pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
یادداشت‌های یک بیمار جنسی I wank, therefore I exist
پرورسیوس
چندی پیش در حال گشت‌وگذار در اینترنت بودم که به صورت تصادفی با وبلاگی آشنا شدم که در آن یک نفر تلاشش برای ترک خودارضایی را به صورت روزانه گزارش می‌کرد. اولین بار بود که وبلاگی با چنین موضوعی می‌دیدم و برایم بسیار جالب بود. همه‌ی وبلاگ را خواندم. بعد از آن در لینک‌های همان وبلاگ، وبلاگ‌ها و انجمن‌هایی با موضوع مشابه پیدا کردم.

خواندن این وبلاگ‌ها یک بار دیگر باعث شد که به حال جوانان این مملکت به خاطر اطلاعات نادرستی که به آن‌ها داده می‌شود، به خاطر عذاب وجدان شدیدی که به خاطر یک عمل طبیعی احساس می‌کنند، تأسف بخورم.
اجازه بدهید اول قسمت‌هایی از این وبلاگ‌ها را با هم بخوانیم (تأکیدها از من هستند):

«یکی از بچه‌های دور فامیل که هم‌سن‌و‌سال خودم بود بهم یاد داد، گفت تو حموم که میری با اونجات بازی کن... توی این سال‌ها هر بار که این کار رو انجام می‌دادم از ابراهیم -همون آشنای دور- متنفر می‌شدم، یادمه چند بار تصمیم گرفتم بکشمش»

«بازم شکست خوردم. این دفعه ۲۰ روز دووم آوردم. ۲ بار زدم. از خودم بدم میاد ولی باید خودمو تحمل کنم.»

«لباس زیادی نپوشیده بودم و هوا حسابی سرد شده بود، امیدوارم که سرما نخورم، تا حالا که نخورده‌ام.آخر این خودارضایی سیستم دفاعی بدنم رو داغون کرده، که با ترک اون کم‌کم درست میشه!»

«نمی‌دانم چه طور ظهر شد فقط می‌دانم تمام سعی‌ام را کردم که جلوی این حس کثیف رو بگیرم... سعی کردم کاری انجام بدهم ولی این حس کثیف نمی‌گذاشت تمام تمرکزم را به هم زده بود. علاوه بر این حس تنهایی و اعصاب خورد به دلیل عقب‌ماندن کارها همه روی هم خیلی اذیتم می‌کرد.»

«بالاخره 10 روز شد ولی شب نمی‌دونم با چه فکری خوابیدم که خواب سکس دیدم و تونستم جلوی خودم رو بگیرم تا ارضا نشم. نمی‌دونم چطوری ولی تونستم جلوی خودم رو بگیرم مطمئناً دعاهای شما دوستای عزیز کمکم کرده، قبلاً اینطوری نبود، سریع ارضا می‌شدم. به امید پریدن‌های بیشتر...»

«من یه پسری بودم که تو خوشگلی چیزی کم نداشتم (قصد تعریف ندارما!) ولی وقتی صمیمی‌ترین دوستم اومد و من طفل معصوم رو با این بلای خانمان‌سوز آشنا کرد، بهم گفت که اینکار نه تنها گناه نداره بلکه ثواب هم داره...
اون با این کارش خنجری از پشت به من زد که حالاحالاها زخمش خوب نمی‌شه. وقتی فکر می‌کنم که چه فرصت‌هایی رو از دست دادم به حال خودم افسوس می‌خورم. 4 ساله که پشت کنکور موندم. دیگه خسته شدم و می‌خوام از صفر شروع کنم.
می‌خوام زندگیمو از نو بسازم.
همه میگن که این عمل زشت باعث میشه آدم تنها بشه ولی من چون تنها بودم مرتکب این عمل کثیف شدم.
یه چیز میگم بین خودمون بمونه. یکی رو دوست داشتم، ولی الآن سه چهار سالی میشه که دیگه ندیدمش. فقط هر چند وقت یک بار میرم از دور خونشون رو نگاه می‌کنم به امید اینکه شاید ببینمش. ولی اصلاً دلم نمی‌خواد باهاش برخورد داشته باشم. آخه اون رفته دانشگاه و من فقط پس‌رفت کردم، همین...
نمی‌دونم با این قیافه‌ی بدترکیبی که به هم زدم چطور باهاش رودررو بشم...»

