pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
کلیپس چی بخورم؟
امیرحسین هاشمی
هیچی نخریدی... گشنمه... یه چیزی بخر بخورم... گشنمه... چرا هیچی برام نخریدی؟... خسته شدم... گشنمه... چرا چیزی نخریدی؟ هان؟ چرا؟...

چند وقت پیش در خیابان پشت مادر و پسری افتاده بودم. پسر سه چهار سال بیشتر نداشت. جمله‌های بالا بدون هیچ وقفه‌ای از دهان او خارج می‌شد و در ادای آن‌ها هر حیله‌ای را که به ذهنش می‌رسید به کار می‌برد: با لحن مهربان، عصبانی، آرام، با فریاد و... جالب اینجا بود که مادر کوچکترین واکنشی نشان نمی‌داد. چند دقیقه‌ای همین‌طوری گذشت و پسر جمله‌ی جدیدی پیدا کرد: چی بخورم؟
این جمله تلویحاً یعنی حالا که در مورد اصل قضیه (خریدن خوراکی) به توافق رسیدیم، بیا در این باره حرف بزنیم که بهتر است چه چیزی برایم بخری.

برای درخواست یا تحت فشار قرار دادن کسی برای انجام کاری، معمولاً بهتر است اصل قضیه را بدیهی فرض کرد و راجع به جزئیات کم‌اهمیت بعد از آن حرف زد. حتی گاهی می‌شود به جای یک مرحله، دو مرحله جلو رفت تا همان یک ذره تردید در انجام اولین مرحله هم از بین برود. مثلاً این‌جا پسر می‌توانست در مورد این‌که بعد از خوردن خوراکی کجا به دستشویی برود سؤال کند.

وقتی در مورد چال لپ بچه‌ی به‌دنیانیامده حرف می‌زنیم، یعنی چندین مرحله‌ی پیش (مثلاً ازدواج و البته نفس بچه‌دارشدن) که در انجام آن‌ها هنوز شک بسیاری وجود دارد، انجام‌شده فرض شده؛ و هر چه زمان بگذرد، این قبیل کارها به صورت نادانسته بدیهی‌تر فرض می‌شوند و کسی که برای اولین بار آن را پیش کشیده، بعداً به راحتی می‌تواند از آن‌ها به عنوان اهرم فشار استفاده کند.

تا جایی که یادم مانده، زنی از روبرو آمد، محکم کوبید توی سر پسربچه، هیچکس (حتی خود پسربچه) واکنشی نشان نداد و همه چیز تمام شد.
نظرات (۱۴)