pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
سه‌ی شب متالیکا علیه مگادث ۲: بر وزن ترانسفورمرز ۲
حامد اوصانلوی
برای امسال و به ‌خصوص از منظر این که باز در شرایط مشابه پارسال قرار داریم (از نقطه‌نظر قرارگیری در مبدأ تعیین زمان... بوم، عیدتان مبارک)، مانده بودم چه مطلبی بنویسم؛ تا این‌که به یاد آوردم در دوران نوجوانی هر بار مجله‌ی موسیقی‌ای می‌دیدم، به امید خواندن چند کلمه در جمله‌ای که شاید واژه‌ی متالیکا را یدک بکشد پول خود را به جیب ناشر می‌ریختم و چه بسیار که ناامید می‌شدم. بعد‌ها که خودم نوشتم، دیدم گروه مورد علاقه‌ام در کنار امور بدیهی موسیقی قرار گرفته و مانع می‌شود تا نویسنده راجع به آنان بنویسد. چرا ؟ پاسخ در عقده‌ی گنده‌گویی و خاص بودن یافت شد. در‌نتیجه خودم هم در همین راستا از نوشتن پرهیز کردم. اما الآن سال نوست؛ پس فرض کنید خوشی به سرم زده است و گور پدر کلاس... عقده‌گشایی می‌شود اما باز هم مطلب نو خواهیم خواند. نبردی حماسی بین دو ابرغول موسیقی متال:

سال گذشته دو تحفه‌ی ارزشمند رو کرد: یکی آلبوم بی‌نظیری از متالیکا که روح مرحوم طرفداران سابق -دوره‌ی خشونت، متال‌خفن، فحش بد و...- را سر ذوق آورد. آلبومی که بی‌هیچ غلوی به نظر دست‌کم دومین کار مهم گروه از آغاز تا الآن (به نظر نگارنده زیباترین آلبوم گروه) در مقام موفق‌ترین گروه متال و زیرشاخه‌هاست. می‌گویم دومین زیرا شاید خرده گرفته شود که درامز گروه در حد آلبوم ایده‌آل متال نیست؛ که می‌پذیریم و درست می‌گویند. اما تحفه‌ی دیگر آلبوم آخر مگادث بود، اثری که به طرز تکان‌دهنده‌ای قدرتمند بود و ما را به یاد دوران اوج گروه انداخت: از اوج تکنیکی «rust in peace» تا موفقیت تجاری «countdown to extinction» و خاطره‌انگیزی «youthanasia». گروه مگادث برای اولین بار حداقل در چارت آلبوم‌های هاردراک رتبه‌ی اول را کسب کرد و طلسم تاریخی گروه شکسته شد. آلبوم عناصر زیبایی و تکنیک شخصیت‌دار گروه را برای اولین بار یک‌جا در خود جا داده و به نظرم در تاریخ موسیقی متال بی‌سابقه بود. در کنار این موضوعات مطلب «م مثل metallica م مثل megadeth» و ساخت فیلم «ترانسفورمرز ۲» به ما کمک کرد تا این متن را بخوانید:

آلبوم متالیکا با شروع طوفانی آهنگ‌هایش که به تیرگی مثال‌زدنی آلبوم‌های متال دهه‌ی هشتاد شبیه است، و شروع طوفانی آلبوم با آهنگ «all was just your life» شما را به یاد کاری چون «blackend» می‌اندازد: دوباره ریتم‌ها پیچیده شده‌اند، فضاها تیره و بی‌رحم‌اند. آهنگ چند پاره است، به طوری که خط ملودی شکسته می‌شود و این همان ساختار آهنگ‌سازی بر مبنای ریف‌هاست که مدت‌ها بود متالیکا از آن فاصله گرفته بود. اما این موجب نشده متالیکا، غولی که به خاطر انعطاف و موفقیتش در ساخت تنوع سبک‌ها معروف است، این بار درجا یا عقب‌گرد داشته باشد. گروه سبک جدیدی از ترش متال را عرضه کرده که بخشی از آن را مرهون کار استودیویی مدرن است (مثل صدای صدای درامز که بسیار زنده به نظر می‌رسد)، و بخشی را به خاطر ساختار آهنگ‌ها. درامز سبک است و درامر گروه به هیچ وجه همچون سلف خویش آلبوم «st.anger» قصد استفاده از تکنیک‌های جدیدرا ندارد. در این آلبوم ریتم‌ها ساده‌ترند، گرچه باز به نظر نو می‌آیند. به این معنی که تمپو‌ی درامز کاهش یافته اما در همان ریتم‌های کند باز از ترکیب متفاوتی استفاده شده است. آهنگ‌ها به شکل مناسبی متنوع‌تر از اسلاف دهه‌ی هشتاد خود شده‌اند و از بخش‌های بریج، پیش‌تکرارشونده‌ها و... با تنوع بالاتری استفاده می‌شود -نگاه کنید به پخش پس از تکرارشونده‌ی آهنگ «the end of the line»- خواننده‌ی گروه بیشتر در اکتاو‌های زیر می‌خواند و خبری از صدای گرم خواننده‌ی راک قبلی نیست. متالیکا سعی داشته با سبک جدید خود به نحوی پوست‌اندازی متال انجام دهد. مثلاً همان‌طور که در کار‌های متال عموماً آهنگ از نظر هیجانی از بالا به بالا ختم می‌شود، گروه سعی کرده در همان بالا بالاتری ایجاد کند. مثلاً با یک فرود مصلحتی در اواسط آهنگ، یا تبدیل ریتم‌های شکسته به ریتم پیوسته در تکرار شونده و یا استفاده از سرعت جناب درامر در پاره‌ای از نقاط آهنگ؛ تا آن نقطه توجه شنونده را و در نتیجه آدرنالین او را افزایش دهد. همین گونه آنان برای عرضه‌ی سبک جدید خود از آهنگ‌های محبوب پیشین هم کمک گرفته‌اند و شاهدیم هرکدام به نوعی تکرار شده‌اند. برای نمونه: «my apocalypse» که کپی‌برداری از «battery» است، «the day that never comes» که مشابه «one» و «fade to black» است (به خصوص حتی اوج‌گیری پایانی آهنگ به صورت بی‌کلام) و البته آهنگ «unforgiven 3». دقت کنید در این ورژن آهنگ از نظر ساختار حرفه‌ای‌تر شده است، مثلاً ریتم مناسب غیرتکرارشونده‌ی آهنگ، استفاده از بریج و حتی ملودی نو و ساختار بیس و ساز‌های دیگر در فضاسازی. اما به هر حال یدک کشیدن اسم آهنگی که دوبار پیش‌تر ظهور کرده شاید انتظارات را جهت‌دار کند و در حق این اثر منحصربه‌فرد ظلم شود (آهنگ ابتدا قرار نبوده است به نام ورِژن ۳ شناخته شود)؛ به طوری که حتی ایده‌ی جناب درامر-آهنگ‌ساز گروه «لارس اولریش» در آرام‌شدن آهنگ در قسمت تکرارشونده، شنونده را تکان نمی‌دهد. بماند که شخصاً به نظرم این نسخه از دو نسخه‌ی پیشین به خصوص نسخه‌ی ۲ بهتر است. آلبوم از نظر حسی برای اولین بار به طرزی هدفمند حول یک موضوع دور می‌زند: «مرگ» و حواشی ‌آن مانند حسرت و... (حتی اسم آلبوم «death magnetic» از جایی نشئت گرفت که خواننده-آهنگ‌ساز گروه از روی عکس جسد «layne» خواننده‌ی گروه «alice in chains» آهنگی به همان عنوان را ساخته که درآلبوم نگنجیده نیامده است.)

