pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
پلک سنگین دورهای ناتمام ما
معین فرّخی
یک. نجف دریابندری نه تنها مترجمِ خیلی خوبی است، مقدمه‌هایی هم که می‌نویسد، عالی است. در ابتدای کتاب «پیرمرد و دریا»ی همینگ‌وی مقدمه‌ی مفصلی نوشته که به نام «همینگ‌وی: یک دور تمام». در آن مقدمه دریابندری می‌گوید که همینگ‌وی در پیِ آن بود که از تکلف‌های بیهوده و زیاده‌گویی‌هایی که در ادبیات پیش از خودش دیده می‌شد، فاصله بگیرد و در این راه به سبک خاص خودش برسد: بدون زیاده‌گویی با نثری کاملاً شفاف، صریح و بی‌تکلف. در دهه‌ی ۲۰ همینگ‌وی به خاطر سبک نویی که پیشنهاد می‌دهد مطرح می‌شود. ولی در دهه‌ی ۴۰ همینگ‌وی به افراط در سبک خود می‌افتد و به نظر دریابندری آثاری می‌نویسد که بیش‌تر شبیه به تقلید نویسنده‌ی درجه‌ی دویی از همینگ‌وی می‌ماند تا اثری اصیل از او. در واقع، همینگ‌وی در فرار از تکلف به تکلفی دیگر می‌افتد. زیاده‌روی در ساده‌نویسی خود تبدیل به تکلف می‌شود. همینگ‌وی که به دنبال رهایی از قید و بندهای مرسوم و بیهوده بود، خود قید و بندی جدید پدید می‌آورد که به نظر بیهوده می‌رسد.

دو. ما هم خیلی وقت‌ها می‌خواهیم از قید و بندهای زائد فرار کنیم. می‌خواهیم از بندهایی که دیگران خودشان را اسیرش کرده‌اند، رها شویم. آداب و رسوم خانوادگی به نظرمان تعارف‌های بی‌خود می‌آید. مذهب می‌شود چارچوبی غیرضروری برای زندگی. در شیوه‌ی لباس‌پوشیدنِ دیگران تکلف یا مراعات‌های بیهوده‌ای دیده می‌شود، و... خب؛ ما می‌خواهیم از همه‌ی این‌ها رها شویم. می‌خواهیم زندگی‌ای بسازیم بدون چیزهای مسخره‌ای که پدر و مادر ما در تمام طول زندگیشان درگیرش بوده‌اند. ما مرزهای مذهب و عُرف را می‌شکنیم و یک‌تنه –هرچند درون خودمان- برابر جامعه می‌ایستیم تا جور دیگری زندگی کنیم. ولی ایستادگی و مبارزه با سنت‌ها نیازمندِ جای‌گزینی قدرتمند است. همینگ‌وی توانست سبکی نو برای مقابله با ادبیات زیاده‌گوی قبل از خود پیدا کند، توانست به نثری شفاف برسد؛ ولی آیا ما هم می‌توانیم مانند همینگ‌وی سبکی نو پیدا کنیم؟ آیا صرفِ مقابله و تلاش برای رهایی کافی است؟ و یا اگر هم پیدا کردیم، می‌توانیم ظرف سبک خود را بفهمیم و قبل از آن‌که به افراط بیفتیم، جلوی خود را بگیریم؟

