pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
سه‌ی شب گرانج: سه تفنگدار
حامد اوصانلوی
‌به موسیقی دهه‌ی نود توجه زیادی باید کرد به چند دلیل؛ دوره‌ای که اکنون در آن به سر می‌بریم حاوی برش‌هایی از دوران پیشین موسیقی‌ست، اما بدون شک تمام این‌ها تحت تأثیر جبر زمان از فیلتر دهه‌ی نود عبور می‌کند. یعنی دهه‌ی پیش از عصر حاضر. از این رهگذر هم چنین اثر غیر قابل انکار موسیقیایی در سبک «گرانج» را نمی‌توان نادیده گرفت. سبکی که شاید با نظایر «pixies» شروع شد، با «nirvana» به اوج رسید و با مرگ همان گروه هم دوران کوتاهش به پایان رسید تا به عنوان سبکی مخصوص دوره‌ی گذار شناخته شود، سبکی که ماحصل تولد سبک‌های دیگری چون نیومتال‌ها در انواع خود و پست‌گرانج‌ها و پانک‌های موج نو شد. موسیقی گرانج یا گرانج راک تغییر فرم یافته‌ی موسیقی کهنه‌ی پانک بود که تحت تأثیر دهه‌ی طلایی متال، دهه‌ی هشتاد -مانند بحث ابتدای جبر زمانی که رفت- خشونت آن را داشت اما فاقد پیچیدگی‌های آن بود. در دوران کوتاه این سبک -منظور از دوران کوتاه، دوران قبضه‌کردن انحصاری بازار است- گروه‌های متفاوت و جالبی برداشت‌های خود را از سبک ارائه کردند که هر یک بررسی جداگانه‌ای می‌طلبد، اما در این شماره دوست دارم به سه سبک و سه گروه خاطره‌بر انگیز بپردازم. با سه آلبوم چه گروه‌ها از رهگذر زمان تخم‌ها گذاشته‌اند که دو زرده آبروی آنان را زرد می‌کند. اما این سه عبارتند از:
nirvana: nevermind
perl jam: ten
alice in chains: dirt

این‌ها سه سبک مختلف از گرانج را ارائه می‌کنند و این آلبوم‌ها، سه آلبوم پرفروش گروه‌های مذکور محسوب می‌شوند. در ضمن این که سه آلبوم ابتدایی گروهند -در مورد آلیس این چینز دومین آلبوم، اما اولین آلبومی‌ست که گروه از سبک نیمه‌متال آلبوم اول خود به گرانج می‌رسد.- در این بین گروه «پرل جم» موسیقی پیچیده‌تری را ارائه می‌کند. ملودی‌هایی نه چندان روان به همراه استفاده‌ی زیاد از اصوات خاص و متنوع‌تر از یک صدای دیستورت‌شده‌ی گیتار، سلوهای آلبوم نسبت به دو گروه دیگر تکنیکی‌تر و به موسیقی متال نزدیک می‌شود، خشونت آلبوم کمتر است، اما دینامیک و هیجان قابل قبولی دارد. از طرفی گروه «آلیس این چینز» موسیقی کلاسیک‌تری را ارائه می‌دهد که برای گوش چندان غریبه نیست. خشونت اثر بالاست و تا حد زیادی تحت تأثیر آلبوم ابتدایی گروه با فضای متال دهه‌ی 90 ساخته شده است. سامانه‌ی ساخت آهنگ آنان اما پیچیده‌تر است و به روانی و قابل پیش بینی بودن دو گروه دیگر نیست. برای نمونه به آهنگ «rooster» دقت کنید. همچنین تغییر پیاپی تندی آهنگ‌ها و میزان کار، مخاطب را یاد سبک‌های متال می‌اندازد. سلوهای اثر جنبه‌ی کلاسیک دارند و ادعای تکنیک در کار نیست. فضای اثر دینامیک نبوده و بیشتر به نشئگی حاصل از مصرف مواد مخدر می‌ماند. فضایی تیره با توهم بالا با تنوع حسی کم. در نهایت نیروانا آلبومی روان و ساده ارائه می‌کند. بسیاری از ملودی‌ها شنونده را یاد آواهای کودکی می‌اندازد که از شدت احساسات، ساده، نو و عجیب به نظر می‌رسد -نمونه‌ی عینی آن آهنگ‌های loung act و smels like teen spirite- آلبوم تنوع زیادی دارد؛ از آهنگ فوق خشن چون endless nameless تا آهنگ لطیف و تنهایی چون polly. دینامیک بالا در این البوم رمز موفقیت آن بود. جنس صداهای به کار رفته، نو و با این حال یکنواخت و ساده بود. کار استودیویی کم‌نظیر آن هنوز توسط گروه‌های زیادی تقلید می‌شود