Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
پاشیدن خاک عادت‌های ما
حسین فلاح
یک زمانی که پنتیوم ۳ معمول بود، همه به آن عادت کرده بودیم. چند مدت بعد که پنتیوم ۴ آمد، از سرعت بالای آن متعجب شدیم؛ یا مثلن وقتی هاردهای موجود در بازار حداکثر ۲۰ گیگ بودند، با آمدن هاردهای ۴۰گیگی و ۶۰گیگی و... بسیار هیجان‌زده شدیم. اما همین الآن، هنگامی که مدتی با کامپیوترهای جدید کار می‌کنید، اگر همان پنتیوم ۴ چند سال قبل را جلویتان بگذارند، بد و بیراه بار آن می‌کنید. یا الآن اگر بخواهید کامپیوتر بخرید، به هارد کمتر از چند صد گیگ رضایت نمی‌دهید. چرا؟ آیا سرعت پنتیوم ۴ پایین آمده است؟ آیا ۴۰گیگ الآن، با ۴۰گیگ چندسال قبل تفاوت کرده است؟

نه، این سطح توقع ما یا به بیانی دیگر «عادت» ماست که تفاوت کرده. مطمئن باشید و شک نکنید که چند سال دیگر اگر برگردید و با همین کامپیوترهای امروزی با چند گیگ رم و چند صد گیگ هارد کار کنید، باز هم از سرعت پایین آن شاکی خواهید بود.
یا فرض کنید می‌خواستید پانزده سال قبل با اتوبوس به شهری سفر کنید، چاره‌ای جز استفاده از اتوبوس‌های بنز قدیمی نداشتید. اما اگر الآن بخواهید مثلن با دانشگاه به یک گردش علمی کوتاه بروید و دانشگاه شما را سوار آن اتوبوس‌ها کند، غرولندتان به هوا می‌رود.

بیایید یک مثال دیگر بزنیم، قضیه را کمی تعمیم دهیم، و نتیجه‌گیری کنیم.

اگر پدر پدر پدر پدربزرگ شما، صد و هفتاد سال قبل برای مسافرت به شهری دیگر از یک اسب استفاده می‌کرد و مثلن پنج روز در راه بود، هنگامی که به مقصد می‌رسید، مقداری احساس خستگی می‌کرد. اگر ما نیز الآن یک سفر پنج‌ساعته با هواپیما داشته باشیم، پس از رسیدن به مقصد به همان میزان «احساس خستگی» میرکنیم.

دقت کنید، ممکن است میزان کالری‌ای که از پدر پدر پدر پدربزرگتان مصرف شده بیشتر باشد و او بیشتر خسته شده باشد، اما «احساس خستگی» برابری داریم. چرا که هر دو با تندروترین وسیله‌ی زمان خود سفر کرده‌ایم و از لحاظ روحی بر این باوریم که این سفر ما بهتر و راحت‌تر از سفر کسانی‌ست که با وسایل دیگر (خر، قاطر، پیاده و در زمان ما اتوموبیل، قطار و...) سفر می‌کنند.

وظیفه‌ی تکنولوژی آسان‌تر‌کردن زندگی برای ماست، و با گذشت زمان این آسایش برای ما عادی می‌شود، و با آمدن ورژن جدیدتر آن تکنولوژی، آن آسایش قبلی برای ما به سختی و مشقّت بدل می‌شود. پس می‌توان گفت که احساس راحتی و آسایش ما، صرفن بستگی به دید ما دارد. اما کاربرد این قضیه در کجاست و دانستن آن کجا به درد می‌خورد؟

فرض کنید در حال تایپ پایان‌نامه‌ی خود هستید یا پروژه‌ای مهم را با کامپیوترتان دارید انجام می‌دهید. ناگهان مادربرد شما به دلیل نامعلومی می‌سوزد یا بلایی دیگر سر سیستمتان می‌آید که دیگر قادر به استفاده از آن نیستید. به دلیل عجله‌تان به همسایه‌ی بغلی مراجعه می‌کنید و او می‌گوید فقط یک سیستم پنتیوم ۳ اضافه دارد با رم ۱۲۸ مگ، و می‌تواند به شما قرض بدهد.
داشتن چنین دیدی باعث می‌شود تا هنگام کار با آن الکی اعصاب خودتان را خرد نکنید و از کندبودن آن به تنگ نیایید.

یا مثلن سفری فوری برایتان پیش می‌آید و شما باید فردا صبح در شهری دیگر باشید. بلیط هواپیما گیرتان نمی‌آید و بلیط قطار و اتوبوس‌های جدید هم هکذا. مجبورید بروید سر جاده و سوار ماشین‌های گذری شوید. آن‌وقت اگر یک اتوبوس بنز قدیمی آمد، سوار می‌شوید و داشتن این دید به شما کمک می‌کند که عرصه بر شما تنگ نشود. کار پیچیده‌ای هم نمی‌خواهد بکنید، صرفن به خود زمان گذشته را یادآوری کنید که مردم با همین اتوبوس‌ها به سفرهای دور و دراز می‌رفتند.

داشتن این طرز فکر، آستانه‌ی تحمل را بالا می‌برد و به انسان کمک می‌کند تا در کمبود امکانات از حداکثر منابعی که عمومن به‌شان فکر نمی‌کند یا به خاطر سختی استفاده از آن‌ها کنارشان می گذارد، استفاده کند. شاید نوعی راهکار در مدیریت منابع.
نظرات (۴)