سه. در تاریخ ادبیات یاغی‌های زیادی دیده می‌شوند. و تقابل فرد با اجتماع همیشه موضوع جذابی برای نویسنده‌ها بوده. (مگر نه این‌که نویسنده با نوشتن –تنها سلاحش- برابر آن‌چه در اطرافش می‌گذرد موضع می‌گیرد؟) مادام بوواری، هکلبری فین، هولدن کالفیدِ ناتور دشت، لِنی خداحافظ گاری کوپر (با شعار معروفش: رهایی از بند تعلق) همه کسانی بودند که سعی می‌کردند به گونه‌ای مرزهای بی‌مورد جامعه را بشکنند. ولی چند تا از آن‌ها موفق بودند؟ مگر نه این‌که مادام بوواری در دنیای خودساخته‌اش غرق شد و سرانجام خوش لنی و هاک بیش‌تر شبیه به مضحکه بود؟ نویسنده‌ای که می‌خواست شخصیتش مرزهایی را که خود –به جز در ادبیات- نمی‌شکند، بشکند و پیش رود؛ در نهایت مجبور به پذیرش شکستِ شخصیتش برابر جامعه شد. هرچند مرزشکنی شخصیت‌ها همیشه در ذهن و زندگی خواننده‌ها ادامه خواهد یافت.

چهار. اسنوبیسم چیزی است که به ظاهر همه‌ی ما از آن فرار می‌کنیم. شاید مهم‌ترین انگیزه‌ی همینگ‌وی در رسیدن به نثر درخشانش فرار از اسنوبیسم بوده. اسنوب‌ها کسانی هستند که تلاش می‌کنند خودشان را بیش‌ از آن‌چه هستند، نشان دهند. اسنوبیسم نوعی خودنمایی است برای رسیدن به طبقه‌ی بالاتر. مثلاً کسی گردن‌بندِ مروارید بدل می‌اندازد تا آن را اصل جا بزند، اسنوب است. همین‌طور کسی که اداهای روشن‌فکری می‌گیرد، یا کارهایی را که روشن‌فکران قاعدتاً انجام می‌دهند انجام می‌هد تا روشن‌فکر به نظر برسد. خیلی وقت‌ها خلاف جهت جریان حرکت کردن هم نوعی اسنوب است. ما تلاش می‌کنیم خود را جور نشان دهیم تا مثلاً شبیه به روشن‌فکرنماها نباشیم، و با آن‌ها متفاوت باشیم. تلاش ما در واقع تلاشی است برای آن‌که نشان دهیم که ما خود روشن‌فکریم نه نمایش آن. ولی آیا همین کار خود اسنوبی دیگر نیست؟ آیا فرار از بندها و تعارف‌های معمول اسنوب‌ها، در نهایت تبدیل به اسنوبی دیگر و پیچیده‌تر نمی‌شود؟ آیا فرار از هر چیزی نمی‌تواند در نهایت ما را به همان چیزی برساند که از آن فرار می‌کنیم؟ آیا این «یک دور تمام» نیست؟

پنج. همینگ‌وی در اوایل دهه‌ی ۵۰ بازگشتی شکوهمندانه به ادبیات داشت. «یک دور تمام» که دریابندری در عنوان مقدمه‌اش به کار برده بود، در «پیرمرد و دریا» مصداق پیدا می‌کند. دایره کامل می‌شود و همینگ‌وی دوباره ارج گذاشته می‌شود، نوبل ادبیات را برای این کتاب می‌گیرد. همینگ‌وی بالاخره توانست از محدودیت‌های سبک خود، استفاده‌ی دوباره کند و سبکی جدید بیافریند. سبکی شاید کامل‌تر از سبک پیشین. همینگ‌وی مشهور است به مبارزه‌جویی، به رودررویی با مشکلات، همینگ‌وی از واقعیت فرار نمی‌کند. همینگ‌وی می‌توانست به چند رمان بزرگش قانع باشد و بقیه‌ی عمر خودش را با همان‌ها بفریبد؛ ولی شجاعانه –مثل پیرمردی که به شکار آخرین ماهی‌اش می‌رود- به جنگ با آن‌چه بود رفت. ولی چند نفر از ما –که برابر همه چیز و همه کس می‌ایستیم- می‌توانیم چیزی نو و قابل‌اعتنا پیشنهاد دهیم؟ چند نفر از ما، روراست باشیم، این شجاعت را دارد که چند وقت یک بار بی‌رحمانه به نقد خودش برود، زمین بخورد و دوباره سعی کند، بی‌تکیه دادن به دیگری، بایستد؟
نظرات (۸)