Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
ملازمات عقلیه .Virgin Mary, and other stories.
هادی نگارش
«پیش‌درآمد»
ستون ملازمات عقلیه چند شماره‌ای‌ست که منتشر نشده بود. نه که مطلب نباشد؛ مطالبی بود ولی منتشر نشد. لذا حرف‌های زیاد و نسبتاً بی‌ربطی روی هم تل‌انبار شده‌اند. از بیشتر‌شان می‌گذریم، ولی یک مطلبی را که مناسب این ایام است، سعی می‌کنم در چند بند به عرض برسانم.
□ □ □

نکاتی در باب تمجید حضرت مریم. به‌مناسبت سال جدید میلادی.
یک. من البته ارادت خودم را به ساحت قدسی حضرت مریم پیش از این بارها ابراز کرده‌ام، از جمله در این پست وبلاگ عتیق مان. نمی‌خواهم حرف‌هایی را که در آن پست زده‌ام بازگو کنم. چند نکته‌ی دیگر را در مورد این بانوی بی‌بدیل می‌خواهم بگویم.
گفتم «بی‌بدیل» چرا که مریم حقیقتاً در تمامی عالم تک است. ما در شریعت خودمان در مورد معدود زنان دارای عصمت، زیاد شنیده‌ایم. هم‌چون حضرت فاطمه‌ی زهرا علیــهـاالسلام. که به تعبیر حدیث قدسی خود خداوند، خطاب به پیامبر و حضرت علی علیه‌السلام، «...لولا فاطمه، لما خلقتکما..»؛ اگر فاطمه نبود، شما را نمی‌آفریدم. همین فراز از این حدیث، کافی‌ست در مورد درجه‌ی رفیع معنوی ِ این بانوی بزرگ. که مسلماً جایگاه‌اش بسیار متعالی‌تر از مریم است. نمی‌خواهم وارد این بحث شوم؛ بحث الآن‌ام در مورد حضرت مریم است. و آن‌چه که او را از جهاتی «بی‌بدیل» می‌کند.
ببینید در قرآن در اواخر سوره‌ی تحریم چند آیه در باب تمجید و تقبیح برخی زنان آمده. نخست در باب تقبیح و مذمت دو زن. می‌فرماید: ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ (10) ترجمه: «خدا براى کافران، همسر نوح و همسر لوط را مثل آورده كه هر دو در عقد دو بنده از بندگان شايسته‌ی ما بودند و به آن‌ها خيانت كردند، .... و به ایشان گفته شد داخل آتش شويد» (10)
بعد نوبت می‌رسد به مثال برای زنان درست‌کار. در آیه‌ی بعد می‌گوید: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (11) ترجمه: «و براى مؤمنین، خدا همسر فرعون را مثال آورد؛ آن‌گاه كه گفت پروردگارا نزد خود در بهشت خانه‏اى براي‌ام بساز و مرا از فرعون و كردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر برهان» (11) و در آیه‌ی بعد، زن دیگری برای مؤمنین مثال آورده می‌شود: وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ (12) ترجمه: «و مريم دختر عمران را مثال می‌زند؛ همان كسى كه خود را پاك‌دامن نگاه داشت و در او از روح خود دميديم و سخنان پروردگار خود و كتاب‌هاى او را تصديق كرد و از فرمان‌برداران بود» (12) و بعد هم سوره‌ی تحریم تمام می‌شود. پس در آخر این سوره، دو زن مثال برای کافرین آورده شدند و دو زن هم مثال برای مؤمنین. اما نکته‌هایی که می‌خواهم برای حضرت مریم از این آیه استفاده کنم:

ببینید تنها زنی که نام‌اش در قرآن آمده مریم است. مریم دختر عمران. [البته این عمران با آن عمرانی که پدر موسی کلیم‌الله است، بین‌شان یک فاصله‌ی زمانی 2000 ساله‌است]. بقیه را چه برای مذمت و چه برای مدح کردن، همه را با نشانی و با کنایه (و نه با اسم خودشان) آورده. در همین چند آیه به وضوح می‌بینیم: می‌گوید زن نوح، زن لوط، زن فرعون. و اسمی از هیچ کدام نمی‌برد. در آیات دیگری هم که در مورد زنان است، (حتا برای زنان پیامبر اسلام) اسم هیچ کدام‌شان را نمی‌برد و فقط می‌گوید ای زنان رسول، ای زنان نبی. و یا در مورد داستان حضرت سلیمان و ملکه‌ی سبا، که او هم از زنان درست‌کار است، نام او را (که بلقیس است) نمی‌گوید. فقط می‌فرماید: زن فرمان‌روا، ملکه‌ی سبأ، یا با ضمیر مؤنث او را نام می‌برد. مثال دیگر، زن ابی‌لهب است که او هم زن بدکاره‌ای بود و باز هم در سوره‌ی مسد تنها با ضمیر به او اشاره شده. می‌خواهم بگویم این ویژگی تنها برای مریم وجود دارد که در میان تمامی زنان، اسم‌اش در قرآن بیاید. [البته شاید این‌جا سؤالی مطرح شود که مثلاً پس چرا نام فاطمه‌ی زهرا یا اسامی امامان ما که از لحاظ معنوی و درجات عصمت بسیار بالاتر از مریم بوده‌اند، در قرآن نیامده. که این سؤال جواب بسیار منطقی و البته دقیقی دارد که جای‌اش در این بحث نیست. اگر خواستید بعدها به آن می‌پردازم]. ویژگی‌های مریم را می‌گفتم؛

