pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
پلک سنگین در باب خاص‌بودن-دو
معین فرّخی
یک. خاص‌بودن بیش‌ از آن‌که میل به جوری‌بودن باشد، میل به جوری‌نبودن است. تلاش ما برای خاص‌بودن نیست، که خیلی از ما، از آن‌چه خاص می‌خوانندش، فراری‌ایم. نمی‌خواهیم انگشت‌نما باشیم (همین‌جا باید بگویم حساب کسانی که می‌خواهند انگشت‌نما باشند، جداست) یا ویژگی‌ای داشته باشیم که ما را متمایز می‌کند، ما می‌خواهیم جوری نباشیم که قضاوتگر درون ما آن را دوست ندارد، محکوم می‌کند، مسخره می‌کند. ما خود را از جمع دور می‌کنیم، به این خاطر که نمی‌خواهیم خصوصیتی از جمع را که دوست نداریم با خود داشته باشیم. با نگاه به دوستی‌های خود، روابط گروه‌های مختلف در هر جامعه‌ای این موضوع روشن‌تر می‌شود. معمولاً گروهی شکل می‌گیرند که غالب‌اند، در اکثریت‌اند و اطراف خود مقلدهایی را پدید می‌آورند. کم‌کم کسانی که مخالف گروه‌ غالب هستند، صدای خود را بلند می‌کنند و هم‌دیگر را می‌شناسند. حالا گروه جدید کم‌کم رشد می‌کند و در درون خود مخالفان تازه‌ای پیدا می‌کند. و این بازی ادامه پیدا می‌کند.

دو. سر زدن به وبلاگ افراد معروف و خواندن نظر‌های آن‌ها، نتیجه‌ی جالبی دارد. رقابت جالبی بین نظردهنده‌ها برای جلب‌نظر آدم معروف شکل می‌گیرد. دسته‌ای شروع به تعریف و تمجید می‌کنند تا یارو خوش‌حال شود؛ مثل: «واقعاً نوشته‌ی خوبی بود. چه قلم زیبایی داری. خیلی تأثیرگذار بود.» دسته‌ی بعدی وقتی حجم نظرهای این‌چنینی را می‌بینند شروع می‌کنند به نوشتن نظرهایی که در آن‌ها از نوشته‌ی یارو اشکال می‌گیرند. اشکال‌هایی که معمولاً مبنای خاصی ندارند. مثل: «نوشته‌ی خوبی بود، جمله‌های خوب و تأثیرگذاری داشت، ولی نوشته حس کافی را نداشت.» گاهی هم کتابی، چیزی را به او معرفی می‌کنند: «عقاید یک دلقک را خوانده‌ای؟» هدف همه‌ی این آدم‌ها –چه تعریف‌کننده‌ها، چه انتقادکننده‌ها- این است که به صاحب‌وبلاگ بگویند ما نوشته‌ی تو را خواندیم و تو را خیلی دوست داریم، ولی یک جور دیگر دوست داریم و مثل دیگران نیستیم. نمایشی آگاهانه یا ناآگاهانه از دو طرف برای یک هدف.

سه. دوست داشتم می‌توانستم این نوشته را جور دیگری بنویسم. مثال‌های دیگر و روشن‌تری بزنم. گروه‌های دیگر، طرف‌دارها و مخالف‌های دیگر، ولی خب نمی‌توانم.
نظرات (۴)