|
|||
سهی شب آلبومشناسی (در محضر استاد) |
| حامد اوصانلوی |
برای حمایت از متال ایرانی در فراسوی مرزهای ایران این کار را انجام دهید تا گروه تارانتیست با گروه مطرح و بزرگ «kiss» به تور برود: به این آدرس بروید و در قسمت کد پستی عدد 85086 را وارد کنید.
چه عواملی یک اثر موسیقی را موفق میکند و دیگری را نه؟ این نوشته کوششی خواهد بود در بررسی این مقوله، که آن را با بررسی آثار بهبارنشسته و بهبارننشسته ادامه میدهیم.
در آغاز پر بیراه نخواهد بود اگر مخاطب ملاک تعیین موفقیت یا عدم موفقیت یک اثر در نظر گرفته شود. برای نمونه دوست خوبم «جواد یساری» موفق بوده است زیرا مخاطب هدف او عدهای با مشخصهی خاصیست که در جذب آنان موفق است و حتی شما اثرات پوشش او را در مخاطبان میبینید. اما برای نمونه گروهی دیگر به نام «باراد» که یک گروه راک داخلی با تلفیقی از المانهای موسیقی ایرانی بود موفق نبود، زیرا راکبازها را نیز راضی نکرد. در این جا توجیه سختی کار این گروه در مقابل سادگی بیپایان کارهای یساری بیمعنی خواهد بود زیرا جواد موفق بود و آنها نه و این موفقیت در مقیاس فروش نیست، بلکه مخاطبان هدف منظور است.
با این مقدمه به بررسی ادامه میدهیم با یک رجوع سرانگشتی درمییابیم مقولهای به نام آلبوم با تکآهنگ موفق تفاوتهای زیادی دارد. چه بسیار آهنگسازان که در همین کشور خودمان با چندین آهنگ گل کردند اما در مقاس فروش آلبومی با شکست مواجه شدند. علت چیست؟ یک آلبوم در درجهی اول مخاطب هدفی دارد و در بالا توضیح داده شد که تلاش مذبوحانه در جذب تمام سلائقِ حتی متناقض، منجر به بروز فاجعه میشود. برای نمونه میتوان به دو گروه بزرگ «متالیکا» و «مگادث» اشاره کرد. در مصاحبههای «دیو ماستین» آهنگساز گروه مگادث، میبینید که میگوید در هر آلبوم چند آهنگ برای طرفداران متدهای دههی هشتادی گروه وجود دارد و یک تا دو آهنگ رادیو و mtv پسند و در نهایت چند آهنگ با متد نوی آهنگسازی گروه. این را اضافه کنید که مگادث به عنوان دستکم دومین گروه موفق متال ظاهر شده است، اما فروش میلیونی متالیکا را تکرار نمیکند. این گروه مجموعهای را به دنبال خود میکشد، اما آنها هرگز حس تیم حامی گروه را در مقیاس انبوه پیدا نمیکنند زیرا از یک آلبوم، فقط با چند آهنگ ارتباط برقرار میکنند و لذا در موفقیت و عدم موفقیت گروه شریک نمیشوند. در طرف دیگر متالیکا حتی اگر نیومتال نه چندان مخاطبپسندی چون آلبوم «saint anger» بدهد باز در صدر بیلبورد جا میگیرد. و این با وجود از دست دادن حتی طرفداران قدیمی گروه است. چگونه؟ پاسخ در اینجاست: گروه یک مجموعه مخاطب جدید را جذب خود میکند. در مورد سایر آثار موفق نیز این موضوع مصداق دارد. یکدست بودن آلبوم شرطی اساسی محسوب میشود. برای نمونه هنگامی که دوست ما «اسماعیل اسفندیاری» در آلبومی که میخواند: «دیگه نگیر بهونه... درد من آب و نونه» عکسی از خود را با موهای پریشان در مایههای بلکمتالرها قرار میدهد، مخاطب را به کلی سردرگم میکند. کسی که آلبوم را به خاطر آن عکس و ژست راک بودن آن میخرد، به زودی سرخورده از خرید خود پشیمان میشود؛ حال آنکه شاید اگر او بیت بالا را در روی جلد میانداخت مخاطب خاص خود را صرفنظر از سلیقهی نگارنده پیدا میکرد. به اینها یکنواختی سبک آهنگسازی را اضافه کنید. این هنر نیست که شما ذیل یک مجموعهی مثلاً اپرا، اثری از «داوود مقامی» قرار دهید. هنرمندی که با خود روراست نیست موفقیت نخواهد داشت. نمونهی داخلی «سیروان خسروی» در آلبوم آغازین خود که کاری ششوهشت مناسب مجالس عروسی را درآلبومی با مایههای راک قرار میدهد؛ و برای نمونههای خارجی هم به عنوان بت ناکامی در عین تواناییهای غیر قابل انکار «مگادث» با آهنگ نچسب به کلیت اثر، در آلبوم «world needs a hero» و آهنگ «promises».