و منظور از آن صداهای یکدست و خش‌دار گیتار بیس قابل شنیدن و ملودیک به همراهی درامزی با ریتم‌های چندپاره و تحریک‌کننده‌ی هیجان. از نظر خواندن، پرل جم خواننده‌ای توانا و دارای صدایی باز دارد. ملودی‌هایی که می‌خواند اکثراً آغشته به مقدار زیادی حواشی‌ست؛ از سر و صداها و خرناس بگیرید تا آوانماهای زیادی که استفاده می‌کند، به گونه‌ای که در بسیاری جاها تنها مانند یک ساز صداهای ریتمیک در می‌آورد -اخر اهنگ jeremy-. آلیس این چینز تیم خواننده دارد. آن‌ها دو نفر هستند که به سبک کم‌نظیری از هم‌خوانی دست پیدا کرده‌اند. صدای صاف و گرم گیتاری‌ست گروه در کنار صدای نخراشیده و نازک خواننده‌ی اصلی، صدایی حجم‌دار چون صدای اتصال سیم برق ایجاد می‌کند، در حالی که گاهی فرد متوجه وجود دو خواننده نمی‌شود. این تضاد رنگ صدای دو خواننده نقص هر دو صدا را جبران کرده و محصولی کامل تحویل می‌دهد، ملودی‌ها اکثراً با حالت نشئگی و کش‌داری طراحی شده‌اند و حس خستگی و لرزش در آن‌ها موج می‌زند، هر چند همان طور که گفته شد، شکل و قالب کلاسیک و سرراستی دارند. نیروانا در نهایت صدای جوان و خش‌دار خواننده‌اش آمیخته با جیغ‌هایی است که به طرز خاصی ملودیکند و اعصاب شنونده را سوهان نمی‌زنند و مدت‌ها هم جلب توجه می‌کرد. خواننده‌ی گروه صدای قدرتمندی ندارد اما از توانایی کم آن بسیار خوب بهره می‌برد، به شکلی که سبک خاص خود را دنبال می‌کند. از معصومیت و آرامش صدا در برخی آهنگ‌ها تا مجنونانه‌خواندن برخی دیگر؛ اما نکته‌ی کلیدی همان جوانی صدا و جیغ‌های تاریخی اوست. درون‌مایه‌ی کارهای نیروانا عقده‌گشایی‌های یک نوجوانی ناخوشایند و تداعی‌کننده‌ی فضایی شخصی‌ست که در آن دوران یک تیپ را ایجاد کرد. پرل جم در این آلبوم نوعی فضای طغیانی و جمعی را تصویر می‌کند که مانند مورد قبل طرفداران نسل نوی آن دوران را به خود جلب کرد. اما آلیس این چینز در هوای مالیخولیایی سیر کرده و شاکله‌ی عجیبی را درست می‌کند، هر چند هرگز به محبوبیت آن دو نرسید اما به هر حال خوب در بین هواداران موسیقی جای خود را باز کرد. آنان بیشتر از دو گروه دیگر به افکت‌های گیتار وابسته بودند و موسیقی‌ای دارای فضاسازی ارائه می‌دادند. نیروانا موسیقی‌ای وابسته به گیتار ارائه می‌کرد که در عین استفاده‌ی مناسب از افکت، بدون افکت و با گیتاری اکوستیک هم همان زیبایی را داشت. موسیقی‌ای مستحکم و استوار با ساختارهای آشنا. کلید موزیکشان تکرار زیاد بود. آن‌ها با زمان کوتاه آهنگ اما تکرار زیاد همان چند تکه‌ی محدود، روح فرد را با آهنگ‌ها درگیر می‌کردند. پرل جم از طرفی موسیقی‌ای پرصدا و لاین‌های چندگانه را ارائه می‌داد، به طوری که شاید در نگاه اول موسیقی‌ای در مایه‌ی الکترونیک به نظر برسد یا کار های پاپ با وسایل پر زرق و برق. این بدون شک حس نوبودن را بهتر به مخاطب القا می‌کند. آلبوم آن‌ها یکدست‌تر است و در کل پروسه‌ای به‌یادماندنی خلق می‌شود. این آلبوم حس صمیمیت نیروانا را ندارد اما شنونده را به خودآگاهی می‌رساند و به خود او شخصیت می‌دهد. آلیس این چینز هم با سبک متفاوت آهنگ‌هایش مانند یک توهم در ذهن فرد فرو می‌رود، به شکل لذت یک تجربه‌ی خاص در روزی کسل‌کننده. موسیقی آن‌ها به شدت متأثر از استیل خواندن خواننده‌های گروه است که با آهنگ به یک هماهنگی مناسب می‌رسند.

متن را که نگاه می‌کنم می‌بینم زیاد مانده و البته زیاد هم نوشته‌ام. پس ادامه را به شنونده واگذار می‌کنم.
نظرات (۵)