|
|||
ساز ناکوک یک حلقهی طلایی... (۲) |
| سپینود ناجیان |
حضور در اجتماع تنها از مسیر حضور در حلقهها میگذرد، پس دیوانگی است اگر موجودیت حلقهها را نفی کنیم. اگر تا همینجا برایتان کافی است؛ میتوانید بقیه را از کتاب جامعهشناسی نوشتهی آنتونی گیدنز دنبال کنید. اینجا اما صحبت از رفتارهای عملی و روزمرهی حلقه و حلقهبازی است. شاید بتوان گفت با حلقه بودن و جان به در بردن فردیت از حلقه است.
فرض ۱: شما رأس یک حلقه هستید. در حلقهی بیمار، شما نمیتوانید رفتارهای فردی اعضای حلقه را تاب بیاورید. آنها را اعتراض به خود تلقی میکنید. اعضای فردگرا را به تدریج تخریب کرده و کنار میگذارید. در مقابل، نیاز به افراد ضعیف و زبون دارید که از طریق چاپلوسی و نزدیک کردن خود به شما و حتا انجام بعضی کارهایتان یا لطفهای بیدلیل به شما فردیت و آزادمنشی (dignity) خود را زیر پا بگذارند و برای باقی ماندن در حلقه و احیانن نزدیکتر شدن به هستهی حلقه -که شما باشید- و شرکت در تصمیمگیریها از این راه، جایگاه شما را در مرکز حلقه تقویت کنند.
پرسش: رفتار درست برای رأس یک حلقه چیست؟
حتمن فکر میکنید جواب این سئوال قرار است اینجا داده شود. باید گفت که این طور نیست. نگارنده خودش نمیداند که رفتار درست یعنی چه. اما چیزی که میداند این است که راه ترمیم و درمان یک حلقهی بیمار گاهی از مرکز شروع نمیشود. ببیند مرکز یک حلقه هم انسان است و تابع تعاریف انسانی. اگر یک و فقط یک نفر میان حلقه باشد که او را به قدرتاش غّره کند، رفتارهای بیمارگونه باز به سراغ حلقه میآید. پس:
فرض ۲: شما عضو حلقه هستید. ردهاش چندان فرقی نمیکند. تصور کنید شما از رنگ قرمز متنفرید و هستهی مرکزی حلقه روزی را تعیین میکند برای گردش و میگوید همه باید کفش قرمز بپوشند. شاید آن قدر نسبینگر و مهربان باشید و بخواهید یک بار -فقط یک بار- اغماض کرده و با جمع همراه شوید. شاید هم نه. اما اگر مطمئن باشید که بار دوم و سومی هم در کار خواهد بود چه؟ حالا دفعات دیگر ممکن است مجبور به خواندن شعری شوید که دوست ندارید، یا انجام کاری که خوش ندارید. نفرات دیگر حلقه چه؟ توجه کنید قانون حلقهها فرق میکند. یعنی اگر یک حلقهی درسی دارید، نمیتوانید با درس خواندن مبارزه کنید که باید به قوانین درست حلقه تن بدهید. یا اگر دورهی داستانخوانی است، نمیشود به خواندن داستان اعتراض کرد و...
حالا پرسش اصلی این است: رفتار درست برای اعضای حلقه چیست؟
نظرات (۴)
فرض ۱: شما رأس یک حلقه هستید. در حلقهی بیمار، شما نمیتوانید رفتارهای فردی اعضای حلقه را تاب بیاورید. آنها را اعتراض به خود تلقی میکنید. اعضای فردگرا را به تدریج تخریب کرده و کنار میگذارید. در مقابل، نیاز به افراد ضعیف و زبون دارید که از طریق چاپلوسی و نزدیک کردن خود به شما و حتا انجام بعضی کارهایتان یا لطفهای بیدلیل به شما فردیت و آزادمنشی (dignity) خود را زیر پا بگذارند و برای باقی ماندن در حلقه و احیانن نزدیکتر شدن به هستهی حلقه -که شما باشید- و شرکت در تصمیمگیریها از این راه، جایگاه شما را در مرکز حلقه تقویت کنند.
پرسش: رفتار درست برای رأس یک حلقه چیست؟
حتمن فکر میکنید جواب این سئوال قرار است اینجا داده شود. باید گفت که این طور نیست. نگارنده خودش نمیداند که رفتار درست یعنی چه. اما چیزی که میداند این است که راه ترمیم و درمان یک حلقهی بیمار گاهی از مرکز شروع نمیشود. ببیند مرکز یک حلقه هم انسان است و تابع تعاریف انسانی. اگر یک و فقط یک نفر میان حلقه باشد که او را به قدرتاش غّره کند، رفتارهای بیمارگونه باز به سراغ حلقه میآید. پس:
فرض ۲: شما عضو حلقه هستید. ردهاش چندان فرقی نمیکند. تصور کنید شما از رنگ قرمز متنفرید و هستهی مرکزی حلقه روزی را تعیین میکند برای گردش و میگوید همه باید کفش قرمز بپوشند. شاید آن قدر نسبینگر و مهربان باشید و بخواهید یک بار -فقط یک بار- اغماض کرده و با جمع همراه شوید. شاید هم نه. اما اگر مطمئن باشید که بار دوم و سومی هم در کار خواهد بود چه؟ حالا دفعات دیگر ممکن است مجبور به خواندن شعری شوید که دوست ندارید، یا انجام کاری که خوش ندارید. نفرات دیگر حلقه چه؟ توجه کنید قانون حلقهها فرق میکند. یعنی اگر یک حلقهی درسی دارید، نمیتوانید با درس خواندن مبارزه کنید که باید به قوانین درست حلقه تن بدهید. یا اگر دورهی داستانخوانی است، نمیشود به خواندن داستان اعتراض کرد و...
حالا پرسش اصلی این است: رفتار درست برای اعضای حلقه چیست؟
نظرات (۴)



یک حلقهی طلایی... (۲)

خیلی نوشتهی خوبی بود. در مورد رفتار درست نمیتونم اظهار نظر بکنم، اما اگه دور هستهی مرکزی از آدم خالی بشه، هسته همیشه میتونه حلقهی جدید برای خودش تشکیل بده و برای همین از نظر خودش هیچوقت مشکلی براش پیش نمیاد.
amirosein درست میگه مگر اینکه آدمای کلیدی هم دور هسته رو خالی کنن که نشه جایگزین کرد! آدمای کلیدی با پشتوانه اکثریت واحد احتمالا بتونن هسته رو وادار به یه کارایی بکنن! احتمالا!
نوشته هاتون رو دوست دارم و دنبال میکنم.
با سلام...
خانوم ستاره چطور ميتونيد بگيد احتمالا،بفرمايين البته كه ميتونن هسته رو مجبور بكنن...
و حتي اگر در اكثريتي كه صحبتش بود،همه و همه و نه حتي به غير از يك نفر هم اصلا قدرتي در زمينه ي فعاليت حلقه نداشته باشن و همه حتي تازه وارد باشن،باز هم قدرت دستشونه و اكثريت بي قدرت اون مركزيت با قدرت حلقه رو تحت تاثير قرار ميدن...
به وب من سر بزنيد و در حتما نظرتون رو بدين...
ممنون ميشم واقعا...