این یکنواختی از طرفی برهان این نخواهد بود که ما تنوع را نادیده بگیریم. باز هم در سطحی متفاوت گروهها یا آهنگسازانی موفقتر بودهاند که در یک آلبوم ذائقههای مختلفی از یک سبک مخاطب را راضی کردهاند. برای نمونهای که احتمالاً برای مخاطب غیرحرفهای هم قابل شناسایی باشد گروه «نیروانا» در اثر موفق خود «nevermind» از آهنگی شدیداً غمگین چون «something in the way» به آهنگ شادی چون «lithium» و خشم «endless nameless» میرسد. در نتیجه شما در حین شنیدن اثر احساس ملالت نمیکنید. برای نمونههای داخلی «شادمهر عقیلی» با بهرهگیری از این اصل ساده در یک آلبوم «خیالی نیست» را در کنار آهنگ «فال قهوه» قرار میدهد تا کار از یک ترنس که در آن دوره برای مخاطب جدید و جذاب بود، به فضای صمیمی و آشنای یک اثر گیتار معمولی برسد تا هم ارزش آهنگ کلیدی خود را حفظ کند و هم مخاطب قدیمیپسند را دلسرد نکند، توجه کنید این با نمونهی بالا از گروه مگادث فرق دارد. کلیت اثر شادمهر روحی ثابت دارد اما در بالا اینگونه نیست. برای طولانی نشدن متن یک نکته میگویم و شما را به خالقتان میسپارم: در آثار موفق یک یا دو اثر به اصطلاح ساده «بترکان» داریم که با توجه به ژانر اثر فرق دارد. مثلاً کار راک معمولا اثری «انرژیک» کار پاپ «عاشقانه» و همین ترتیب برای رپ مثلا «دیس کردن» و... حال هر چه تعداد این آثار بیشتر باشد، بیشتر خوشبهحال آلبوم میشود. مثلاً همان «خیالی نیست» شادمهر یا نمونهي خارجی «sweat childo mine» در آلبوم اول «گانزن روزز» اینها سمبل فضای آلبوم و نقاط عطف آلبومند. مانند موضوعی که در یک جمع با سلایق گوناگون بیشترین اتحاد علایق حول آن شکل می گیرد. مثلاً در میان نوجوانان بحث شیرین «دوستدختر و دوستپسر» و البته بینیاز از توضیح است که باز این برمیگردد به شناسایی مخاطب هدف اثر. حال نکته در چینش این چند برگ آس در میان دست آهنگهای آلبوم است. آلبوم نباید از میانه افت کند. باید آغاز طوفانی و گیرایی داشته باشد، و باید پایان خاطرهانگیزی داشته باشد. به یاد داشته باشید در یک فیلم برای نمونه یک پایان بد کل اثر را زیر سؤال میيرد، هر چند که خوشساخت باشد. آلبوم «مترسک» نمونهی خوب شکست هنرمند به این دلیل است. شما با وجود آهنگهای مناسب آلبوم، از نیمه به بعد به تکرار آهنگهای نیمهی اول در ورژن راک میرسید و توجهتان به آلبوم کم میشود، زیرا آهنگها قابل پیشبینی میشوند. و پایان خستهکنندهی آلبوم یک آهنگ بیکلام است، پدیدهای که هنوز در ایران جا نیفتاده و در نتیجه اثر شکست میخورد. نمونهی موفق آلبوم بل متالیکاست که اثر نسبتاً ضعیفتر خود را در میانه به خورد مخاطب میدهد: «don't tread on me» در پایان با طوفان محبوب «struggle within» آلبوم را در مخیلهی مخاطب حک میکند. به طوری دور پایانی آلبوم یک مجموعه از چند آهنگ خاطرهانگیز میشود.
آهنگی دیگر از خودم. نظر دهید لطفاً.
نظرات (۳۸)
چه عواملی یک اثر موسیقی را موفق میکند و دیگری را نه؟ این نوشته کوششی خواهد بود در بررسی این مقوله، که آن را با بررسی آثار بهبارنشسته و بهبارننشسته ادامه میدهیم.
در آغاز پر بیراه نخواهد بود اگر مخاطب ملاک تعیین موفقیت یا عدم موفقیت یک اثر در نظر گرفته شود. برای نمونه دوست خوبم «جواد یساری» موفق بوده است زیرا مخاطب هدف او عدهای با مشخصهی خاصیست که در جذب آنان موفق است و حتی شما اثرات پوشش او را در مخاطبان میبینید. اما برای نمونه گروهی دیگر به نام «باراد» که یک گروه راک داخلی با تلفیقی از المانهای موسیقی ایرانی بود موفق نبود، زیرا راکبازها را نیز راضی نکرد. در این جا توجیه سختی کار این گروه در مقابل سادگی بیپایان کارهای یساری بیمعنی خواهد بود زیرا جواد موفق بود و آنها نه و این موفقیت در مقیاس فروش نیست، بلکه مخاطبان هدف منظور است.
با این مقدمه به بررسی ادامه میدهیم با یک رجوع سرانگشتی درمییابیم مقولهای به نام آلبوم با تکآهنگ موفق تفاوتهای زیادی دارد. چه بسیار آهنگسازان که در همین کشور خودمان با چندین آهنگ گل کردند اما در مقاس فروش آلبومی با شکست مواجه شدند. علت چیست؟ یک آلبوم در درجهی اول مخاطب هدفی دارد و در بالا توضیح داده شد که تلاش مذبوحانه در جذب تمام سلائقِ حتی متناقض، منجر به بروز فاجعه میشود. برای نمونه میتوان به دو گروه بزرگ «متالیکا» و «مگادث» اشاره کرد. در مصاحبههای «دیو ماستین» آهنگساز گروه مگادث، میبینید که میگوید در هر آلبوم چند آهنگ برای طرفداران متدهای دههی هشتادی گروه وجود دارد و یک تا دو آهنگ رادیو و mtv پسند و در نهایت چند آهنگ با متد نوی آهنگسازی گروه. این را اضافه کنید که مگادث به عنوان دستکم دومین گروه موفق متال ظاهر شده است، اما فروش میلیونی متالیکا را تکرار نمیکند. این گروه مجموعهای را به دنبال خود میکشد، اما آنها هرگز حس تیم حامی گروه را در مقیاس انبوه پیدا نمیکنند زیرا از یک آلبوم، فقط با چند آهنگ ارتباط برقرار میکنند و لذا در موفقیت و عدم موفقیت گروه شریک نمیشوند. در طرف دیگر متالیکا حتی اگر نیومتال نه چندان مخاطبپسندی چون آلبوم «saint anger» بدهد باز در صدر بیلبورد جا میگیرد. و این با وجود از دست دادن حتی طرفداران قدیمی گروه است. چگونه؟ پاسخ در اینجاست: گروه یک مجموعه مخاطب جدید را جذب خود میکند. در مورد سایر آثار موفق نیز این موضوع مصداق دارد. یکدست بودن آلبوم شرطی اساسی محسوب میشود. برای نمونه هنگامی که دوست ما «اسماعیل اسفندیاری» در آلبومی که میخواند: «دیگه نگیر بهونه... درد من آب و نونه» عکسی از خود را با موهای پریشان در مایههای بلکمتالرها قرار میدهد، مخاطب را به کلی سردرگم میکند. کسی که آلبوم را به خاطر آن عکس و ژست راک بودن آن میخرد، به زودی سرخورده از خرید خود پشیمان میشود؛ حال آنکه شاید اگر او بیت بالا را در روی جلد میانداخت مخاطب خاص خود را صرفنظر از سلیقهی نگارنده پیدا میکرد. به اینها یکنواختی سبک آهنگسازی را اضافه کنید. این هنر نیست که شما ذیل یک مجموعهی مثلاً اپرا، اثری از «داوود مقامی» قرار دهید. هنرمندی که با خود روراست نیست موفقیت نخواهد داشت. نمونهی داخلی «سیروان خسروی» در آلبوم آغازین خود که کاری ششوهشت مناسب مجالس عروسی را درآلبومی با مایههای راک قرار میدهد؛ و برای نمونههای خارجی هم به عنوان بت ناکامی در عین تواناییهای غیر قابل انکار «مگادث» با آهنگ نچسب به کلیت اثر، در آلبوم «world needs a hero» و آهنگ «promises».
