pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
کلیپس خلق و خودشیفتگی-۱
امیرحسین هاشمی
رسم است که در ابتدای چنین نوشته‌هایی، تعریف واژه‌ی مورد بررسی را از چند فرهنگ لغت گوناگون بنویسند و بعد در مورد معناهای آن نتیجه‌گیری کنند. گاهی اوقات این کار مفید است، اما فکر نمی‌کنم در این نوشته به درد ما بخورد، چرا که همه‌ی ما هاله‌ی معنایی واژه‌های پرکاربرد را می‌دانیم و دقیق‌شدن در معناهای لغت‌نامه‌ای، فقط باعث تلف‌کردن وقت و بحث‌هایی از جنس مرغ و تخم‌مرغ می‌شود. در هر صورت صحبت مختصر این ستون در این شماره و شماره‌ی آینده، در مورد مفهوم «خلق و خودشیفتگی» است.

چه زمانی به انسان احساس «خلق» دست می‌دهد؟ دوستان نقاش من تقریباً هیچ‌وقت این احساس را تجربه نمی‌کنند؛ آن‌ها می‌گویند رنگ‌های نقاشیشان را کس دیگری تولید کرده، بوم را کس دیگر و قلم‌مو را کس دیگر. دوستان نقاش من در نهایت خود را یک ترکیب‌کننده می‌دانند نه خالق. این احساس در مورد بقیه‌ی دوستان هنرمندم نیز کم‌وبیش صدق می‌کند. حتی آن‌هایی که سعی می‌کنند کم‌ترین استفاده را از تولیدات صنعتی داشته باشند، مثلاً آن‌هایی که مجسمه‌های سنگی و چوبی می‌سازند، دست آخر به اینجا می‌رسند که اثرشان را از هیچ به وجود نیاورده‌اند و صرفاً به یک سنگ یا چوب شکلی دیگر داده‌اند (این حس معمولاً با اندکی سرخوردگی گریزناپذیر همراه است). مربوط‌ترین فعالیت‌های انسان به خلق، هنرها هستند و به همین خاطر مثال‌ها از این مقوله انتخاب شده‌اند. کارهای دیگر ما، مثل تعمیر یک دستگاه یا دم‌کردن چای، فرسنگ‌ها از این مفهوم دورند و به همین خاطر کاری به آن‌ها نداریم.

اگر با این دید نگاه کنیم، در میان هنرها، ادبیات بیش از همه به مفهوم خلق نزدیک است. ادامه‌دادن این نوشته (بحث در مورد ماهیت زبان و کلمات)، آن را به یک هزارتوی انتزاعی و بی‌سرانجام تبدیل می‌کند که در آن بازی با کلمات حرف اول را می‌زند. به همین خاطر بحث خلق را همین‌جا رها کنید تا در شماره‌ی بعد ربطِ بدیهیِ خلق و خودشیفتگی منتشر شود.
نظرات (۹)