pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
ستون جنجالی اصل جنجال
کوشا خدابنده‌لو
به‌ عنوان‌ اولین‌ پرسش‌، سال‌ ۸۸ بر شما چه‌طور گذشت‌؟

برای من سال خوبی‌ بود، سالی‌ که‌ در آن‌ هنرمندان زیادی با من عکس گرفتند و تمامی این عکس‌ها با استقبال خوبی مواجه شد.

‌خیلی‌ از خواننده‌های‌ ما با توجه‌ به گفتگوهای‌ کم‌ شما در مطبوعات‌، دوست‌ دارند بدانند کوشا خدابنده‌لو پیش‌ از این‌ که‌ وارد وادی هنر شود، چه‌ فعالیتی‌ داشت‌ و به‌ طور کلی زندگی‌ را چگونه‌ می‌گذراند.

پیش‌ از پیوستن‌ به‌ وادی‌ هنر، دانش‌آموز بودم‌ و در کنار آن‌ علاقه‌ی زیادی به عکاسی و سینما داشتم. تمام‌ فعالیت‌های من‌ به‌ این‌ شکل‌ خلاصه‌ می‌شد، که‌ البته‌ باید به ورزش‌ هم‌ اشاره‌ای‌ داشته‌ باشم‌. از دوران طفولیت‌ هم‌ شنا و هم‌ والیبال‌ را به‌ شکل حرفه‌ای‌ دنبال می‌‌کردم.

از چند سالگی‌ به‌ آموختن‌ عکاسی رو آوردید؟

دوازده‌ ساله‌ بودم‌ که‌ عکاسی را فرا گرفتم‌.

تحصیلات‌ شما در چه‌ سطحی‌ است‌؟

دانشجوی طراحی صنعتی هستم‌.

چگونه‌ به‌ پرونده پیوستید؟

من‌ با یکی‌ از اعضای‌ پرونده از قبل‌ دوست‌ بودم‌ و تصمیم‌ گرفتیم‌ که‌ گروهی تشکیل‌ بدهیم‌. وی‌ هم‌ از پیش با چند تن‌ از هنرمندان‌ آشنا بود و این‌ شد که‌ پس‌ از چندی جنجالی متولد شد.

و در حال‌ حاضر، در جنجالی به‌ دنبال‌ چه هستید؟

مشخص‌ است‌. به‌ دنبال‌ پیشرفت‌ و ارائه کارهای‌ متفاوت‌ هستم‌؛ همان‌طور که‌ تا حال‌ سعی ‌کردم‌ در زندگی‌ام‌، پله‌های‌ موفقیت‌ را یکی‌یکی‌ طی‌ کنم‌.



در سال‌های‌ اخیر، هنرمندان‌ و ورزشکاران ‌زیادی‌ معروف‌ و مشهور شده‌اند، اما شهرت‌ شما به‌گونه‌ای‌ دیگر بوده‌، تا جایی‌ که‌ دردسرهای‌ زیادی‌ به‌ دنبال‌ داشت‌. البته‌ اگر اجازه‌ بدهید بگذارید رک‌ بگویم‌، خیلی‌ها می‌گویند که‌ این‌ معروفیت‌ و شهرت‌ و شایعات‌، تنها به‌ خاطر خوش‌تیپی‌ شماست. نظر شما در این خصوص چیست؟

اگر اعتقاد دوستان‌ چنین‌ چیزی‌ است‌، من‌ خیلی‌ از این‌ ایده‌ ناراحت‌ نمی‌شوم‌، اما من‌ به‌دلیل‌ این‌ که‌ فعالیت‌ در عرصه‌ هنر، سینما و مطبوعات را هم‌زمان‌ پی‌گیری‌ کردم‌، از این‌ رو دردسرهای‌ مطبوعاتی و سینما را با خود دارم‌؛ شاید به‌ همین‌ خاطر دردسرهایم‌ از دیگر هنرمندان‌ و ورزشکاران‌ بیشتر باشد.

اما نباید استعدادهای نهفته‌ات را فراموش کرد...