این یکنواختی از طرفی برهان این نخواهد بود که ما تنوع را نادیده بگیریم. باز هم در سطحی متفاوت گروهها یا آهنگسازانی موفقتر بودهاند که در یک آلبوم ذائقههای مختلفی از یک سبک مخاطب را راضی کردهاند. برای نمونهای که احتمالاً برای مخاطب غیرحرفهای هم قابل شناسایی باشد گروه «نیروانا» در اثر موفق خود «nevermind» از آهنگی شدیداً غمگین چون «something in the way» به آهنگ شادی چون «lithium» و خشم «endless nameless» میرسد. در نتیجه شما در حین شنیدن اثر احساس ملالت نمیکنید. برای نمونههای داخلی «شادمهر عقیلی» با بهرهگیری از این اصل ساده در یک آلبوم «خیالی نیست» را در کنار آهنگ «فال قهوه» قرار میدهد تا کار از یک ترنس که در آن دوره برای مخاطب جدید و جذاب بود، به فضای صمیمی و آشنای یک اثر گیتار معمولی برسد تا هم ارزش آهنگ کلیدی خود را حفظ کند و هم مخاطب قدیمیپسند را دلسرد نکند، توجه کنید این با نمونهی بالا از گروه مگادث فرق دارد. کلیت اثر شادمهر روحی ثابت دارد اما در بالا اینگونه نیست. برای طولانی نشدن متن یک نکته میگویم و شما را به خالقتان میسپارم: در آثار موفق یک یا دو اثر به اصطلاح ساده «بترکان» داریم که با توجه به ژانر اثر فرق دارد. مثلاً کار راک معمولا اثری «انرژیک» کار پاپ «عاشقانه» و همین ترتیب برای رپ مثلا «دیس کردن» و... حال هر چه تعداد این آثار بیشتر باشد، بیشتر خوشبهحال آلبوم میشود. مثلاً همان «خیالی نیست» شادمهر یا نمونهي خارجی «sweat childo mine» در آلبوم اول «گانزن روزز» اینها سمبل فضای آلبوم و نقاط عطف آلبومند. مانند موضوعی که در یک جمع با سلایق گوناگون بیشترین اتحاد علایق حول آن شکل می گیرد. مثلاً در میان نوجوانان بحث شیرین «دوستدختر و دوستپسر» و البته بینیاز از توضیح است که باز این برمیگردد به شناسایی مخاطب هدف اثر. حال نکته در چینش این چند برگ آس در میان دست آهنگهای آلبوم است. آلبوم نباید از میانه افت کند. باید آغاز طوفانی و گیرایی داشته باشد، و باید پایان خاطرهانگیزی داشته باشد. به یاد داشته باشید در یک فیلم برای نمونه یک پایان بد کل اثر را زیر سؤال میيرد، هر چند که خوشساخت باشد. آلبوم «مترسک» نمونهی خوب شکست هنرمند به این دلیل است. شما با وجود آهنگهای مناسب آلبوم، از نیمه به بعد به تکرار آهنگهای نیمهی اول در ورژن راک میرسید و توجهتان به آلبوم کم میشود، زیرا آهنگها قابل پیشبینی میشوند. و پایان خستهکنندهی آلبوم یک آهنگ بیکلام است، پدیدهای که هنوز در ایران جا نیفتاده و در نتیجه اثر شکست میخورد. نمونهی موفق آلبوم بل متالیکاست که اثر نسبتاً ضعیفتر خود را در میانه به خورد مخاطب میدهد: «don't tread on me» در پایان با طوفان محبوب «struggle within» آلبوم را در مخیلهی مخاطب حک میکند. به طوری دور پایانی آلبوم یک مجموعه از چند آهنگ خاطرهانگیز میشود.
آهنگی دیگر از خودم. نظر دهید لطفاً.
