pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
پلک سنگین نیمکت‌های فرسوده
معین فرّخی
کاملاً ناگهانی دلم برای نیمکت‌های کوچک دبستان و راه‌نمایی تنگ شد. برای سه نفری تنگِ هم نشستن روی آن‌ها. برای زیر ِمیزهایی که همیشه شکسته و لق بود و هیچ‌چیز رویشان بند نمی‌گرفت جز مداد و خودکار که همه‌ش آن زیر می‌لغزیدند. یا گچ‌هایی که همیشه زیر میز پنهان می‌کردم تا در فرصت مناسب پرت کنم طرف کسی. شما را نمی‌دانم، اما من که همیشه نفر وسطِ سه نفر نیمکت‌نشین بودم. همیشه هم دستم به دست بغل‌دستی می‌خورد و همیشه موقع نوشتن اعتراضی داشتیم که بیان نمی‌شد. حرف نمی‌زدیم و تحمل می‌کردیم. همیشه تهِ ذهنمان این بود که همین است که هست. و این‌که اگر اعتراض کنیم می‌شویم یک بچه‌ننه یا یک مرفه بی‌درد واقعی. و خُب، لابد می‌دانید، بچه‌ننه یا مرفه بی‌درد بودن چیز هراس‌آوری بود. از همه بدتر و عذاب‌آورتر برای من -عجیب است که حالا ناگهان دلم براش تنگ شد- وقت امتحانات بود. وقت امتحانات یکی از ما سه نفر -معمولاً نفر وسط که من باشم- مجبور می‌شد برود پایین روی زمین بنشیند و برگه‌ی امتحان را بگذارد روی جای نشستن نیمکت. هرجا هم چیزی بلد نبود مجبور بود هی بزند به پای نفر بالایی تا نفر بالایی شاید از لطف و ترحم نگاهی به برگه‌ی او بیندازد و اگر خواست بهش جواب را بگوید. فضای خفه و تاریکی بود. حالا که پیش خودم تصور می‌کنم، برام غیرقابل تحمل است که بچه‌ی مثلا ده‌ساله‌ای را بفرستند روی زمین بنشیند تا هوس نکند از روی دست برگه‌ی کناری بنویسد و علت این امر هم فقط این باشد که امکانات آموزشی کم است. نمی‌دانم. اگر داستان بود یا فیلم یا آزمایش روان‌شناسی، آن پایین رفتن‌ها و آن فضای تاریک باید تأثیر بدی روی ما می‌گذاشت. قاعدتاً حالا باید گاهی خواب آن‌ها را می‌دیدیم یا مثلاً از تاریکی می‌ترسیدیم یا هر چیز دیگر. عجیب است که آن نیمکت‌های کوچک و پوسیده تأثیر روشنی روی ما نگذاشته و ما احتمالا آدم‌هایی عادی هستیم. حس می‌کنم همان نیمکت‌ها و امتحانات کابوس‌وار و تأثیر نگذاشته‌ی آن‌ها روی ما چیزی را نشان می‌دهند. شاید پوست کلفت شدن ما باشد یا شاید چیزی دیگر. نمی‌دانم.
نظرات (۸)