Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
مهاجمان فضا پرونده‌ی سوم: Mini ninjas (قسمت اول)
آریا بخششی



یک شرکت دانمارکی (IO Interactive) این بازی را طراحی کرده. شرکتی که سری بازی‌های Hitman را از آن به یاد داریم، هرچند نتوانست آن‌طور که باید از پسِ ارائه‌ی خوبِ این کاراکتر فوق‌العاده کاریزماتیک بربیاید.

برایم خیلی جالب بود وقتی از زبان طراحان نینجا‌ کوچولوها خواندم «می‌خواستیم بازی‌ای بسازیم که بتوانیم آن را با بچه‌هایمان و در کنارشان بازی کنیم!». انصافاً هم باید گفت زده‌اند وسط خال. اگر روزی می‌دیدم بچه‌ام پای این بازی نشسته، نیازی نبود که ازش بپرسم این بازی راجع به چیست یا توی آن چه کار باید کرد؛ همین که چشمم به شخصیت اولش یعنی Hiro می‌خورد، دوست داشتم بپرم پشت کامپیوتر یا دسته.

داستان

«سال‌ها پیش وقتی ارباب ساموراییِ ظالم برای اولین‌بار شکست خورد، همه‌چیز دوباره برای سیصد سال در صلح و آرامش به سر برد. قلعه‌هایی که ارباب سامورایی ساخته بود همگی فرو ریختند و مردم دیگر در ترس زندگی نمی‌کردند. همینطور که زمان می‌گذشت، طلسم قدرتمند جادوی Kuji نیز در زیارتگاه‌ها و معابد پنهان شد و مردم به زندگی خود ادامه دادند.
اما روزی از روزها همه چیز آشفته شد. موج‌های بزرگ همه‌جا را در بر گرفتند و طوفان‌های عظیمی برپا شد. در این بین استاد نینجا به این پی برد که چیزی نظم این جهان را به هم زده. کم‌کم هیبت‌های عجیب و غریب و ترسناکی ظاهر شدند که حیوانات را برای اهداف نامشخصی توی قفس‌ها زندانی می‌کردند. قضیه از این قرار بود که ارباب ساموراییِ ظالم از قدرت جادویی طلسم Kuji برای تبدیل‌کردن حیوانات بی‌گناه به سامورایی‌هایِ بی‌مغز و مطیعِ لشگر خودش استفاده می‌کرد تا قلعه‌های متروکه‌اش را پس بگیرند و او بتواند بر جهان فرمانروایی کند. اما استفاده‌ی ارباب سامورایی ظالم از طلسم جادویی Kuji برای مقاصد شیطانی باعث شده بود که نظم جهان به هم بخورد و موجب خشم خدایان شود. وقوع طوفان‌ها هم به خاطر خشم خدایان بود.
اما استاد نینجا تصمیم گرفت که خودش دست‌به‌کار شود و این نظم را دوباره برقرار سازد؛ با فرستادن بهترین شاگرد نینجایش برای گرفتن جواب و برقرار‌کردن نظم. اما شاگرد نینجا رفت و برنگشت. استاد نینجا یکی‌یکی چهارتا از بهترین شاگردهایش را برای گرفتن جواب فرستاد، اما هیچ‌کدام برنگشتند. تنها دو نفر باقی ماندند که سرنوشتِ آینده‌ی جهان در دستان آن‌ها قرار داشت: Hiro و Futo.»

طرح داستانی‌اش خیلی شبیه به طرح داستانی سونیک (Sonic the hedghog) است؛ ساده و کودکانه بودن دو قطب خوب و بد و قهرمان و ضدقهرمان در هر دو بازی و نقش اصلی‌ای که طبیعت و حیوانات در هر دو ایفا می‌کنند. حیواناتی که بی‌آن‌که خودشان بخواهند، دشمن ما شده‌اند و وقتی آزاد می‌شوند، معصومانه به طبیعت برمی‌گردند.

اما mini ninjas ویژگی دیگری هم دارد؛ مفاهیمی از قبیل برهم‌خوردن نظم جهان و استفاده از طلسم در جهت مقاصد شیطانی که موجب خشم خدایان می‌شود، پیوند تنگاتنگی با عقاید شرق دور دارند.
تأکید بر طبیعت و اعتقاد به یکسان‌بودن هر چیز زنده‌ای که در این دنیا وجود دارد، از قبیل گیاه و حیوان و انسان، هم آن‌جا که می‌بینیم محیط بازی چقدر وسیع و در زیبایی‌شناسی هماهنگ و یکدست است (و مثلاً همان‌قدر که خودِ Hiro دوست‌داشتنی و زیباست، یک تکه علف هم از نظر زیبایی هیچ کم از او ندارد) و هم آن‌جا که Hiro روح خودش را درون یک قورباغه می‌دمد و ما برای مدتی قورباغه می‌شویم و با هیبت یک قورباغه روی زمین گام برمی‌داریم، به خوبی دیده می‌شود.

اگر اکثریت مخاطب این بازی یعنی کودکان را در نظر بگیریم، می‌شود گفت طرح داستانی برایشان ساده و قابل فهم، عاری از مفهوم خشونت و تا حدودی اخلاقی و آموزنده است. برای بزرگترها هم جایی‌ست تا کمی خستگی در کنند، خوشحال باشند و اگر بچه‌ای دارند با بچه‌شان بیشتر رفیق شوند.



نظرات (۲)