pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
کلیپس گسترش محیط
امیرحسین هاشمی
خاتم‌کاری، موسیقی دستگاهی، کاشی‌کاری، نقاشی ظرف میوه، فرش‌بافی، سوهان‌پزی. با این‌که از تاریخچه‌ی این پدیده‌ها اطلاع زیادی ندارم، ولی حدس این‌که گذشته و حالشان هیچ فرقی با هم ندارد کار سختی نیست. اگر قرار باشد دقیق‌تر صحبت کنیم، ابتدا کس یا کسانی شکلی ابتدایی از هر کدام از این هنرها یا صنعت‌ها را ابداع کرده‌اند، بعد از مدتی افراد دیگری (که معمولاً فرزندان و وارثان مؤسسان هستند) ایده‌ی اولیه را بسط داده‌اند تا شکلی مشخص به خودش بگیرد، و بعد همه‌چیز همان‌جا متوقف شده. خوشبینانه‌تر این است که فکر کنیم این پدیده‌ها هنوز در حال تکاملند و چون سرعتشان خیلی پایین است ما متوجه آن نمی‌شویم. اما بدبینانه هم می‌شود نگاه کرد؛ فرش‌هایی که از قرن‌های پیش به جا مانده، هیچ فرق چشمگیری با امروزی‌ها ندارند، هنوز نقاشی‌های ظرف میوه با شور و شوق فراوانی کشیده و خریداری می‌شود و...

در مورد این پدیده‌ها، همیشه برتری با آثاری است که مثل قبلی‌ها باشند. معمولاً در مورد هر کدام از آن‌ها یک دوره‌ی اوج تعریف می‌شود و برنده کسی است که خودش را به آن دوره نزدیک کند. عجیب‌تر از همه این است که تقریباً تمام کسانی که پایشان را در این رشته‌ها می‌گذارند، این مسأله را به عنوان یک اصل قبول کرده‌اند. کاری به این ندارم که عمر بعضی از این پدیده‌ها تمام شده، از تمام ظرفیتشان استفاده شده و دیگر کاربردی را که در قدیم داشته‌اند ندارند. فعلاً می‌شود در مورد این بحث کرد که چرا باید چند قرن، یا اصلاً چند سال، کاری را که عده‌ای دیگر ابداع کرده‌اند تکرار کرد و سعی کرد به آن‌ها نزدیک شد (این‌جا حرف بیشتر در مورد «هنر» است). این تکرارها و تلاش‌ها هنر نیست. حداقل کاری که می‌شود کرد، این است که حتی اگر وارد چنین محیط‌هایی می‌شویم، سعی کنیم آن‌ها را گسترش دهیم و چیزی به‌شان اضافه کنیم. آدمی که از مغرش استفاده نکند و سعی نکند محیط خودش را گسترش دهد، به هیچ دردی نمی‌خورد.

دلم می‌خواست با مثال‌های بیشتر و بهتری منظورم را توضیح بدهم، که وقت نشد.
نظرات (۴)