pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
۳۵ The Passion of Joan of Arc
حمیدرضا رفعت‌نژاد



هیچ تصویری از جنگ‌ها و دلاوری‌های ژاندارک در فیلم نیست. فیلم از ابتدا به دادگاه و محاکمه‌ی ژاندارک می‌پردازد. ژاندارکی که حاضر به قسم خوردن نیست و دادگاه قصد دارد که او را مجبور کند که حکم ارتداد و شکستن قوانین کلیسا را بپذیرد، او ابتدا می‌پذیرد اما سپس دوباره بر سر حرف اولیه‌ی خود باز می‌گردد و حاضر می‌شود که در راه عقیده‌اش کشته‌شود. این کشاکش روحی ژاندارک در طول دادگاه و تردید‌ها و سپس یقینش نسبت به راهی که در آن وارد شده‌است، مقدمه را برای پایان‌بندی فیلم و همچنین همذات‌پنداری با او را فراهم می‌کند.

درایر می‌خواست فیلم را ناطق بسازد، اما به علت این که کمپانی‌های سینمایی فرانسوی قادر به انجام آن نبودند، فیلم را صامت ساخت. برای همین تصمیم گرفت برای نشان دادن احساسات و درونیات شخصیت‌ها، کلوزآپ‌های زیادی بگیرد. درایر به زیبایی توانسته‌است که از همین شیوه به نقل دیالوگ‌ها بپردازد. به درون کارکتر‌ها نفوذ کند و حس آن‌ها را نشان دهد. روانکاوی تصویری تماما صورت می‌گیرد. استفاده‌ی او از نور کاملا به‌جا و دقیق است، چهره‌ی تمامی افراد دادگاه با سایه‌ها، نوعی خباثت به خود گرفته‌اند، درحالی که چهره‌ی ژاندارک درتمامی سکانس‌ها در نور مطلق است. چهره‌ی روحانی‌ای که تمامی احساساتش را بدون گفتن یک دیالوگ منتقل می‌کند.

میزانسن دادگاه در کمال سادگی‌است، و فوق العاده حالت تئاتری دارد، انگار یک سن تئاتر است. اما بازی‌ها و حرکت‌های دوربین در فضا، و همچنین حرکت بازی‌گرها، به قدری پر و کامل است که میزانسن را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و حتی می‌توان گفت که سادگی کمک به بهتر دیده‌شدن بازی‌ها و عوامل دیگر می‌شود. در عین‌حال در میان این میزانسن، وجود چیزهایی مانند دستگاه شکنجه، ابهت و وحشت خاصی پیدا می‌کند.

بازی‌ها اگر چه در برخی قسمت‌ها و در بعضی شخصیت‌ها، کمی غلو شده‌است، اما با توجه به تاریخ ساخت فیلم که به 1928 برمی‌گردد، در حد اعلایی قرار دارد. به خصوص بازی فالکونتی در نقش خود ژاندارک، به طوری که نقل می‌کنند در هنگام برداشت سکانس پایانی، به قدری او در نقش خود رفته‌بود که قبل از به آتش کشیده‌شدن اشکی بر گونه‌اش می‌نشیند که باعث می‌شود کل پشت صحنه به گریه و همدردی با او بپردازند. همچنین خود درایر قطره‌ای از اشک او را به عنوان تبرک لمس می‌کند.
بعد از این فیلم هم او در هیچ فیلمی بازی نکرد.
سکانس کوتاه کردن موهای ژاندارک و چشمان غمگین و مصمم او از طلایی‌ترین سکانس‌های بازی اوست و همچنین ادامه‌ی آن که به سکانس پایانی ختم می‌شود.
تدوین فیلم بی‌نظیر است. ابتدا ریتم تدوین معمولی است اما در ادامه و در بعضی سکانس‌ها مانند چرخش تیغ‌های دستگاه شکنجه و همچنین چهره‌ی وحشت‌زده‌ی ژاندارک و کوتاه‌شدن تصاعدی زمان کات‌ها کاملا به‌جا و دقیق است.

اما جایی که می‌توان نقطه‌ی اوج تدوین فیلم دانست، فصل پایانی فیلم است، هنگام به آتش کشیدن ژاندارک. کات‌های پیاپی و نشان دادن جنازه‌ی ژاندارک که ذره ذره می‌سوزد و در میان این تصاویر، نشان‌دادن تصاویری مانند پرواز پرنده‌ها و گریه‌ی مردم و بعد قاب‌های کجی که در آن تصویر کشیش‌ها و پشت‌سرشان صلیب‌های سیاه قرار دارد و بعد مجددا بیشتر شعله‌ور شدن جسد ژاندارک و درگیری مردم و شورششان که در نوع خود بی‌نظیر است. و یا برای مثال سکانسی که بچه‌ای در حال شیرخوردن است که نشان‌دهنده‌ی معصومیتی است که قرار است ثانیه‌های بعدش به آتش کشیده‌شود. و هرچه بیشتر پیش می‌رود کات‌ها سریع‌تر و تصاویر بیشتر نشان داده‌می‌شود. و ریتمی که در سکانس پایانی فیلم وجود دارد، دقیقا مانند شوری است که مردم آن زمان در همان وقت داشته‌اند که این حس کاملا به بیننده منتقل می‌شود.

هنوز مشخص نیست که درایر برای فیلمش موسیقی گذاشته‌بوده یا نه. نسخه‌ای که از فیلم موجود است هیچ موسیقی‌ای ندارد. اما در سال 1995 ریچارد اینهورن، قطعه‌ی "Voices Of Light" را برای آن می‌سازد که می‌توان ادعا کرد، تاثیر گذاری فیلم درایر را صدچندان کرده‌است. موسیقی این فیلم، دقیقا احساسات و حالات ژاندارک را، مو به مو، در تمام طول فیلم روایت می‌کند. حالات روحانی‌ای که با بازی عالی فالکونتی به نمایش گذاشته می‌شود و با کارگردانی بی‌نظیر درایر تبدیل به یک شاهکار کلایسک سینمای صامت می‌شود.
نظرات (۰)