نظرات (۳۸)



آلبومشناسی (در محضر استاد) 

dar kol na..na khob man nemipasandam, be gheyr az 3:35 ye kam khoobe
/---
ba Harlan Pepper hal mikoni? khaili khooban
peace~
به 1,607,525 عزیز : 1.از آهنگ من خوشت نیومد دیگه؟ .2.این پسرو که گفتی راستش نمی شناسم !!دنیای بزرگ موسیقی دیگه!!:).3.شما نگفتی آهنگم می سازی؟چه سازی می زنی؟
gitaresh okeye, age nagim loose nemidonoam .. lvali yricsesh khoob bood. shayad ye rooz ye versionesho goosh bedam begam khodast, nemidonam. khodam ham piano classic mizanim , zaeefam vail chon onoghadra eshghe navazandegi nistam
به 1,607,525 ، عزیز : چه خوب و دقیق نظر می گی!مرسی! پیانو رو با ((لیتس)) اجرای ((آلفرد برندل)) دوست دارم هر چند نه به حرفه ای تو درک نمی کنمش.شروع به آهنگ سازی کن مرد پیانیست!!
bebin in ejraee ke gofti ro goosh dadam va bedoone hich tarofi..ghodrate in ke rajebesh harf bezanam nadaram. hichi. 0 kalameh.
faghat merci
به 1,607,525 عزیز : email تو می تونم داشته باشم؟
hatman, baese eftekhare va khosh hal misham mokatebehe konim
با سر تا ته مقاله ت مخالفم
تعریفت از محبوبیت کامل نیس به نظرم.جواد یساری مخاطب خاص خودشو داره نباید بیای با گروهای راک مقایسه ش کنی
مث این فیلمای رو پرده .اخراجی ها میاد ۱ میلیارد فروش میکنه به همین سادگی نمیدونم چقدر....
مخاطب فرق داره و یه سری دسته هایی کمترن تو جامعه
البته اگه میخوای محبوب مثال بزنی باس از لینکین پارک بزرگ و نامی سخن بگی که از پیر و جوون خوششون میاد از این اعجوبه ی خلقت.(این خط فقط جنبه ی احساسی داشت)
کلا مخالفم خیلی در اینجا مجال نمیده بحثش و البته تجربه ثابت کرده بی فایده م هست
آهنگت خوبه خیلی ینی فاز میده.یه جاهایی خارج میخونی و همینطور اون "ر" های "هرجایی" رو درست کن. رعشه میگیرم وقتی اونطوری تلفظ میکنی اون ر ئه لامصبو... در کل خیلی خوب بود
به آندرلاین عزیز : باید بگی با کجا مقاله مخالفی بحث سر مخاطب هدفه!!هدف گیری کجاست؟بابت آهنگ باعث افتخاره!
به 1,607,525 عزیز : خوب این ایمیلتون نیومد !! می خواین به میلم ایمیل بدین !!hamedpayanomrok@yahoo.com
به نظرم در مورد مترسک اشتباهی میکنی. درسته که آهنگهای آخر به خوبی آهنگهای آغازینش نیستن اما در مورد آهنگ پایانی این آلبوم یعنی پرتگاه اصلا صادق نیست و نه تنها خسته کننده نیست؛ بلکه از خیلی از کارهای دیگه ی کاست قوی تره.
به نیلی عزیز:
می دونی پرتگاه آهنگ خوبیه و در این شک نیست اما این آهنگ پس از یه افت بزرگ در نیمه ی دوم آلبوم اتفاق می افته نه یه تک آهنگ مثل ((باور ریزش برگ)) که آهنگ بدی هم نیست بلکه دو تا آهنگ تکراری که شنونده براورد کنه آلبوم تموم شده .
khodaya azto shokr gozarim kemara darnasligharardadi ke hamed nami daran zendegi mikonad.
به ؟ عزیز : دهن من پلمپ شد!!آقا خاک پاییم.
موسیقی متال امروزه در اروپا و آمریکا جایگاهی ندارد....موجی بود زود گذر که نابود شده و تنها پایگاه باقیمانده اش برخی کشورهای آسیای است.
به هاگن عزیز : موسیقی متال جایگاهی نداره و آلبوم ((دث مگنتیک)) در صدر بیلبورد جا میگیره اونم با خشن ترین شکل ثرش متال از سال 88 به این ور تو آمریکای غیر آسیایی؟؟ آسیایی ؟؟؟؟یا مثلا ٌٌفروش پنج میلیون نسخه ای آلبوم آخر ((evanscence)) با سبک نه چندان محبوب گوتیک متال ؟؟؟؟؟یا موفقیت نیو متال هایی با فروش مثلا سه ملیون نسخه ای آلبوم 2002 فروش یک ملیون نسخه ای یا به اصطلاح پلاتینیوم آلبوم سال 2005 گروه ((system of a down))?????یا فروش البوم آخر ((تول)) در سال 2006 در حالی که در صدر بیلبورد جا گرفت با سبک نیو متال خاص خودش یا آوانگارد متالش به اصطلاح؟؟؟؟؟2یا این که گروه اینداستریال متال ((ramsstein)) از محبوب ترین های کشور آلمان غیر آسیایی در حال حاضر ؟؟؟؟؟؟در لول پایین تر اگه هاردراکو هم متال ندونیم که البته فرق داره مگادث آلبومه آخرش تو جدول هاردراک ها در سال 2009 در صدر جدول فروش قرار گرفت و دو هفته تو ده تا ی آول باقی موند اونم با سبکی به شدت ثرش متال.می دونستین؟؟؟؟؟؟ اصولا تو آسیا غیر از کشورای معدودی مثل ژاپن این سبکا خیلی جا دارن تا مطرح بشن!!!!دوست من رسانه های موسیقی بیلبورد غیر آسیایی رو چک کنید.و در جوابیه ای که به مجله یمحترم چهل چراغ دادم چند شماره قبل توضیح دادم خواه ناخواه متال اونم به سبک دهه ی هشتادی و بسا خشن ترش دوبار جان خواهد گرفت و در حال این اتفاقه علاوه بر مثال های بالا و بسیار مثال که نگفتم صبر کن به زودی آلبوم جدید متالیکا و ایوانسنس بیاد بیرون و خودتون ببینید و قضاوت کنید.
