pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
سه‌ی شب janis chaplin: تاریخ راک
حامد اوصانلوی
پیش از شروع این مقاله آن را تقدیم می‌کنم به یکی از دوستانم که خودش می‌داند (البته اگر مقاله‌ام را بخواند)‌ و...

در آغاز دوست دارم بیان کنم که از نظرم بسیاری از آهنگ‌ها و کار‌های موسیقی پاپ -نه کلاسیک- ارزش شنیدن خارج از مرز‌های زمانی خود یا درون موزه را ندارند. بسیارند اشخاص روشن‌فکر -نمی‌گویم روشن‌فکرنما چون بدون «نما» هم این لغت بو می‌دهد- سپاسگزار از توجهتان!

شاید این پرسش در دوره‌ای دغدغه‌ی شما شده باشد که چرا فلان شخص در تاریخ هنر مطرح است و فلانی نه. برای پاسخ جدا از بعضی گنده‌کردن‌های مغرضانه‌ی برخی اشخاص باید توجه شما را به سوی اثرگذاری او در تاریخ هنر و جریان‌سازی‌اش هدایت کنم. در این شماره برای یک چنین مصداقی سراغ یکی از کپک‌زده‌های دهه‌ی ۶۰ می‌رویم: نبش‌قبر «جنیس چاپلین».

علاقه به تاریخ موسیقی شما را به سمت سایت‌های زیادی می‌کشاند، اما به این سایت و در این شماره نه! پس هدف بحث کلی پیرامون آثار اوست. او در دوره‌ای فعالیت می‌کرده که می‌توان آن را دوران شکل‌گیری موسیقی راک و زیر شاخه‌ها (سوهان حاج حسین و پسران) پنداشت و بسیاری از سبک‌های محبوب شما در آن دوران نطفه‌گذاری شده‌اند. از جمله‌ی مهم‌ترین هنرمندان آن دوران هم جنیس چاپلین است. او تصویری از یک زن هیپی در دوران گنده‌شدن هیپی‌ها ارائه کرد که به نظرم جدی‌ترین آن‌‌ها نیز هست، از گروه «سیندرلا» گرفته تا«آوریل لاوین» و... او جداً شبیه کار‌هایش -جدا از ارزش‌گذاریِ آن‌ فرهنگ که به شخصه با آن مخالفم- بود. برای درک موضوع ابتدا مایلم اشاره‌ای به نحوه‌ی خواندن او کنم، موسیقی او در سبک‌هایی چون «ساکدیک راک»، «بلوز راک» و حتی تا حدی «هارد راک» نمونه‌ای برجسته است از مشابهاتی که در پی او آمد؛ از هنرمند نه چندان هنرمندی چون «کریستینا آگولرا» -نظر شخصی- گرفته تا «کرت کوبین» و «جیمز هتفیلد» و... او مشابه نام سبکش «راک روانی»، «راک سخت»، سخت می‌خواند. عصبی و تند‌تند ترانه را ردیف می‌کرد تا حدی که در اجراهای زنده شما مرز بین اصل آهنگ با بداهه‌خوانی را گم می‌کنید. بدون شک او حتی فرازمانی از تواناترین خواننده‌های زن تاریخ موسیقی پاپ است. می‌گفتیم چرا برخی هنرمندان شاخص می‌شوند؟ بله! این هم دلیلی دیگر؛ صاحب‌سبکی یا به اصطلاح اوریجینال‌بودن. او این مشخصه را داشت. موسیقی او نوعی خاص وحشی بود و رام‌نشده؛ برای درک بهتر موضوع شاید بیراه نباشد مثلا هم‌دوره‌های او را گوش کنید: «دورز»، «بیتلز»، «فرانک زاپا» و... گرچه تمام نام‌ها برجسته‌اند اما او شبیه هیچ‌کدام نیست، او خودش است.

