pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
صندلی عقب فرهنگ‌سازی
آیین نوروزی
مسئولان مترو در کنار تابلوهای تبلیغاتی که توی هر واگنی هست، تابلوهای دیگری هم طراحی کرده‌اند که ربطی به اهداف اقتصادی ندارد. مضمون این دسته از تابلوها، مفاهیم دینی یا فرهنگی است. مثلاً توصیه به مراعات حال افراد سالمند و ناتوان یا خوش‌اخلاق‌بودن در مواجهه با بقیه‌ی مردم و مانند این‌ها. متن یکی از تابلوها این است: «سراب ما را سیراب نمی‌کند». زمینه‌ی اصلی تابلو، عکس محوی از یک بیابان است همراه با گودال کوچکی از آب تیره و یک درخت خشک‌شده در کنار مرداب.

بحث بر سر لزوم یا عدم لزوم وجود جملاتی با مفاهیم دینی یا فرهنگی در محیطی مثل مترو نیست. فرض می‌گیریم که وجود این نوع جملات – اگر آن جمله قدرت تأثیرگذاری قابل قبولی داشته باشد - به گسترش اخلاق در جامعه کمک می‌کند و این به نفع همه است. بهتر است مردم حال افراد سالمند را مراعات کنند و اگر یکی از این تابلوها بتواند به این امر کمک کند، به نظر بیشتر مردم «فرهنگ‌سازی» با موفقیت صورت گرفته است.

احتمالاً پیام جمله‌ی «سراب ما را سیراب نمی‌کند»، توصیه به دوری‌کردن از تمایلات فریب‌دهنده یا غیرواقعی است. یعنی با تمایل به چیزهایی که مثل سراب زودگذر و در عین حال فریبنده هستند نمی‌توان زندگی راضی‌کننده‌ای داشت. توضیحی در این مورد که این تمایلات دقیقاً چه چیزهایی هستند داده نمی‌شود، چون دانستن این موضوع بدیهی فرض شده. علاوه بر این، لزوم کوتاه‌بودن جمله اجازه‌ی توضیح بیشتر را نمی‌دهد. نمی‌شود در یک تابلوی کوچک همه چیز را توضیح داد. پس سعی شده تا کل برنامه‌ی زندگی در یک جمله‌ی کوچک و مبهم خلاصه شود تا از این فرصت کوچک برای فرهنگ‌سازی حداکثر استفاده را کرده باشیم.

اگر این جمله در ذهن چند نفر از چند هزار نفری که هر روز از مترو استفاده می‌کنند مانده باشد، مسلماً طراح تابلو این موفقیت را مدیون شباهت دو کلمه‌ی «سراب» و «سیراب» است. البته معلوم نیست که چنین چیزی را می‌شود موفقیت به حساب آورد یا نه. زندگی کسی با این جمله تغییر نمی‌کند و احتمالاً طراح تابلو هم چنین قصدی نداشته. حتی می‌توان در هدف تلاش برای فرهنگ‌سازی هم شک کرد. به نظر می‌رسد هدف اصلی، خواندن یک جمله‌ی هوشمندانه درباره‌ی کل زندگی باشد. اگر این جمله به نظر کسی جالب بیاید، نه به خاطر نگاه منحصر به فرد به زندگی، که به خاطر استفاده از دو کلمه‌ی سراب و سیراب در کنار هم است.

بهتر است سنگ کوچکی برای زدن برداریم و از خلاصه‌کردن راه سعادت در یک جمله منصرف شویم. این نوع جملات، همه را تشویق می‌کنند که به جای فکر کردن، دنبال شباهت‌های ظاهری بین کلمات بگردند و سعی کنند با ساختن یک جمله‌ی شاعرانه، به کل مسئله فیصله دهند.
نظرات (۵)