منم موافقم که متال یه سبک منقرض شده هست و فقط در کشورهای جهان سوم محبوبیت داره. شما در استدلالت داری میگی پنج میلیون نسخه از فلان آلبوم فروش رفته در حالی که محبوب هم نیست. محبوبیت مگه چیزی غیر از همون فروش 5 میلیون نسخه ای هست؟ پس نتیجه میگیریم که استدلال شما کاملا بی اساسه و بقیه حرفات هم سندیت نداره و صرفا از یه واکنش احساسی ناشی میشه. دیگه حرفی ندارم!
به محمد هادی عزیز : پسر من نگفتم محبوب نیست!!!من گفتم فروش رفته اونم با سبکی که یعنی دوست خوبم سبکی با سایقه ی مثلا ثرش متال نیست اگر بود دیگر چه می شد قطعا چند برابر.به جای برچسب زدن یه سر هر چند کوچک به سایت بیلبورد مجلات موسیقی غیر ایرانی آسیایی بزنید و قدری با داده های حاصل از مطالعات شخصی نه شنیده ها و خوانده های آدم هایی که نظرات شخصی می دهند نه مستدل را نظراتتان را در اختیار ما هم بگذارید. هنوز منتظر توضیح علت فروش های بالا هستم و برای تیر خلاص به شما چند تا دیگه را هم ارائه می کنم....علت قرار گیری آلبوم نیو متال گروه ((گادزاسمک)) در صدر بیلبورد؟؟؟؟؟علت موففیت گروه های نیو متالی مانند ((کورن)) ((اسلیپ نات)) در همان ایالات متحده؟؟؟؟ و....باز هم هست خواستید بگویم.
آلبوم 2005 گروه کرن در ایالات متحده در رتبه ی 3 بیلبورد با فروش ایالات متحده 1 ملیون نسخه ..... آلبوم Vol. 3: (The Subliminal Verses)گروه متال در سال 2004 غیر آسیایی آمریکایی ((اسلیپ نات)) در خود ایالات متحده یک ملیون نسخه ی ناقابل فروخت . اآلبوم2003 گروه نیو متال ((godsmakc)) به نام ((faceless)) در کشور غیر آسیایی جهان اولی صنعتی کانادا در فروش نتی خود در رتبه ی چهار ایستاد در بیلبورد ایالات متحده ی غیر آسیایی در رتبه ی یک ایستاد و تنها در هفته ی اول فروشش ، نه ماه اول ، هفته ی اول269.000نسخه فروخت و در نهایت بیش از یک ملیون یهنی 1000000 بیشتر، تنها در ایالات متحده ی غیر آسیایی فروخت .شگفتا!!!!!!!!!!!! .این اعداد برای شما معنی دارد؟؟؟؟؟؟//
اگر خواستید باز هم دارم!!!!مثلا همان گروه کذایی متال متالیکای جهان خوار در آلبوم 2008 خود ((دث مگنتیک)) در سه روز اول نه حتی هفته سه روز یعنی سه 24 ساعت اول 490000 نسخه فروخت و 2 هفته یک دست در کانادای جهان اول غیر آسیایی در صدر بیلبورد ماند دوهفته بدون افت رتبه در رتبه ی اول . در انگلیس این پیر اروپایی غیر آسیایی صنعتی در بیلبورد ردر رتبه ی یک استاد و در سه روز اول 75 164 نسخه در سه روز تنها فروخت.!!!!در آلمان غیر آسیایی یک ملیون فروخت !!!!!!درشما تحلیل عددی انجام می دهید؟؟؟؟؟؟؟؟
در آلمان غیر آسیایی گروه غیر آسیایی ((rammestein)) که به زبان آلمانی می خواند تا اصولا در برخی جاها نتواند بفروشد از جمله آسیای شما با آلبوم های 2004 ((riese riese))در آلمان غیر آسیایی صنعتی جهان اولی اروپایی در صدر بیلبورد ایستاد !!!!!کاملا اتفاقی!!!! یا آلبوم سال 2009 آنها به نام ((Liebe ist für alle da)) در بیلبورد آلمان اروپایی ، سویس اروپایی ، دانمارک اروپایی ، لهستان اروپایی در صدر ایستاد و در آلمان 2 ملیون تکرار کنید 2 ملیون فروخت !!!!!!!!!!!!اصولا از موسیقی مطالعاتی دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من فکر میکنم شما داری مغلطه میکنی و با گذاشتن علامت سوال و علامت تعجب زیاد خواننده را در نوعی بهت و سرگردانی فرو میبری. من به شخصه از یکی از آشناها (در آمریکا) پرسیدم که وضع موسیقی آنجا چطور است و ایشان جواب داد موسیقی متال و شیطان پرستی به سرعت در حال کاهش محبوبیت است و در عوض موسیقیهایی که بار معنوی بیشتری دارند محبوبیت بالایی کسب میکنند. این هم محض اطلاع شما از یک منبع موثق که شخصا از ایشان پرسیدم.
به محمد هادی عزیز: آقا سبک نگارشت شبیه یکی از دوستان آشناست!!!! - توقع نداشتم ازت ابدا - بعد برای درست شدن ذهن خواننده های این کامنتا عرض می کنم و گرنه جواب تو رو که دادم ازت توقع نداشتم.: آمار بالا رو من از فامیل نگرفتم از سایت بیلبورد مجلات و...یا ساده تر برید تو ویکیپدیا با ذکر منبع چک کنید.
من که نمی دونم با کی اشتباهم گرفتی ولی سر حرفهام هستم و می تونم با ذکر منبع ثابت کنم.
