Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
previously on lost beginning of the end
محدثه
١- نیمه‌ی پر لیوان این است که بعد از ۹ ماه دوباره لاست داریم. ترجیح اغلب هواداران لاست این است که به نیمه‌ی خالی فکر نکنند؛ به این حقیقت تلخ که این آخرین باری بود که ۹ ماه انتظار کشیدند، با هیجان به دنبال کوچکترین اخبار گشتند، و تحلیل‌ها و تئوری‌های باربط و بی‌ربط بافتند و خواندند. اشتیاق دیدن اولین اپیزود یک سیزن، بعد از تماشای LA X دیگر تکرار نخواهد شد. هر اپیزودی که می‌بینیم یک قدم به پایان نزدیک‌تر می‌شویم، به روزی که دیگر لاست نخواهد بود. تماشای آخرین فصل لاست، تجربه‌ی تلخ و شیرین جدید و غریبی‌ است.

۲- فرم روایت دوباره عوض شده. گفته بودند که از فلش‌بک و قلش‌فوروارد و تایم‌ترول دیگر خبری نخواهد بود. اسم این فرم جدیدشان را گذاشته‌اند فلش‌ساید. ظاهرن مثل فصل قبل، فعلن قرار نیست منطق فلش‌سایدها را بدانیم و باید صبر کنیم. نویسنده‌ها فعلن چیز زیادی نگفته‌اند، غیر از اینکه باید دقت کنیم که ربط‌دهنده‌ی این آدم‌ها به هم صرفن سقوط در جزیره نبوده و این ربط خارج از جزیره‌شان بیشتر و بیشتر خواهد شد، و این‌که الان داریم آدم‌هایی را می‌بینیم که در خارج از جزیره زنده‌اند و در جزیره مرده، ولی باید به این هم فکر کنیم که اگر کسی در خارج از جزیره بمیرد در جزیره چه خواهد شد... فعلن فکر کنید. به مجسمه‌ی زیر آب هم فکر کنید.

۳- قبل از تماشای ۲۴ هزارجا به آدم هشدار می‌دهند که سعی کنید درطول این سریال به کسی دل نبندید، چون نویسنده‌های بی‌رحم‌اش جذاب‌ترین و محبوب‌ترین شخصیت‌ها را در یک چشم‌به‌هم‌زدن بدون هیچ دلیل قانع‌کننده یا اقتضای داستانی نابود می‌کنند و برای بیننده‌ها فقط حسرت و عصبانیت باقی می‌گذارند. کاش قبل از تماشای لاست هم چنین هشداری وجود داشت. مشکل لاست برخلاف ۲۴، مرگ باشکوه و بامعنی شخصیت‌های حذف‌شده نیست، مرگ تدریجی شخصیت‌های باقی‌مانده است. جک، قهرمان شجاع و فداکار یا لاک، آدم مرموز و قوی و آرام در طول زمان به انسان‌هایی رقت‌انگیز و قابل‌ترحم تبدیل می‌شوند،‌ کیت از آدمی پرانرژی و تأثیرگذار به شخصیتی اضافه و حتی عصبی‌کننده تنزل پیدا می‌کند، شخصیت جذابی مثل دزموند که آدم فکر می‌کند تا ابد جای کار دارد به سادگی محو می‌شود و به "سایر بازیگران" می‌پیوندد، و بن... آدمی که این‌همه وقت دانای کل بی‌رقیب ماجرا و ابردستکاری‌کننده‌ترین آدم روی زمین بوده، ناگهان از هر که تابه‌حال می‌شناخته‌ایم بی‌اطلاع‌تر و کودن‌تر و ترسوتر و قابل‌دستکاری‌تر می‌شود. "اقتضای داستان" دیگر زیادی اغراق‌آمیز شده. نامردها. بن ما کجاست؟

۴- نمی شود برای مدت طولانی از نویسنده‌های لاست دلخور ماند، با این توانایی بی‌نظیرشان در خلق شخصیت‌های ماندگار. شاهکار جدیدشان جیکوب است، آدمی که این‌همه وقت به هر شکلی تصورش می کردیم جز آنی که در پایان فصل پنج دیدیم، و حالا انگار که یک عمر می‌شناخته‌ایم این قادر متعال جزیره را، همینی را که دارند نشانمان می‌دهند. دوباره یک پکیج حیرت‌انگیز داریم: شخصیت پردازی عالی، تم موسیقی شاهکار، دیالوگ‌‌های محشر، بازیگر فوق‌العاده با چهره‌ و صدا و نگاه شدیدن خاص و حضور تأثیرگذار. باز هم شخصیتی که می‌شود لاست را صرفن به‌خاطر او دوست داشت، یا حتی یک سکانس لب دریا از او، یا حتی یک جمله‌ی what about you که به بن می‌گوید و هزار بار هم که بشنوی‌اش به‌اندازه‌ی بار اول به اوج می‌روی، یا نگاه بی‌خیال و تأییدآمیزش به هوگو به‌جای جواب دادن به این سؤال که آیا واقعن می‌خواسته جک آینه‌ها را ببیند... ممکن است روزی ثانیه‌های نفس‌گیر حضور جیکوب در لاست فراموش شوند؟

۵- بحث انتخاب بازیگر در لاست در این ستون تکراری شده، ولی واقعن نمی‌شود دوباره نگفت از مایکل امرسن، از این آقای بازیگر، وقتی روی مستأصل و هراسان و گیج و منگ شخصیت بن را هر چقدر هم که ناامیدکننده و اغراق‌آمیز باشد، به همان قدرت و ظرافت سابق بازی می‌کند. لاست یک آقای بازیگر دیگر هم دارد: تری‌ اوکویین. سخت می‌شد چهره‌ی معصوم و مردد لاک را در حالت خبیث و مغرور و نافذ و پراطمینان فعلی تصور کرد. تفکیک بین لاک و اف‌لاک به‌خاطر بازی فوق‌العاده‌ی اوکویین کاملن دقیق و واضح و باورپذیر درآمده.

۶- قبل از شروع فصل ششم، فکر می‌کردیم جیکوب آدم خوب و اف‌لاک بدمن ماجراست. مطابق نظرسنجی‌های lostpolls بعد از پخش هر قسمت، این تقسیم‌بندی هنوز هم تغییر زیادی نکرده. شاید برای جذاب نگه‌داشتن ماجرا و سخت کردن تصمیم‌گیری باشد ‌که که تیم جیکوب اینقدر lame است و تیم اف‌لاک تا الان دو برگ برنده‌ی سایر و سعید را دارد. این هم از تخصص‌های لاست است، آدم بدها همیشه جذاب‌ترند. سخت است به انتها فکر نکردن و به اینکه چه خواهد شد، و سخت‌تر است پذیرفتن اینکه احتمالن بسیاری از شخصیت‌های محبوب‌مان سرانجام خوشی ندارند، شاید هم هیچکدام‌شان. سخت‌تر از همه این است که نمی‌دانیم چگونه می‌شود در انتظار پایان ماند درحالیکه معنی چنین انتظاری می‌شود انتظار برای تمام شدن همیشگی لاست.
نظرات (۱)