در پایان جا دارد اشاره‌ای هم به سلوهای آهنگ‌ها کنم. سلوزدن در آهنگ‌های متال و این گروه به صورت سنت درآمده بود، سنتی که در آلبوم قبلی گروه شکست. این خود منجر به ظهور عقده‌وار سلو در این آلبوم شد تا برخلاف آخرین سلوها در آلبوم‌های «load» و «reload» که بیشتر جنبه‌ی فرمالیته پیدا کرده بود و حتی آلبوم‌های پیشین که هیچ‌گاه نکته‌ی خاصی را رو نمی‌کرد مگر سرعت، ‌این دفعه گیتاریست گروه تصمیم گرفت از تنوع قابل تحسینی استفاده کند؛ به شکلی که سلو از بخشی مجزا از آهنگ تبدیل به یک عنصر فضاساز و حیاتی شد، پس درود بر «کرک همت» بی‌استعداد. گروه هیچ ابایی از زیاد شدن زمان ‌آهنگ به خاطر سلوها نداشت و این خود به این گیتاریست امکان بروز مناسب خود را داد.

آلبوم به نظرم بی‌شک و تعصب -حداقل به عنوان یک شنونده‌ی حرفه‌ای نه بیشتر‌- یکی از نقاط اوج تاریخ موسیقی متال محسوب می‌شود و تنها از گروهی بر‌می‌آمد که مدت‌ها در اوج تجربه اندوخته باشد. البته این باعث نمی‌شود نگوییم درامز کار به هر حال نسبت ساختار اسیدی متال آلبوم قدری علامت سؤال است، یا صدای آقای هتفیلد ایده‌آل نبود -هرچند نسبت به آلبوم پیشین خدایی کرده بود- یا آهنگی مثل «all nightmare long» با پتانسیل آهنگی تاریخی شدن از فقدان حجم صدا سوخته است و باعث می‌شود آدم حسرت بخورد. و مهم‌تر از همه آلبوم از نیمه انر‌ژی و ثبات اولیه را تا حدی از دست می‌دهد و یک‌پارچه نیست. متالیکا با حواشی بی‌شمار و تجاری‌شدن در عین محبوبیت نزد منتقدان، تبدیل به موجودی دورگه از نفرت‌انگیزی و مهرورزی شده بود و عده‌ی کثیری را که دوستش داشتند (چون علاقه‌مند بودند با سروصدای زیاد آنان به جهان دهن‌کجی کنند) با محبوبیت عامش ناامید کرده بود -بحث عقده‌ی متفاوت‌بودن- اما بیاییم این بار تنها نه با خاطره که با گوشمان مدتی لذتی خالص را تجربه کنیم و مالیخولیای مرگ را از دهن گشاد گروه بیابیم.

از ۵
کلیت آلبوم: ۵
در مقایسه با آثار مشابه: ۴.۵
کار استودیویی: ۴.۵
آهنگسازی: ۵
خواندن (وکال): ۴.۵
نو بودن (اوریجینالیتی): ۴.۵
بهترین آهنگ آلبوم: «that was just your life»
بهترین سلوی آهنگ: «that was just your life»
بهترین ریتم تکرارشونده: «judas kiss»
بهترین ریتم غیرتکرارشونده: «broken bieat and scared»
بهترین وکال: «the day that never comes»
شاخص آلبوم: «the day that nver comes»
بهترین ریتم: «the unforgiven ۳»
بهترین شروع: «the day that never comes»
بهترین پایان: «the end of the line»

حال عده‌ای می‌پرسند مگادث‌اش چه شد؟ -مثلاً :«چایی‌اش چه شد؟»- ما نیز پاسخ می‌دهیم: «کوتاهی متن چه شد؟» و «دو شاه در یک اقلیم نمی‌گنجند» و... بروید خودتان آن را گوش کنید و لذت ببرید. نقد از شما... عیدتان مبارک. در این شماره سنت‌شکنی کردم که در ابتدای متن گفتم این‌جا هم دوباره آرزوی خز شده‌ی خودم شهامت می‌گویم، خواستید بخندید که شاد باشید: «تا ابد عید باد». عیدتان مبارک.
نظرات (۳)