"منم موافقم که متال یه سبک منقرض شده هست و فقط در کشورهای جهان سوم محبوبیت داره."az shoma tashakor mikonam ke ghonche khande ra bar labanam kashtid.kheyli vaght bood injoori nakhandide boodam."ذکر منبع "ashnaye kharejaci?"موسیقی متال و شیطان پرستی"shomato oye keyhan minevisi?"بار معنوی
"jedi?"دیگه حرفی ندارم!"begoo dahanam dar barabare estedlal baste shod?
دوست عزیز چرا نقش بازی کنیم؟ اما خوب رای بحث جالبی که داری راه می ندازی؟ اول.ربط موسیقی متال به شیطان پرستی رو به من می گین؟.2. منبع؟؟.3.اون اعداد بالا رو توضیح می دی برای من!!!!!؟.4. دوست خوبم تو جز مجله ای نکن نذار اسم ببریم!!:)با منم آره؟
من جزو مجله شما نیستم پس اسم ببر!
در مورد بقیه حرفات هم چطوره چند تا لینک با هم ببینیم؟
www.rajanews.com/detail.asp?id=44189
http://metalsaman.ir/post-13.aspx
این منبع خارجی هم ببینی بد نیست:
http://www.helium.com/items/722183-satanism-and-heavy-metal
اون اعداد بالا هم اگه منظورت عددهایی هست که برای سندیت حرفات آوردی خب آوردی دیگه. چیو توضیح بدم؟ ضمنا این که با اسم ؟ میای به من بد و بیراه میگی و از خودت تعریف میکنی کار جالبی نیست.
به دوست خوبم محمد هادی: حالا که شما می گی اون بنده ی خدا نیستی و اصل بر برائت است باشه حالا می شه بحث کرد : ابتدا باید بگم لحن شما دوست من در حالی که با حالت تهاجمی به من برچسب می زنی حالت تهاجمی را ایجاد می کند که ؟ هم برای شما کامنت گذاشت .2. مقاله ای که لینک دادی و همه رو خوندم مرسی اما باور کن ابدا چیز جدیدی برای من نبود. اگر همون ها رو می خوندی می دیدی که ربط موسیقی متال با شیطان پرستی رو یک چیز ممکن نه ضروری بیان کرده مثل فیلم های سینمایی و شیطان پرستی .3. شما و بالاتر اون دوست دیگرمون گفتید این سبک محبوب نیست مگر در کشور جهان سوم ....این منابع راجع به این موضوع نبودند آشنای شما اگر از اون ور خط به شما چیزی بگه که شما مثل روز می بینید وجود نداره یا ایشون احتمال زیاد در این زمینه تحقیق نکردند یا به محیط اطراف خودشون نگاه کرده اند تمام اعداد بالا وجود دارند و فروش چندین و گاها چند ده ملیونی آثار متال در کشورهای جهان اول اروپا یا قاره ی امریکا اثبات می کنند این گروه ها محبوبیت زیادی برخوردارند .اگر نه توضیح بده لطفا من خودمو اصلاح کنم.4.در باره ی موسیقی معنوی و این چیز هایی که گفتی نمی دونم منبع موثقی داری یا نه اما امیدو.تارم این جور باشه.5. به نظرم متال هم تضادی با معنویت نداره.6.جواب اون آمارو که اگه بخوای چندین برگ آ4 می شه رو ندادی هنوز که چه جوری با وجود اونا می گی این موسیقی محبوب نیست؟؟؟.7.اگه دوست داری بگو راجع به این موسیقی کامل روشن بکنم شما رو تا جایی که در توان دارم.
ارادت مند
ازت ممنونم که این دفعه شمرده صحبت کردی. باید بگم که بله منم قبول دارم که موسیقی متال میتونه ربطی به شیطان پرستی نداشته باشه چون اصولا شیطان پرستی در ذات این پدیده تعریف نشده بلکه یک مجموعه ای از عوامل دست به دست هم دادن تا این موسیقی به عنوان تریبونی برای بیان عقاید بعضی از این فرقه ها قرار بگیره. من میتونم گروه متال سفید که برای عیسی مسیح (ع) میخونه هم به شما نشون بدم ولی به قول معروف النادر کالمعدوم. در ضمن من به ضرب المثل تا نباشد چیزکی... اعتقاد دارم. وقتی این همه در سطح وسیع دارن از شیطان پرستی و متال حرف میزنن حتما یه چیزی در اصل قضیه بوده وگرنه با این ابعاد؟ میشه به نظر خودت؟ در مورد محبوبیت و عدم محبوبیت متاسفم ولی من نمیتونم منبعی بهت معرفی کنم. ولی کارت مته به خشخاش گذاشتنه چون همه ما یه درکی از محبوبیت داریم در اطراف خودمون. من از اون کسی که در آمریکا بود وقتی شنیدم طرفدار نداره خب در مقابلش گفتم که اینجا طرفدار داره. هر کدوم از ما بر اساس یه شهودی اینو گفتیم که شاید نشه با عدد و رقم نشونش داد. به هر صورت منبع به اون معنی که شما میخوای ندارم و شاید اشتباه میکنم. بد نیست آمار فروش یک آلبوم رو بر اساس جمعیت و... بسنجیم. توزیع ثروت و بعضی از عوامل فرهنگی و اقتصادی دیگه توی این آماری که میگی تاثیر داره. درباره موسیقی معنوی ارجاعت میدم به نصرت فاتح علی خان و آمار فروش بالاش همینطور همکاری با چند تا از گروههای معروف غربی. در مورد بودا بار چیزی شنیدی؟ قبول کن که بعضی از این متالها به قدری گوش خراش هستن که هیچ معنویتی نمیتونه توی اونها جا بگیره.