مهمترین عامل موفقیت من خداوند است. خداوند است که در وجود بندگانش این استعدادها را قرار می‌دهد. اگر توفیقی در زندگی‌ام داشته‌ام، تنها به خاطر لطف اوست. هر چه خواستم از او خواستم و همیشه هم پاسخ گرفته‌ام، خداوند است که نیروی سعی و تلاش را در وجود من گذاشته تا من از آن بهره ببرم و من هم از این نعمت او استفاده می‌کنم. من هم بنده‌ای هستم مثل سایر بندگان خداوند، یک «آدم معمولی و ساده»، هر چه دارم از لطف بی‌کران اوست. همیشه هم مشکلات و درددل‌هایم را با خداوند در میان می‌گذارم و دستم را به سوی او دراز می‌کنم. اوست که به بنده‌اش ارج و قرب و عزت می‌‌دهد، ما کاره‌ای نیستیم. اگر هم استعدادی هست، او به من بخشیده است.

شما با این‌ شهرت‌ مشکلی‌ ندارید؟

چون‌که‌ ارتباط تنگاتنگ‌ با مردم‌ دارم‌، نه؛ مشکلی‌ ندارم‌.

روزی‌ نیست‌ که‌ مطبوعات‌ در رابطه‌ با «کوشا خدابنده‌لو» مطلبی‌ ننویسند، که‌ البته‌ بیشتر آن‌ها شایعه‌ است‌. از طرفی‌ می‌بینیم‌ که‌ شما به‌ مطبوعات‌ بی‌اعتماد هستید و معمولاً در قبال ‌شایعات‌، سکوت‌ اختیار می‌کنید. فکر نمی‌کنید که‌ این‌ سکوت‌، بیشتر به‌ ضرر شما تمام‌ می‌شود؟ بهتر نیست‌ که‌ یک‌ نشریه‌ را انتخاب‌ کنید و حرف‌هایتان‌ را در آن‌ نشریه‌ طرح کنید؟ از طرفی‌ بیشتر خبرنگارانی‌ که‌ مایلند با شما صحبت‌ کنند، متفق‌القول‌ می‌گویند: کوشا «کلاس‌» می‌گذارد؛ آیا شما با این‌ دیدگاه‌ موافقید؟

ببینید، ارتباط با مطبوعات‌ و ارتباط با مردم‌، دو ارتباط متفاوت‌ است‌. من‌ شخصاً عاشق‌ مردم‌ کشورم‌ هستم‌ و به‌ آنان‌ عشق‌ می‌ورزم‌ و آن‌هایی‌ که‌ شاهد برخورد من‌ با مردم‌ بوده‌اند، می‌توانند قضاوت‌ کنند و به‌ قول‌ شما اهل‌ «کلاس‌گذاشتن‌» نیستم‌، اما هستند تعدادی‌ از نشریات‌ که‌ برای‌ فروش‌ بیشتر، دست‌ به‌ هر کاری‌ می‌زنند.

شاید به همین خاطر است که بارها شاهد بودیم‌ که‌ عکسی‌ از شما را که‌ مربوط به‌ صحنه‌‌ی بازی‌ است‌، چاپ‌ و تیتری‌ انتخاب‌ می‌کنند که‌ هیچ‌ ارتباطی‌ با شما ندارد!

کاملاً درست‌ است‌. عکسی‌ از من‌ به‌ چاپ‌ می‌رسانند و تیتری‌ بر روی‌ صفحه‌‌ی اول‌ به‌ چشم‌ می‌خورد که‌ هیچ‌ ارتباطی‌ به‌ من‌ ندارد و مربوط به‌ شخص‌ دیگری‌ است‌ که‌ درباره‌ی‌ وی‌ در صفحات ‌داخلی‌، مطالبی‌ چاپ‌ می‌کنند. این‌ دلیل‌ بی‌اعتمادی‌ام به بعضی از نشریات‌ است‌. شما اگر جای‌ من‌ بودید، آیا بی‌اعتماد نمی‌شدید؟ به‌ همین‌ خاطر از گفتگو با نشریات‌ دوری‌ می‌کنم‌. از طرفی‌ مردم‌ ما هم‌ در حال‌ حاضر بسیار باهوش‌ هستند و به‌ نوشته‌‌ی هر نشریه‌ای‌ اعتماد نمی‌کنند و به‌ درستی‌ درباره‌‌ی من‌ قضاوت‌ می‌کنند.