«برادر من تو رو به خدا خودت رو در کثافت غرق نکن. فیلم و عکس مستهجن نگاه نکن.این‌ها همه ساخته‌ی غرب هست که من و تو نگاه کنیم و معتاد بشیم.به حرف اوباما توجه نکن که عید قربان رو تبریک میگه. این ها همه تله واسه من و تو هست.»

«لعنت به من! دارم سقوط می‌کنم. هربار به زمین نزدیک‌تر میشم... چقدر دیگه برام مونده؟!»

«متأسفانه هستند کسانی که نصف بینایی خودشون رو از دست دادن به خاطر این عمل زشت.»

---------
همه‌ی مطالب این وبلاگ‌ها را در چند عبارت می‌شود خلاصه کرد:

احساس گناه و عذاب وجدان شدید، احساس ضعیف‌بودن و عدم اعتماد‌به‌نفس ناشی از آن، مقصریابی و فرافکنی این احساس گناه به دیگران (کسی که آن‌ها را با این کار آشنا کرده و scapegoat همیشگی: آمریکای بیچاره)، انداختن تقصیر همه‌ی ناراحتی‌های جسمی و ناکامی‌های زندگی به گردن خودارضایی.

احساس عذاب وجدان از خودارضایی همان قدر احمقانه است که احساس خجالت از عادت ماهانه در زنان. انباشت اسپرم‌ها در بدن، نیاز به دفع آن‌ها در فواصل زمانی را اجتناب‌ناپذیر می‌کند. تصمیم به ترک استمنا مثل تصمیم به ترک ادرارکردن می‌ماند. علت شکست این دوستان در رسیدن به هدفشان هم همین است. حالا اگر با هزار بدبختی جلویش را گرفتی، در خواب و بدون اراده‌ی تو می‌آید.

با شرحی که گفتم، تقصیری وجود ندارد که حالا به دنبال مقصر بگردیم. اما اگر خیالتان را راحت می‌کند، خودارضایی نیازی به آموزش ندارد. برای امتحان می‌توانید یک میمون نر را از ابتدای تولد در قفس و بدون هیچ ارتباطی با همنوعانش نگهداری کنید و بعد وقتی بلوغش فرا رسید بشینید و تماشا کنید که چطور به صورت فطری (این کلمه شما را یاد چه مباحثی در کتاب دینی می‌اندازد؟) خودارضایی می‌کند.

خودارضایی پدیده‌ی جدیدی هم نیست که توطئه غرب و استکبار برای مشغول‌کردن جوانان نابغه‌ی ایرانی باشد. نقاشی‌های قدیمی وجود این پدیده از گذشته‌های بسیار دور را تأیید می‌کنند. مثل این نقاشی متعلق به ۶ قرن قبل از میلاد مسیح که یک الهه‌ی یونانی را در حال خودارضایی تصویر می‌کند (پس معلوم می‌شود آن موقع هم کار بدی محسوب نمی‌شده).

همچنین علم جدید همه‌ی مضراتی را که به استمنا نسبت داده می‌شود رد می‌کند و حتی فوایدی برای آن ذکر می‌کند.

خودارضایی باعث تنهایی یا کاهش اعتمادبه‌نفس نمی‌شود. بلکه این افراد به دلیل احساس گناه، مرتب خود را سرزنش می‌کنند و خود را ضعیف‌النفس و بی‌ارزش می‌پندارند، در نتیجه اعتمادبه‌نفس آن‌ها به شدت آسیب می‌بیند و همین باعث عدم موفقیت آن‌ها در ایجاد روابط دوستانه با جنس مخالف و دیگر موقعیت‌های زندگی می‌شود.

در حالی که احساس گناه و عذاب وجدان این چنین روح جوانان ساده‌لوح ما را می‌خورد و زندگی را برایشان تیره و تار می‌کند، بسیاری کشورهای توسعه‌یافته برنامه‌ای برای ترویج خودارضایی روزانه بین نوجوانان به عنوان یک «عادت سالم» آغاز کرده‌اند:

"In 2009, the U.K. Government joined Holland and other European nations in encouraging teens to masturbate at least daily. An orgasm was defined as a right in its health pamphlet. This was done in response to data and experience from the other EU member states to reduce teen pregnancy and STIs (STDs), and to promote healthy habits."


مطلب را با یک نقل قول تمام می‌کنم:
«ترک خودارضایی بسیار ساده است. من خودم صدها بار موفق به انجامش شده‌ام.»
نظرات (۵)