زیاده عرضی نیست
به محمد هادی : دوست من منابع رو قبول دارم اما قبول کن به عنوان یه مخاطب نه چیز دیگر حتی فقط مخاطب حرفه ای موسیقی وقتی می گم چیزی محبوبه ازم قبول کن من می دونم چه فروشی کجا نشانه ی محبوبیت نیست مثلا گروه دوست داشتنی دث که عاشقشم محبوبیتش مربوط به اقلیت خاصی در امریکاست .یا گروهی مثل ((بارزام)) در همون حدم محبوب نیست.متال هنری ترین و تکنیکی ترین سبک موسیقی غیر کلاسیک یا به اصطلاح پاپ است.علت شیوع شیطان پرشتی ام به اون ربطی نداره به روند فرهنگی جامعه مربوطه.در امریکا اگر آلبومی 500000 بفروشه یا گولد بشه به اصطلاح می گن قابل قبول بوده فروش یک ملیون ددر 15 سال اخیر و قطعا نه قبل تر از اون یعنی موفقیت خوبی بماند که فروش های 5 ملیون سه و چهر ملیون نسخه ای این گروه ها به معنی قبضه ی بازار است.این حاصل دست کم 5 سال گیر دادنم به این چیزاست.در آلمان که یک ملیون خیلی خیلی بالا محسوب می شه مثلا یا گروه غیر انگلیسی زبان متال رامشتین وقتی بازار کشور های غیر آلمانی زبانو می گیره یعنی تو صنعت موسیقی امروز یک وزنه ی جدیست دست کم در اروپا. و هیچ کدوم این گروه ها به جز زاپن و تا حدی ایران ابدا در آسیا اون جوری که فکر می کنی بازار ندارند. شاید در آرزانتین بتونی تا حدودی انگشت بزرای بازار به خصوص سبک های نوی متال یا به اصطلاح نیو متال همون غربه. ما این جا از متال دهه ی هشتاد حرف نمی زنیم .گر چه من بت قول می دم و میبینی به زودی این موسیقی قدیمی هم با شدت بیشتری اوج می گیره نمونش هم فروش بسیار بسیار بالای آلبوم آخر متالیکا در همان سبک قدیمیش بود و داستان مشابهی از گروه مگادث به عنوان سردم داران او ن دوران .خشن بودن ک موسیقی ابدا به نظرم دلیلی بر رد زیبا بودن اون نسیت. اگر می خوای باز توضیح بدم.
ارادت مند
man khodamam.na hamed osanloo .az zehne shakake shoma chizi joz in entezar nemire.kasi ke be rajanews etemad kon hamine dige.
خوبه که وقتی از صفت حرفه ای استفاده میکنی منظورتو توضیح بدی. من خودمو شنونده حرفه ای نمیدونم ولی شاید با تعریف تو منم بشه حرفه ای حساب کرد. (من خودم حرفه ایو وقتی به کار میبرم که کسی از اون کار پول در بیاره ولی نمیدونم با شنیدن آهنگم میشه پول درآورد؟) اگه تو تعریف شما من نمیگنجم بله حرف شما درسته و من دیگه ادامه نمیدم. این گروهایی که ازشون میگیو من خیلیاشو اسمش هم نشنیدم و اگه بخوام یه جستجوی اینترنتی هم صورت بدم کل روز باید وقت بذارم! برای همین به حرفات اعتماد میکنم. آهنگتم کنجکاو شدم گوش دادم. قبلا چون فکر میکردم مثل نوشته هات خشن و متال میخونی هیچ وقت گوش نکردم ولی اتفاقا خیلی ملایم بود و ترانه جالبی داشت. حیف نیست با این روحیه نظریه پرداز متال شدی؟
در جواب ؟ هم باید بگم من با شما حرفی ندارم. اگه تهمتی زدم عذر میخوام اگه حرفم درست بود هم خدا میدونه.
نه بابا حیف متال که حامد نظریه شو بپردازه (مزاح می فرمایم)
راستی اون در "محضر استاد" عنوان مطلبتم منظورت منم دیگه؟
ما شاگردی میکنیم قربان. شما لطف داری. مرسی از ستون خوب ِ شما.
مطلب اول:
جدا از ماهيت بحث و اونچه كه اينجا گذشته،يك موضوعي كه من با يك باره خوندن همه ي مطالب بهش پي بردم،اين بود كه يه باند بازي ضد آقاي اصانلوياينجا شكل گرفته!
احساس مي كنم از يه جايي به بعد كامنتا ي اقاي محمد هادي رو يكي ديگه براش نوشته و لحن و نگارش مطلب اينو فرياد مي زنه ...!
قصد دفاع از هيچ طرفي رو ندارم،چون اصولا اطلاعات مستندي در مورد متال ندارم و سبك ديگه اي رو پيگيري مي كنم،ولي اونچه كه از ظاهر كامنتها و اصل ستون پيداست مستند بودن اطلاعات اقاي اصانلوي (دقت بفرماييد كه گفتم من شخصا اطلاعات قابل بحثي ندارم و صرفا از ظاهر قضيه نتيجه گيري مي كنم)و از طرف ديگه باند مذكور-!-با يه سري صحبتا كه براشون دليل- مرجع دار و مستدلي-آورده نميشه تصميم به زير سوال بردن ايشون دارن.
صحبت من اينجاست كه اگر تصميم به ايجاد بحثي مفيد داريد صرفا با اطلاعات مطمين و سالم و با ذكر منبع صحبت كنيد و اجازه دهيد مخاطب خودش تصميم به درست و غلط بودن مسايل بگيرد و اصلا -به نظر من-جالب نيست كه مستقيما اشاره مي كنيد كه:آهاي من درست مي گويم و تو غلط.و قطعا اين كار از ارزش اطلاعات و مطلب هر كدام از شما ودر نتيجه اتلاف وقت و حيف شدن بحث كلي مي شود...
