pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
دیوانگی در پیاده‌رو شادی
محمد میرزایی
شادی صدر شکوائیه‌ای نوشته درباره‌ی مردانِ مردسالار ایرانی. این نوشته چند روزی است که فضای مجازی فارسی را پر از جوابیه و دفاعیه و فحش و غیره کرده است؛ به حدی که به نظر می‌رسد نوشتن درباره‌اش دیگر کار جالبی نباشد. چیزی که در پایین می‌خوانید جوابیه‌ای برای هیچ‌کدام از دو طرف ماجرا نیست. می‌خواهم درباره‌ی عقل مذکر بنویسم.

پوشش زنان، مخصوصاً در این سال‌ها، از مسائلی است که زیاد درباره‌اش صحبت می‌شود. جدا از قانون حجاب اجباری در ایران، قوانینی که برای ممنوع شدن حجاب در برخی کشورهای اروپایی وضع شده‌اند هم سرشت مشابهی دارند. ولی این تمام ماجرا نیست. شرایط آزادتری را فرض کنید: زنان آزاد باشند که هرچه می‌خواهند بپوشند.

در چنین شرایطی هم اکثر زنان رفتار مشابهی انجام می‌دهند. منظورم نظام ارزش‌گذاری است. تمام این نظام‌ها مردانه هستند: نظام‌هایی که در آن مردان تصمیم می‌گیرند که باید بدن زن پوشیده بماند، تا کم‌تر تحریک شوند. انحنای بدن زن پلید است و نباید دیده شود. و در کنار آن سیستمی که سعی می‌شود انحنای بدن زنان، به طور خاص منحنی‌هایی که به نظر مردان جنسی می‌آید، با حالت غلو شده نمایان شود. این دو سیستم تفاوت ماهوی ندارند. در هر دو بدن زن به عنوان ابژه‌ی جنسی مرد در نظر گرفته می‌شود. ابژه‌ای که یا باید پوشیده بماند یا جلوه کند.

زنانی که حق انتخاب آزاد هم داشته باشند، در بسیاری از موارد، از یکی از این سیستم‌های مختلف، که دو تایشان را ذکر کردم، پیروی می‌کنند. منظورم انتخاب مدل لباس نیست و این‌که مردانی نشسته‌اند و لباس‌های زنان را طراحی می‌کنند. مسئله نظام‌های ارزش‌گذاری است که در اکثر وقت‌ها به شکل هژمونی در ناخودآگاه زنان وجود دارد و به آن‌ها کمک می‌کند که پوشش خودشان را انتخاب کنند. پوشش‌هایی که در بیش‌تر آن‌ها می‌توان رگه‌هایی از این نظام‌ها را دید. و البته در کشور ما، به علت اجباری بودن حجاب، پوشش‌های جالبی وجود دارد که در آن‌ها می‌توان هر دو طرف قضیه را هم‌زمان مشاهده کرد: لباس‌هایی که پوشیده‌اند و هم‌زمان سعی می‌کنند تا مثلاً پستان‌ها و باسن را به شکل غلو شده و «در پرانتز»، نه آن طوری که واقعاً هستند، نشان دهند.

از این حرف نمی‌خواهم یک نظام ارزش‌گذاری جدید خلق کنم. مثلاً نظامی که اجازه‌ی غلو ندهد و اندام را آن‌طوری که هستند نشان دهد. چرا که این کار نقض غرض است. مسئله این است که شاید نوبت این رسیده که زنان ابژه‌ی جنسی مردان نباشند و به عنوان یک انسان [سوژه] آزاد لباس بپوشند.

به نظر من یکی از دلایلی که باعث می‌شود از این مدل فاصله داشته باشیم این است که هنوز تفکر زنانه در ذیل تفکر مذکر قرار دارد. تا پیش از جنگ جهانی دوم خیلی خبری از تفکر زنانه نیست. (منظورم مدل خاصی از تفکر نیست. چرا که فکر کردن مردانه و زنانه ندارد، منظور زنان متفکر است.) یکی از نشانه‌هایی که دلیل من را تأیید می‌کند این است که در این سال‌هایی که زنان شروع به فکر کردن و حرف زدن در این موضوع کرده‌اند اوضاع خیلی تغییر کرده است و زنانی که توانسته‌اند فارغ از این کلیشه‌ها و مدل‌های مردانه زندگی کنند بیش‌تر شده است.

[البته باید باز هم بگویم که منظورم از پاراگراف بالا این نیست که زنان تا قبل از این فکر نمی‌کردند یا در این باره حرف نمی‌زدند.]

می‌خواهم بگویم که حرف زدن درباره‌ی زنان (حقوق زنان، حجاب، مزاحمت خیابانی و...) به شکل‌گیری نظام‌های بهتر کمک می‌کند. البته به شرطی که بتوانیم فارغ از احساسات صحبت کنیم و یاد بگیریم که یک متن فلسفی با جنجال ژونالیستی و همراه کردن بار عاطفی و غمی که داریم و رنجی که می‌بریم قوی‌تر نمی‌شود. کسی منکر بار احساسی ماجرا نیست. ولی باید یاد بگیریم که وقتی می‌خواهیم به عنوان یک متفکر صحبت کنیم، چه‌گونه سخن بگوییم.
نظرات (۱۴)