pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
سه‌ی شب که چی؟
حامد اوصانلوی
در این شماره سراغ چیزی می‌روم که مدت‌هاست دوست داشتم با خوانندگان در میان بگذارم و در یک جمع به اصطلاح موسیقی‌باز، فراتر از قضاوت‌های دیگران در مورد چیزی که متعلق به سلیقه‌ی ماست، با هم گفتگو کنیم و برداشتی هرمونتیک از آثاری ارائه دهیم که همه در یک ویژگی مشترکند: گم‌نامی.

برای معارفه‌ی این شاید تک شماره -این رویه در صورت عدم استقبال قطع می‌شود- با آلبومی آغاز می‌کنیم که مورد بی‌مهری ویژه‌ای قرار گرفته و به نظر نگارنده به هیچ وجه در جایگاه شایسته‌ی خود بررسی نشده است. آلبوم از گروه بزرگی به نام «مگادث» است و «So Far So Good So What» نام دارد. این آلبوم در زمان پخش چندان مورد توجه منتقدان قرار نگرفت و این دستکم با توجه به عنوان گروه سازنده‌اش و آلبوم موفق قبلی، بیشتر به چشم می‌آمد. در زمینه‌ی فروش هم تفاوتی چندانی با ‌آلبوم پیشین گروه نداشت که در ضمن موفق بودن، انتظارات را برآورده نمی‌کرد. حال برخورد اول رد شدن از کنار آن است؛ اما برخورد بهتر، دستکم به نظر نگارنده، دادن شانس به آن است. بگذارید با هم به آن بپردازیم. ترجمه‌ی فارسی نام آلبوم می‌شود: «تا این جا خوب بوده، که چه؟». این نام به خوبی نمایانگر درون‌مایه‌ی اثر است. بر خلاف انتقادی که در نقدها از آن خواندم که: «فاقد ایده‌های الهام‌بخش برای آلبوم بوده و تنها ترکیبی از چند ریف خوب اما ناهمگن است و...»، باید گفت این نه تنها ضعف آلبوم نیست بلکه با نگاهی گذرا به عنوان آلبوم این موضوع خود را به شما نشان می‌دهد: آلبومی با درون‌مایه‌ای پوچ‌گرایانه، عصبی و... شما در این اثر نباید به دنبال یک خط فکر بگردید. آهنگ‌ها مدت‌ها پیش از آن که آلبوم‌های متال سبک پاپ‌تری بگیرند و پرفروش شوند، ترک‌هایی دارد که بر خلاف آثار هم‌سبک خود، تنها آکنده از سرعت گیتار و درامز نیست. استفاده از ریتم‌های زیبا و ملودیک، ملود‌ی‌محوری درامز‌های دوضربی مشابه آثار راک تا متال و... وگرنه که همین منتقدان آلبومی با همین ویژگی‌ها را تحسین‌ها کردند. آهنگ‌های این آلبوم از این نظر قابل تحسین می‌شوند که اول از درون‌مایه‌های به شدت نو برخوردارند: برای نمونه از آهنگ «مری‌‌جین» با شکل اسطوره‌ای و روایت‌گونه‌اش که مراحل سقوط یک انسان است گرفته تا آهنگی مثل «دروغگو» که دقیقاً یک تصفیه‌حساب شخصی با گیتاریست اخراجی گروه است که به نظر می‌رسد در حال مستی سروده شده و تجلی حس نفرت است و... صرف‌نظر از مسائل اخلاقی که به شخصه مخالف این نوع موسیقی هستم، نمی‌توان آن را ضعیف خواند. آلبوم تجلی فریاد‌های درونی یک ذهن بیمار است به صورتی هنرمندانه.

از نظر فنی برای نمونه ساختار کلی آهنگ‌ها تحسین‌برانگیز است. اثر در قید ترکیب پاپ‌گونه‌ای چون «غیرتکرار‌شونده - تکرار‌شونده - غیرتکرار‌شونده -‌ تکرار‌شونده - سلو - تکرارشونده»ی جااُفتاده در موسیقی متال نیست. آلبوم گاه مانند آهنگ «در تاریک‌ترین ساعتم»، یک سیر از فرود تا صعود را در کل اثر دارد تا در پایان آهنگ دقیقاً به نقطه‌ی آغازینش بازگردد و گاه مانند آهنگ «دروغگو»، کل اثر یک سولوی گیتار است که تا پایان آهنگ شکل کاملی می‌گیرد. برای درک بهتر این تفاوت‌ها نگاهی بیندازید به آهنگ «مری‌جین» تا شکل روایی سیر آهنگ را در لایه‌های ساختاری آهنگ بررسی کنید: ریتم آهنگ از یک ملودی لطیف مانند تبدیل غم به خشم وارد افکت دیستورشن شده و کم‌کم به صورت زنگ خطری برای ظهور فاجعه در‌می‌آید و بین هر بار پایان ملودی، یک شبه مارش نظامی با گیتار می‌شنویم. کم‌کم مثل موضوع اثر (یعنی تبدیل شدن یک دختر به یک جادوگر) ما یک ملودی پیچیده اما ترکیبی می‌شنویم که شاید بتوان گفت دستکم بیت تکرارشونده‌ است. قسمت پایانی و اوج آهنگ ملودی با میزانی دارای مخرج بزرگ و تبدیل همان به ریتم است، با خواندن‌های پراکنده «دیو‌ ماستین» و سلوهای پراکنده که به پایانِ کاملاً در اوج آهنگ می‌رسیم.

گرچه از این آلبوم برخی آثار مانند «جهان را به آتش بکش» و «در تاریک‌ترین ساعتم» حتی محبوب هم شدند، اما برخی آثار آلبوم چون «قلابی در دهان» و «درون ریه‌های جهنم» مورد بی‌مهری قرار گرفتند و توجه شایان خود را دریافت نکردند. اثر اول، برای مثال، نمونه‌ی یک تاخت‌‌وتاز است؛ دقیقاً گویی آهنگ‌ساز با توجه به ترانه، به‌مرور به یک مقوله حمله می‌کند؛ آن هم تا اوج‌گیری کامل: ابتدا ریتم درامز و بیس با ملودی عجیب خط خواندن خواننده، اضافه شدن تدریجی گیتار ریتمیک با ریتمی آرام و تبدیل آن به یک سلوی زیبا و قابل تحسین گیتار. تکرارشونده‌ی آهنگ هم با گرفتن چهار آکورد به نوعی حسن ختام برای این سرعت‌گیری گیتار است و در پایان باز بازگشت آهنگ به ریتم اولیه. اثر «instrumental» -موسیقی بی‌کلام- دوم هرچند تا حدی یادآور یک اثر «آیرن‌میدن» است، اما ارزش‌های بسیاری دارد. چه با ساختار کثیف آهنگ (منظور استفاده از افکتی به‌شدت تخریب‌شده در ضمیمه‌ی آهنگ با صدای شفاف گیتار لید در رونمای اثر که خود ریتم در ابتدا حتی به شکل گیتار بدون افکت نواخته می‌شود)، و چه با درامزی که یادآور پیستون‌های یک اتومبیل است، شما حس گرما را در آهنگ حس می‌کنید. در کل به‌شخصه تنها به عنوان یک شنونده‌ی حرفه‌ای، آلبوم را جزو دستکم ده آلبوم برتر متال قلمداد می‌کنم.

بد نیست با هم یکی از آن‌ها را گوش کنیم.
به رسم سابق آهنگی هم از خودم ضمیمه شد. نظراتتان را کامنت کنید.
نظرات (۱۷)