Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
۳۵ Run Lola Run
حمیدرضا رفعت‌نژاد



در بدو لولا بدو، بیش از آن که خود داستان اهمیت داشته‌ باشد، فرم روایت داستانی‌ است که اهمیت دارد. حتی می‌توان گفت که داستان ساده‌ی آن، صرفاً بهانه‌ای است برای نشان دادن این فرم، و حتی مقصود و هدف فیلم را هم می‌توان در این شیوه دریافت کرد.
ابتدای فیلم با دو نقل قول شروع می‌شود:
ما همواره در حال کشفیم و در نهایت این اکتشاف، به نقطه‌ی اول باز می‌گردیم و آن را برای نخستین بار می‌شناسیم. (تی.اس. الیوت)
بعد از بازی، قبل از بازی است. (هربرگر)

فیلم از همان ابتدا مشخص می‌کند می‌خواهد درباره‌ی فلسفه‌ی زمان صحبت کند، البته می‌توان آن را محدودتر هم در نظر گرفت، به این شکل، فلسفه‌ی زمان در روایت سینمایی.
جمله‌ی الیوت بیش از هر چیز، یادآور «2001: ادیسه‌ی فضایی» است، که در انتها دیوید بومن تبدیل به جنینی می‌شود که چشمانش باز است. اما در این فیلم، شناخت به شکلی که در ادیسه رخ می‌دهد، اتفاق نمی‌افتد. بازگشت‌های زمانی مستلزم آگاهی نیست، چرا که مسیری که لولا طی می‌کند، پر از اتفاقات تصادفی و پیش‌بینی نشده است. هم‌زمانی‌های مختلف، تصمیمات آنی را سبب می‌شود که سیر داستان را هم به همان سو سوق می‌دهد. پس نمی‌توان آن را فلش‌فوروارد یا چیزی از این دست در نظر گرفت.

داستان دقیقاً سه مرتبه از اول تا آخر تعریف می‌شود -که پیش‌تر، این ایده در «بخت کور» کیشلوفسکی هم استفاده شده بود- و هر بار سرنوشت کاملاً متفاوتی دارد. و این در حقیقت قدرت سینما در تحریف زمان است. البته در این جا مقصود «زمان دریافت متن» نیست -البته که این هم از قدرت‌های داستان و سینما است، که می‌تواند تطابق زمان اتفاقات را با زمان دنیای خارج از فیلم و داستان از بین ببرد- چرا که اتفاقاً سعی شده در سه بیست دقیقه (مهلت لولا برای رسیدن به مانی) تعریف شود، بلکه شکستن قالب رخداد ثابت در یک بازه‌ی زمانی است، یعنی می‌تواند در یک بیست دقیقه، سه مدل مختلف اتفاق رخ دهد. و این یکی از نکاتی است که فیلم بر روی آن تأکید دارد. از طرفی دیگر می‌توان فیلم را یک فیلم پست‌مدرن نامید، چرا که برخی مؤلفه‌های اصلی آن به‌وضوح در بدو لولا بدو دیده می‌شود.

یکی از اصلی‌ترین آن‌ها، فقدان قطعیت در داستان است، به این شکل که نمی‌توان حقیقت یا عدم حقیقت را درباره‌ی هر کدام از آن‌ها در نظر گرفت و ارزش‌گذاری کرد. هیچ‌ کدام از سه روایت، ناسخ و منسوخ یک‌دیگر نیستند. تنها دلیل برای در نظر گرفتن پایان خوش فیلم، صرف ترتیب آن‌هاست، یعنی اگر داستانی که منتهی به مرگ مانی می‌شد، بعد از روایت آخر تدوین می‌شد، دیگر نمی‌توانستیم آن را یک فیلم با پایان خوش در نظر بگیریم. و خود به خود، اثر ذهنی روایات قبلی را از بین می‌برد.
از ویژگی‌های دیگر آن، جزئی‌شدن و نگاه مینیمالیستی داشتن به چیز‌های مختلف است. برای مثال در طول فیلم سعی می‌شود آینده‌ی برخی از افراد که عملاً هیچ نقشی در فیلم ندارند، نشان داده‌شود، و شاید تنها موردی که زمان دریافت متن نسبت به زمان اصلی شکسته می‌شود، در همین نمایش سرنوشت افراد باشد. که مؤید فرم پرداخت فیلم است.

فیلم فانتزی است، علاوه بر ساختار روایی و داستان فیلم، وجود ویژگی‌های غلوشده در پرسوناژها که در نحوه‌ی گریم و بازی آن‌ها هم بروز پیدا کرده، از نشانه‌های آن است.



شیوه‌ی فیلم‌برداری مورد علاقه‌ی تیکور در این فیلم به وضوح دیده‌ می‌شود، قاب‌ها و زاویه‌های نامتعارف، نشان‌دادن یک سکانس داینامیک از زوایای مختلف و تکرار آن، چرخش‌های مداوم و حرکت دوار دور یک سوژه به کمک استدی‌کم، از ویژگی‌های دوربین آثار اوست.
فیلم از ریتم بالایی برخوردار است، چه به لحاظ تعدد رخدادها و چه به لحاظ سرعت کات‌ها و طول زمان پلان‌ها که بسیار کم است. همچنین در قسمتی که لولا از پله‌ها پایین می‌آید، تصویر کاملاً شکلی کارتونی پیدا می‌کند، و از این شیوه کمک می‌گیرد.
برای نشان‌دادن آینده‌ی افراد، از عکس‌هایی پیاپی استفاده می‌کند، که شبیه تدوین قسمتی از فیلم «رفقای خوب» اسکورسیزی است.

یکی از عناصر بارز در طول فیلم، موسیقی آن است، که در اکثر قریب به اتفاق فیلم وجود دارد، و به قول راجر ایبرت، باعث شده که فیلم بیش‌تر به درد پخش در باشگاه‌های ورزشی بخورد، اما به خوبی می‌تواند حس دویدن، محدودیت زمانی و حساسیت رسیدن لولا را منتقل کند و کاری کند که بیننده در طول فیلم احساس کند مانند لولا عجله دارد، و دائم در حال دویدن است.
بدو لولا بدو، از نمونه‌های ساختارشکن روایت معمول سینمایی است، و به‌خوبی از پس اجرای فرم برآمده است. همچنین یکی از فیلم‌هایی است که عناصر فنی سینمای تیکور را به‌وضوح نشان می‌دهد. همین‌طور می‌توان وام‌گیری او را از کیشلوفسکی مشاهده کرد، اما با با رویکرد شخصی و مستقل سینمای خودش، بی‌آن‌که درگیر تقلید صرف باشد.

imdb
نظرات (۲)