگ نگاه بندازيم،مي تونم كاملا اين قافيه ها رو هضم كنيم و لذت ببريم...
خوشحال مي شم بحث ادامه داشته باشه ...
این ضمیر ناخودآگاه خیلی چیز خوبیه . . .