pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
سه‌ی شب «رپ» یا تند‌تند حرف‌زدن
حامد اوصانلوی
این صفحه در بیشتر مواقع در ارتباط با موسیقی راک و زیرشاخه‌ها سخن رانده است. سردبیر محترم، دوست خوبم امیر‌حسین، دری مناسب را در ارتباط با مقوله‌ی موسیقی رپ باز کرد که مرا وسوسه کرد این سبک موسیقی را از جهاتی مورد بررسی قرار دهم که به نظرم خلأ حرف‌زده‌شدن در موردشان قابل لمس بود.

فراتر از «text» یا اگر بتوان گفت ترانه در این سبک به نظرم نظیر هر سبکی دیگر در چارچوب موسیقی از دوران باروک به این سمت -شاید بتوان ادعا کرد کلام در موسیقی به شکلی که جا افتاده است محصول پاره‌ای از دوران باروک و سنتی ملل و دوران مدرن است- خود نفس موسیقی حرف نخست را در تأثیرگذاری اثر موسیقایی می‌زند. برای توضیح بیشتر توجه کنید خط وکال -خواندن خواننده- پیرو یک ملودی شکل می‌گیرد. برای نمونه‌ای که برای خوانندگان پارسی‌گوش‌کن مفهوم‌‌تر باشد مثلاً «سیاوش قمیشی» در برخی آثارش تنظیم‌هایی -به معنی چیدمان ساز آهنگ- بسیار سبک دارد، با درامزی که به زحمت شنیده می‌شود، اندک کلید‌های کیبوردی که قرار است فضای شرقی به آهنگ دهند و چه بسا قابل پیش‌بینی‌ترین صدای ممکن را در‌می‌آورند و... اما چه‌چیز شما را مجذوب ‌می‌کند؟ به سادگی پاسخ می‌دهم: ملودی‌هایی که قمیشی برای خواندن ترانه انتخاب می‌کند. برای این که این توهم ایجاد نشود که نفس صدای قمیشی شنونده را دنبال خودش می‌کشد، نگاه کنید که آهنگی مانند «تاک» بسیار محبوب می‌شود، اما اثر دیگر به نام «نامه‌ای به بابا» -اسم صحیح اثر را شک دارم درست نوشته باشم‌- این فراگیری را ندارد. موسیقی رپ نیز از این قاعده مستثنی نیست. این برداشت غلط جا افتاده است که رپ موسیقی نیست و از نظر هنری فاقد ارزش است و همین‌طور گفته می‌شود متنی که رپر می‌خواند مهم‌ترین بخش یک اثر رپ است؛ اما این برداشت به بی‌راهه می‌رود. ابتدا جا دارد توجه کنیم ملودی خوب خواندن تنها به معنی کشیدن صدا یا چهچهه نیست و اتفاقاً این‌ها دم‌دست‌ترین ملودی‌های قابل انتخاب برای یک خواننده است. از این حیث کار یک رپ‌ساز بسیار سخت‌تر است، او باید با کم‌ترین امکان مانور چیزی جدید و قابل‌قبول ارائه کند و این خود توضیح این است که چرا هنگامی که مثلاً به موسیقی رپ داخلی گوش می‌کنیم، بیشتر کار‌ها به نظر تقلید از روی هم هستند زیرا این برداشت اشتباه از بی‌اهمیتی ملودی اصلی اثر منجر به استفاده‌ی تکراری از دم‌دست‌ترین ملود‌ی‌های موجود می‌شود که این نهایتاً منجر به عدم محبوبیت رپر موردِنظر است. ابتکار امثال «سروش هیچکس»، «زدبازی»، «ساسی مانکن»، «یاس» و... از این‌جاست که با این که در فاز متن‌های متفاوتی رپ می‌خوانند، اما همگی محبوب هستند. برای نمونه ساسی مانکن با تمام جلف‌بازیش با ابتکار ملودی‌های خوانندگان شش و هشت را با سرعت رپ خواند و وقفه‌های بین کلامش را عیناً مشابه میزان مورد بحث تنظیم کرد یا مثلاً در آهنگ «کوچه»ی زدبازی از فواصل و ضرب‌های خاصی مشابه موسیقی‌های راک استفاده می‌شود؛ وگرنه استفاده از متن‌هایی با الفاظ عجیب نظیر مانکن را بسیاری دیگر تکرار کردند و به نتیجه‌ی مشابهی نرسیدند. استفاده از الفاظ تا حدی رکیک چون زدبازی را امثال «حسام استپس» انجام دادند اما نتیجه نگرفتند و...

متن قطعاً اثرگذار خواهد بود و کسی قصد انکار این موضوع را ندارد، ولی این به این معنی نیست که هر کس که توانست پشت هم کلمات وزن‌دار یا قافیه‌دار ردیف کند و یک نفس بخواند رپر خوبی خواهد شد. با اندکی گوش‌کردن رپ روز در سطح جهانی، پی به اثر تنظیم و فضاسازی موسیقایی اثر و ملودی‌های خواندن در موفقیت اثر پی خواهید برد. در این راستا بی‌راه نیست بگویم چرا رپر زیاد شد؛ به خاطر این برداشت مضحک از رپ: چون تند‌تندحرف‌زدن کار بسیار سختی نیست، رپ‌نوشتن هم به جز «free style» (بداهه‌خوانی) و حتی همان هم با اندکی تمرین به دست می‌آید. امتحان کنید!

در پایان یک اشتباه تاریخی را اصلاح کنم. پدر رپ فارسی هیچکس نیست، مدت‌ها پیش از او گروه‌های نه چندان معروفی چون «فرشته‌های الهیه» رپ می‌خواندند و پیش از آن‌ها موسیقی هیپ‌هاپ با گروه «سندی» و «شهرام آذر» بنیان تمام این وقایع را ریخته بود.

به آهنگی قدیمی از فرشته‌های الهیه گوش کنید.
نظرات (۵)