و در جواب كامنتي كه گفته شده بود اقاي اصانلوي با علامت سوال و تعجب مي خوان نتيجه ي مورد نظرشون رو بگيرن؛بايد بگم اين مطلب نشون دهنده ي قدرت بالاي نگارش متن هستش و اين نه تنها عيب و ايرادي درش نيست بلكه بسيار به جاست كه من-نوعي-كه مي خواهم يك مطلب را به اشتراك بزارم،با تمام قدرت نگارشم سعي در تلقين حال و هواي مورد نظرم به مخاطب بكنم و اين هنر بزرگي است و ايراد گرفتن به اين موضوع كاملا نا به جا و غير منصفانه است.
مطلب اول:
جدا از ماهيت بحث و اونچه كه اينجا گذشته،يك موضوعي كه من با يك باره خوندن همه ي مطالب بهش پي بردم،اين بود كه يه باند بازي ضد آقاي اصانلوياينجا شكل گرفته!
احساس مي كنم از يه جايي به بعد كامنتا ي اقاي محمد هادي رو يكي ديگه براش نوشته و لحن و نگارش مطلب اينو فرياد مي زنه ...!
قصد دفاع از هيچ طرفي رو ندارم،چون اصولا اطلاعات مستندي در مورد متال ندارم و سبك ديگه اي رو پيگيري مي كنم،ولي اونچه كه از ظاهر كامنتها و اصل ستون پيداست مستند بودن اطلاعات اقاي اصانلوي (دقت بفرماييد كه گفتم من شخصا اطلاعات قابل بحثي ندارم و صرفا از ظاهر قضيه نتيجه گيري مي كنم)و از طرف ديگه باند مذكور-!-با يه سري صحبتا كه براشون دليل- مرجع دار و مستدلي-آورده نميشه تصميم به زير سوال بردن ايشون دارن.
صحبت من اينجاست كه اگر تصميم به ايجاد بحثي مفيد داريد صرفا با اطلاعات مطمين و سالم و با ذكر منبع صحبت كنيد و اجازه دهيد مخاطب خودش تصميم به درست و غلط بودن مسايل بگيرد و اصلا -به نظر من-جالب نيست كه مستقيما اشاره مي كنيد كه:آهاي من درست مي گويم و تو غلط.و قطعا اين كار از ارزش اطلاعات و مطلب هر كدام از شما ودر نتيجه اتلاف وقت و حيف شدن بحث كلي مي شود...
و در جواب كامنتي كه گفته شده بود اقاي اصانلوي با علامت سوال و تعجب مي خوان نتيجه ي مورد نظرشون رو بگيرن؛بايد بگم اين مطلب نشون دهنده ي قدرت بالاي نگارش متن هستش و اين نه تنها عيب و ايرادي درش نيست بلكه بسيار به جاست كه من-نوعي-كه مي خواهم يك مطلب را به اشتراك بزارم،با تمام قدرت نگارشم سعي در تلقين حال و هواي مورد نظرم به مخاطب بكنم و اين هنر بزرگي است و ايراد گرفتن به اين موضوع كاملا نا به جا و غير منصفانه است.
در مورد بحث اصلي،احساس مي كنم يك مجله ي معتبر جهاني كه اين گونه آمار ها را به طور مداوم منتشر مي كند،ميتواند خاتمه ي بحث باشد.
البته بهتر است به چند مجله ي معتبر -به جاي يكي-استناد شود.
در كل حيف مي بينم اگر از همگي و واقعا از همگيتان براي ايجاد چنين فضاي مفيدي تشكر نكنم...
واقعا عالي بو و واقعا آموزنده و واقعا دوست داشتني...
اميدوارم هميشه اين گونه بحث ها ادامه پيدا كند ...
بازم مرسي ...
راستي در مورد اهنگ خودتنو آقاي حامد:
اول از همه اميدوارم به اين پيشنهاد من واقعا عمل كنيد و از دفه ي بعدي كه خواستيد اهنگتون رو بذاريد،حتما و حتما تكست مربوطه رو هم بذارين و واقعا اميدوارم اجرا كنيدش،چون شعر آهنگ به نظرم يه جاهاي -به اصطلاح-اوج معنا گرايي رو نشون ميداد و حس مي كنم شعر قوي بود،با اين كه كاملا تمام شعر رو متوجه نشدم(يك بار گوش كردم آخه)
اما در كل ايرادي كه به ذهنم ميرسه اينه كه ريتم بك گرااند اهنگ كه كليت آهنگ روش سوار شده،خيلي شنونده رو پس مي زنه،آخه خيلي خيلي از اين مدل ريتم شنيديم و نسبتا ديگه مي شه گفت تاثير آنچناني روي من-نگارنده-نذاشت ...
ولي سولوي گيتاري كه وسط آهنگ زده ميشه واقعا به حال و هوا و تصوير كلي آهنگ مياد و خيلي اون تيكه خوشايند و دلچسب بود...
صداتون هم احساس ميكنم يه جوري-چه جوري بگم،حس مي كنم اصل صداتون نيست و يه جور ديگه بايد باشه!(جسارت نشه،نظر شخصيه)
جدا از شعر-اونم تا اينحايي كه من فهميدم-و سولوي گيتار،حرف ديگه اي ندارم...
اميدوارم واقعا و واقعا دفه ي بعد تكستا رو هم بذاريد...
ممنونم ...
به lone بزرگوار : آقا من واقعا از بابت نکته سنجیت تشکر می کنم .همین که خیلی دقیق به موضوعات اشاره درای کلی برای من و هدفم ز این صفحه کافیه.چشم حتما متن ترانه رو می ذارم.در موارد دیگم جسارت چیه؟ شما نظرتو لطف کردی به این دقیقی گفتی که تشکر داره فقط.
باند کذایی رو هم گفتم تو کامنت یه عده از دوستان قدیمی به نظرم چندان از این صفحه خوششون نمی آد که در موردش صد در صد واکنشی دارم.بازم مرسی از توجهت