سبک او مشابه زمانش موسیقی‌ پس‌زمینه‌ای و ملودی‌محوری دارد، ساز‌ها در مایه‌های فواصل بلوز و جز می‌نوازند: گیتار بیس قابل شنیدن، ساز‌های بادی سرخوش، ساز‌هایی خاص نظیر پرکاش، ارگان‌ و... اما موسیقی او خاص است. او ملودی‌های دم‌دستی نمی‌خواند تا چون جان‌لنون و مک‌کارتنی در بیتلز انسان را به یاد مهد‌کودک بیندازد. او از زمانش جلو‌تر بود. به راحتی می‌توان دریافت اگر قدری بیشتر عمر می‌کرد، «هوی‌متال» به جای پدرخوانده‌ی مسخره‌ای چون «آزی آزبرن» مادر‌خوانده داشت: «جنیس‌ چاپلین». هارد راک او به همان خشونت و دیوانگی آلبوم «load» متالیکاست اما با امکانات صوتی ضعیف‌تر، به همان شلوغی و سروصدا. المان بلاتغییر بسیاری از کارهایش، سروصدا‌های نامفهوم با کمک سازبندی به همراه جیغ‌های روان‌پریشانه است.

البته در نظر آوردن این نکته ضروری می‌نماید که موسیقی آن دوران جز افکت‌های واو (wah) گیتار الکتریک و بیس‌ با توضیح بالا چیزی نمی‌توانست عرضه کند. با این حال باز بعضاً لید نوازی گیتارست. گروه خانوم چاپلین جداً انسان را به هیجان می‌آورد. همین‌طور دید سطحی از شیوه‌های غافل‌گیری شنونده به عنوان یکی از ویژگی‌های موسیقی راک و این به خاطر جوان‌بودن این موسیقی و شنونده‌ها و آهنگ‌سازان قابل توجیه است.

چاپلین البته به نظرم با آهنگ‌های بیش از حد روان‌پریشش بنده را به شخصه همیشه وادار به تحسین نمی‌کند و برای گوش دادن به آن باید علاقه‌مند به ساز‌های بادی فراوان موسیقی او باشید. و همین‌طور زمان آهنگ‌های او مانند طول این مقاله کمی آزاردهنده‌ می‌شوند. گرچه لازم است هنوز توضیحی داده شود که چاپلین به خاطر پیش‌روبودنش در استفاده از درامز‌های آن‌چنانی و گیتار‌های نسبتا آزاد از سادگی مضحک زمانش قابل تحسین است. اگر امروز بود شاید چیزی در مایه‌های «muse» می‌شد. کار روی این تاریخی‌های کپک‌زده خوب است، زیرا به شما بینشی از چگونگی شکل‌گیری موسیقی و سلیقه‌ی مخاطب می‌دهد. ضمناً به یاد داشته باشید هنر آیینه‌ی فرهنگ است. برای درک تحولات یک جامعه فرهنگ... ما مقاله‌ی هنری می‌نویسیم پس بی‌خیال.

برای بازگشت به حرف خودم باید بیان کنم هنوز جدا از موزه، گوش دادن به موسیقی چاپلین می‌تواند تفریح خوبی باشد. به خصوص به ترانه‌های با نمک او -مثلاً در «mercedes benz»- توجه کنید و از نظر مسائل زمانی هم تغییر تیره‌ترشدن لحن موسیقی راک را به سمت دهه‌ی هشتاد و بازگشت آن به فنتزی را در دهه‌ی معاصر بررسی کنید، کلاس درس خواهد بود. در پایان به چاپلین به خاطر دید پیشرویش در موسیقی احترام می‌گذاریم و همین‌طور به عنوان یکی از قدرتمند‌ترین استفاده از حنجره‌های زن در تاریخ موسیقی پاپ. او مادرخوانده‌ی یاغی‌های معاصر است.

از آهنگ‌ها لذت ببرید:
summertime [دانلود]
as good As you've been to this [دانلود]
نظرات (۵)