Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
برف چین‌خوردن
آیین نوروزی
۱
ای شکارچی سنجاقک
امروز او چه‌قدر پرواز کرده بود؟
«چیو- نی»

۲
بعد از ظهر پاییزی
همسایه‌ام چگونه می‌گذراند؟
نمی‌دانم
«باشو»

۳
نسیم بعد از ظهر
چین می‌اندازد
پاهای مرغ ماهیخوار را
«بوسون»

احتمالاً به این دلیل از هایکوی اول لذت می‌بریم که ما را متوجه جنبه‌ی دیگری از ماجرا می‌کند. موقع شکار یا صید هر حیوانی این موضوع از ذهن می‌گذرد. یعنی سؤال خیلی عجیبی پرسیده نشده. چیزی که فرق دارد قید «امروز» است. انگار روزها برای سنجاقک متفاوتند و این‌که در کل همه‌ی موجودات در هر روز یک برنامه‌ی مشخص دارند.

هایکوی دوم تصویری از خانه‌های ژاپن قدیم را توی ذهن ایجاد می‌کند. تصور گذراندن بعد از ظهر پاییزی توی ژاپن قدیم به اندازه‌ی کافی لذت‌بخش است. فکر کردن به همسایه فقط چند لحظه طول می‌کشد. یعنی اهمیت زیادی ندارد که همسایه به چه فکر می‌کند. این یک‌جور حس بی‌تفاوتی لذت‌بخش به هایکو می‌دهد که کاملاً با حال و هوای بعد از ظهر پاییزی متناسب است.

اما در مورد هایکوی سوم نمی‌شود حرف زیادی زد. صرفاً توجه به یک موقعیت پیش پا افتاده نیست. ما زیاد مرغ ماهیخوار نمی‌بینیم اما شاید ژاپنی‌های آن زمان می‌دیدند. در هر صورت دیدن همچین تصویری لذت خاصی ندارد. توی مستندها می‌شود تصویرهای خیلی جالب‌تری دید.
احتمالاً توجه به این اتفاق به عنوان موضوع یک شعر است که ما را جلب می‌کند. یعنی این‌که یک نفر فکر کرده می‌تواند این اتفاق را جایی یادداشت کند و چند وقت بعد هم آن را برای بقیه بخواند. همین مهم‌ترین بخش ماجراست. قابل توضیح نیست ولی به نظر من یک‌جور انسانیت توی این حرکت هست.
نظرات (۴)