pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
پلک سنگین دزدی هنر است؟
معین فرّخی
یک. هفته‌ی پیش در جمعی بودم که یکی از مترجم‌-نویسنده‌هایمان هم آن‌جا بود. از این می‌گفت که هر کی چهارتا کتاب خوانده، از آن‌ها دزدی می‌کند و داستانی به اسم خودش تحویل می‌دهد، ناشرانی هم هستند که چاپش می‌کنند. بعد حرفش را تعمیم داد به ادبیات جهان و گفت «کوری» یک دزدی آشکار است از یکی از کتاب‌های کامو [اگر اشتباه نکنم «طاعون»] او می‌خواست از این راه ارزش «کوری» را پایین بیاورد و نویسنده‌های جوان را بکوبد. چیزی که من از حرفش برداشت کردم، این بود که حالا دیگر هرکس که از مادر گرامی‌اش قهر کرده، چهارتا کتاب هم خوانده، روی به داستان‌نویسی آورده. و همین کپی‌کردن‌هاست که باعث می‌شود داستان «اورجینال» نداشته باشیم.

دو. دیروز مقاله‌ای خواندم از محمد قائد به نام «درباره‌ی الهام، توارد، اقتباس و دستبرد» بخشی از حرف‌هایی که زده بود، شبیه به چیزهایی بود که هنگام شنیدن حرف‌های مترجم-نویسنده به ذهن من آمد. حالا من آمده‌ام و در این ستون حرف‌هایی را می‌زنم که شبیه به حرف‌های قائد است. آیا من از او دزدی کرده‌ام؟

سه. قطعاً نمی‌توانم انکار کنم که نوشته‌ی قائد بر نوشته‌ی من تأثیر خواهد گذاشت. ولی واقعیت دیگری هم وجود دارد. من و محمد قائد -مستقل از مرتبه‌ای که داریم- در یک جامعه زندگی می‌کنیم، ممکن است حرف‌های یک‌سان بشنویم، کتاب‌های یک‌سان خونده باشیم، تصویرهای مشابه دیده باشیم، آیا آن‌ها در داوری یک‌سان ما بی‌تٱثیرند؟ مجموعه‌ی این عوامل در کنار خواندن نوشته‌ی قائد در ذهنم من را به نوشتن این مطلب واداشته؛ آیا من دزدی می‌کنم؟

چهار. نویسنده‌های جهان کتاب‌های مشترکی را خوانده‌اند. کتاب‌های خوانده‌شده، تجربه‌های زندگی و بسیاری چیزهای دیگر می‌توانند منبع الهام نویسنده باشند. و اصلاً اگر این نباشد، اگر نویسنده بخواهد تمام تجربه‌هایی را که دیگران داشته‌اند -به بهانه‌ی آن‌که کپی‌برداری نکند- کنار بگذارد، ادبیات جهان پیش‌رفت نخواهد کرد. تصور کنید اگر «سلینجر» از «مارک تواین» یا «همینگ‌وی» از «هرمان ملویل» تٱثیر نمی‌گرفت، حالا ما از خواندن شاه‌کارهایی مثل «ناتور دشت» و «پیرمرد و دریا» محروم بودیم.

پنج. «کوری» را خوانده‌ام و کتاب کامو را نه. نمی‌توانم قضاوت کنم که کوری کپی‌برداری از آن کتاب هست یا نه. حدس می‌زنم تٱثیرگرفته از آن باشد. گذشته از آن، فکر می‌کنم اگر دزدیِ ساراماگو این‌قدر آشکار می‌بود، جامعه‌ی ادبی جهان بی‌کار نمی‌نشست و حالی اساسی به ساراماگو می‌داد. باید به این نکته هم توجه داشت که کم‌تر نویسنده‌ای -حتا کسانی که با موج حرکت می‌کنند و مثلاً ناگهان پست‌مدرن می‌نویسند- به قصد دزدی بنویسد، ممکن است آن‌قدر خوب نباشد که چیزی به گذشتگانش اضافه کند، ولی فکر می‌کنم کسی که بخواهد دزدی کند، جاهای به‌تری برای این کار پیدا خواهد کرد.

شش. به این موضوع «افزودن چیزی بر گذشته» دقت کنید.
نظرات (۶)