نکته‌ی بعدی که در مورد مریم می‌خواهم بگویم بر می‌گردد به یک نکته‌سنجی واژه‌ای. برگردید چند خط بالاتر. آن قسمت از آیه‌ی 12 سوره‌ی تحریم را که در مورد مریم است و من بولد اش کرده‌ام ببینید. در این‌جا با این قسمت آیه کار داریم. می‌فرماید: کسی که دامن‌اش را (رحِم‌اش را) از گناه حفظ کرد. و لذا ما از روح‌مان در او دمیدیم. [داخل پرانتز بگویم که همان‌طور که می‌دانید در مورد حضرت مریم، و داستانهای‌اش در جاهای مختلفی از قرآن آیات زیادی داریم. از جمله در سوره‌ی خود مریم که داستان زایمان مریم و تولد عیسی را مفصلاً شرح می‌دهد و در سوره‌ی آل‌عمران، که داستان تولد خود مریم و سپردن‌اش به معبد را مفصل شرح داده. و در سوره‌هایی دیگر مانند همین سوره‌ی تحریم و یا سوره‌ی انبیاء هم تنها به ذکر نام او و آیه‌ای کوتاه در موردش بسنده شده]. حالا شما را رجوع می‌دهم به آیه‌ی 91 سوره‌ی انبیاء. می‌فرماید: وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ (91) قسمتی از این آیه را هم بولد کرده‌ام. می‌بینید که الفاظ این دو قسمت بولد شده از این دو آیه‌ی مختلف تقریباً یکی‌ست. حالا ترجمه‌ی این آیه را ببینید: «و آن زن كه خود را پاك‌دامن نگاه داشت و لذا ما از روح خويش در او دميديم و او و پسرش را براى جهانيان نشانه قرار داديم» (91) می‌بینید که هر دو آیه را یک جور ترجمه کرده‌اند: کسی که دامن‌اش را از گناه حفظ کرد، و ما از روح خود در او دمیدیم. هر دو آیه یک جور ترجمه شده‌اند چون جور دیگری نمی‌شود ترجمه شوند. اما در متن عربی یک تفاوت کوچکی بین این دو قسمت از دو آیه وجود دارد: می‌بینید که در آیه‌ی سوره‌ی تحریم آمده: «فنفخنا فیه من روحنا»، اما در آیه‌ی سوره‌ی انبیاء آمده: «فنفخنا فیها من روحنا». یعنی در اولی ضمیر مذکر آورده و در دومی ضمیر مؤنث. خب ضمیر مؤنث که روشن است. مریم مؤنث است و باید ضمیر مؤنث به او برگردانده شود. ترجمه‌اش را هم این‌گونه می‌آورند که «در او» از روح‌مان دمیدیم. اما سؤال این‌جاست که ضمیر مذکر یعنی چه؟ که در آیه‌ی اول آورده شده؟ جواب این است که ضمیر «ه» در آیه‌ی اول بر می‌گردد به کلمه‌ی «فرج» که اول آیه آمده. یعنی ما از روح خود در فرج [رحِم] مریم دمیدیم. و لذا او عیسی مسیح را باردار شد. بسیار زیباست که خداوند در مورد کسی این‌گونه سخن به‌میان آورد. بگوید ما از روح ملکوتی خودمان در رحم آن زن دمیدیم. آیا این مطلب بر چیزی جز پاکی و بزرگی حضرت مریم دلالت دارد؟ یک زن چقدر باید پاک و بدون گناه باشد تا خداوند بگوید از روح‌مان در رحم او دمیدیم؟.. مریم بسیار بلندمرتبه و آسمانی‌ست.

نکته‌ی سوم و آخری که درباره‌ی مقام حضرت مریم می‌خواهم بگویم باز هم یک مطلب قرآنی‌ست؛ در مورد «وحی» می‌خواهم صحبت کنم. در اوایل سوره‌ی مریم که داستان مریم شروع می‌شود، آیه می‌گوید: «وقتی مریم در جوانی‌اش از قوم خود کناره‌گیری کرد و سر به بیابان گذاشت، ما روح‌القدس (جبرئیل) را بر او فرستادیم تا چیزی به او وحی کند». می‌دانید که وحی برای پیامبران به صورت‌های مختلفی رخ می‌داده. مثلاً برای موسی برای اولین وحی‌اش، در کوه طور خداوند اصواتی را از یک درخت آتشین برای او پدیدار کرد. یا در مورد پیامبر اسلام، خداوند جبرئیل را گاهی به صورت فرشته‌گونه‌اش نازل می‌کرد و گاهی تنها صدایی از خواندن آیات، توسط او به گوش پیامبر می‌رسید. برای اولین بار هم در غار حرا، جبرئیل با خواندن آیات اول سوره‌ی علق بر پیامبر نازل شد... اما مریم؛ خود این فرستادن فرشته‌ی حامل وحی برای مریم، یک امتیاز است. اگرچه خداوند برای افراد دیگری هم -مانند مادر موسی، موقع دستور برای انداختن نوزادش به رود نیل- وحی فرستاده، و حتا در قرآن از واژه‌ی «اوحینا» از ریشه‌ی وحی استفاده کرده. اما برای مریم، جبرئیل را در هیبت یک مرد زیبا روی فرستاد تا با او سخن بگوید. یعنی ارسال وحی را به زیباترین نحوش و به طوری که ترس و وحشت کم‌تری در دل مریم ایجاد شود انجام داد.
و بعد هم ادامه‌ی ماجرای مریم که در آیات بعدی سوره‌ی مریم می‌آید. ...
.................................................................

صحبت شاید به همین‌جا ختم نشود، و مسلماً هم ختم نمی‌شود. ولی این چند نکته به زعم من از نکات قابل توجهی‌ست که درباره‌ی این بانوی بزرگ وجود دارد. امیدوارم مفید بوده باشد.
نظرات (۲۴)