اما مردم‌، به‌خصوص‌ طرفداران‌ شما، به‌ هر جهت‌ دوست‌ دارند که‌ با شما در ارتباط باشند. اجازه‌ بدهید واضح‌تر برای‌ شما بگویم‌. چندی‌پیش‌ یک‌ دختر ١۷ ساله‌ که‌ از طرفداران‌ شما بود، از میانکوه‌ امیدیه‌ اهواز نامه‌ای‌ برای‌ ما فرستاد و از ما خواست‌ که‌ با شما مصاحبه‌ای‌ داشته‌باشیم‌. او دانه‌های‌ برنج‌ را رنگ‌ کرده‌ بود و با دانه‌های‌ برنج‌ چند بیت‌ شعر برای‌ شما نوشته‌ بود. آیا شما به‌ او حق‌ نمی‌دهید که‌ به‌ نحوی‌ با شما ارتباط برقرار کند؟

علاقه‌مندان‌ به‌ راحتی‌ می‌توانند با من در ارتباط باشند. ای‌میل من kooshax@gmial.com است‌. فکر کنم‌ درشرایط حاضر، این‌ بهترین‌ راه‌ باشد.

راستی‌ شنیده‌ایم‌ که‌ استقلالی‌ هستید.

خیر به پرسپولیس بیشتر علاقه دارم، اما تیم‌ استقلال‌ را هم‌ دوست‌ دارم‌، ولی‌ بیشتر از همه‌ تیم‌ملی‌ را دوست‌ دارم‌.

و در بین‌ تیم‌های‌ خارجی‌؟

بارسلونا.

یک‌ خاطره‌ از فوتبال‌ برای‌مان‌ می‌گویید؟

من با هادی ساعی فوتبال بازی کردم!

می‌خواهیم‌ نظرتان‌ را در مورد مجله‌ی‌ پرونده بدانیم.

یک‌ مجله‌ی مردمی‌ با مطالب‌ متنوع‌ و به دور از جنجال‌ و پردازش‌ به‌ موضوع‌های مختلف‌ داخلی و خارجی که‌ در نوع‌ خود زحمت‌ زیادی‌ را می‌طلبد. به‌ هرحال‌ شما می‌دانید من‌ از انجام‌ گفتگوی اختصاصی در طی سال‌های اخیر پرهیز کردم‌، اما این‌ حق‌ را برای خوانندگان‌ پرونده محفوظ دانستم‌ که‌ با آنان‌ ارتباط برقرار کنم‌؛ چرا که‌ من‌ عاشق‌ مردم‌ و ایران‌ هستم‌.



و به‌ عنوان‌ آخرین‌ مطلب‌، اگر حرفی‌ برای‌ مردم‌ دارید...

مردم‌ کشورم‌ را عاشقانه‌ دوست‌ دارم‌ و دلیل‌ بازگشتم‌ به‌ ایران‌، فقط و فقط، مردم‌ و خانواده‌ام‌ بودند، من‌ عاشق‌ مردم‌ ایرانم‌.

من‌ خودم‌ به‌ عنوان‌ مصاحبه‌‌کننده‌، پیش‌ از این‌ انتظارداشتم‌ که‌ با یک‌ فرد مغرور مواجه‌ شوم‌ اما برخورد شما باعث‌ شد که‌ چنین‌ ذهنیتی را از خود دور کنم‌. از شما که‌ چنین‌ وقتی‌ را به‌ ما دادید، سپاسگزارم‌.

من هم برای شما و خوانندگانتان آرزوی موفقیت می‌کنم.



نظرات (۱۷)